کانال کانون بی خدایان و ندانم گرایان
رفتن به کانال در Telegram
کانال کانون بی خدایان و ندانم گرایان برای بیان دیدگاه های بیخدایان و ندانم گرایان ساخته شده است . گروه اصلی : ♦️https://t.me/joinchat/AAAAAEQ6R7yDmofC-YhE5A گروه چت : ♦️https://t.me/joinchat/BlFEfkM5kbQDbC0ZfDENag
نمایش بیشتر7 417
مشترکین
+924 ساعت
+67 روز
-6230 روز
آرشیو پست ها
🔴 هزاران نفر در دو روز کشته میشوند
و آسمان سکوت میکند.
اگر عدالتِ مطلقی آن بالا هست
چرا در برابر خونِ جمعی خاموش است
اما قرار است گرسنگی چندساعتهی من را بشمارد؟
مسئله این نیست که «دعا کار میکند یا نه».
مسئله این است:
خدایی که در برابر فاجعه خاموش است
چگونه قرار است در برابر جزئیات زندگی من حساس باشد؟
یا باید تعریفمان از خدا را عوض کنیم
یا مسئولیت عدالت را بیواسطه بر دوش خودمان بگذاریم.
🔴 آمریکا حضور نظامی خود را در #خاورمیانه بهطور بیسابقهای افزایش داده است و تنش با ایران در بالاترین سطح چند سال اخیر قرار دارد. سناریوهای درگیری مستقیم، از حملات هوایی گرفته تا عملیات محدود زمینی، روی میز هستند، اما هنوز جنگ رسمی اعلام نشده.
فعلاً:
🔺آرایش نیروهای آمریکایی و تجهیزات نظامی در #خلیج_فارس، دریای عمان و اطراف ایران در حالت آمادهباش کامل است.
🔺درگیریهای محدود و حملات هوایی در سوریه و یمن ادامه دارد.
🔺فشار اقتصادی، سایبری و سیاسی به ایران و متحدانش افزایش یافته است.
🔴 وضعیت کشورهای منطقه
♦️ایران: تمرکز روی بازدارندگی؛ تمرینات نظامی و تقویت قدرت موشکی، افزایش مراقبت از تنگه هرمز و پایگاههای حیاتی. آمادهباش کامل برای مقابله با هر سناریوی حمله مستقیم.
♦️عراق و سوریه: میدانهای عملیاتی محدود و حضور گروههای نیابتی ایران و آمریکا. مناطق مرزی به شدت تحت نظارت نظامی هستند.
♦️یمن: حملات محدود آمریکا و ائتلاف سعودی علیه حوثیها ادامه دارد؛ جنگ زمینی گسترده رخ نداده اما تهدید موشکی پابرجاست.
♦️اسرائیل: هشدار بالا؛ رصد دقیق تحرکات ایران و گروههای نیابتی، آمادهباش برای واکنش محدود یا بازدارنده.
♦️کشورهای حاشیه خلیج فارس (امارات، عربستان، قطر، کویت): تمرکز روی امنیت داخلی و پایگاههای حیاتی، حفظ توازن بین ایران و آمریکا، پرهیز از مواجهه مستقیم.
🔴 نتیجه :
🔺جنگ تمامعیار آمریکا و ایران احتمال پایین دارد، زیرا هزینه اقتصادی و پیامدهای بینالمللی بسیار بالا است.
🔺سناریوی محتملتر: تنشهای فرسایشی، حملات محدود هوایی و نیابتی، فشار سیاسی و اقتصادی، بازدارندگی متقابل.
🔺خطر بزرگ: یک اشتباه محاسباتی یا حادثه تصادفی میتواند تعادل شکننده را به بحران گسترده تبدیل کند.
♦️در کل، منطقه در وضعیتی «نه صلح، نه جنگ» قرار دارد؛ یک تعادل ناپایدار که هر تحرک یا خطای کوچک میتواند آن را به یک بحران بزرگ تبدیل کند
✍️آرش تفرشی
🔴 https://t.me/canoon_aa/5973
🔴 اگر «قویترین پدافند» یک کشور، گنبد حرم امام هشتم شیعیان باشد که خود بر اثر مسمومیت درگذشت و نتوانست برای خود چارهای کند،
پس وای به حال مردم آن کشور ..!!
یعنی مفهوم #دفاع_ملی از علم و تکنولوژی جدا شده و به #نماد_مذهبی تقلیل یافته است.
#پدافند_هوایی یعنی رادار، رهگیری، شبکه فرماندهی و سامانه موشکی؛
نه تصویر گنبد حرم امام رضا.
این شیوه تازهای هم نیست.
سالهاست که در ادبیات رسمی جمهوری اسلامی ایران، بهجای نمایش شاخصهای فنی و شفافیت دفاعی، از سرمایههای قدسی برای القای امنیت استفاده میشود.
امنیت ملی با سامانههای قابل سنجش ساخته میشود؛
با برد و دقت موشک، پوشش راداری، آمادگی عملیاتی، آموزش نیروها و شفافیت بودجه دفاعی.
نه با ارجاع به نمادهای خرافی و مذهبی!
✍️ #آرش_تفرشی
🔴 از حمله گلهها نترسید و آنچه را درست می پندارید با شهامت فریاد بزنید ..!!
تودهها هر روز دنبال عکس تازهای در ماه میگردند!!
🔴 وقتی چهرههای قدرت در قاب زیارت و عبادت قرار میگیرند، مسئله فقط باور شخصی نیست؛ این تبدیل ایمان به نمایش عمومی است.
در دورهی محمدرضا شاه #پهلوی دین نه کنار گذاشته شد و نه از ساختار قدرت جدا شد؛ بلکه بهصورت هدایتشده و در خدمت تثبیت اقتدار سلطنت قرار گرفت.
شاه به مکه میرفت، در مراسم عزاداری شرکت میکرد، به امامزادهها سر میزد و از نمادهای شیعی برای تقویت مشروعیت خود استفاده میکرد.
در همان زمان، بودجههای رسمی و غیررسمی به مساجد و نهادهای مذهبی اختصاص داده میشد، بازسازی و ساخت گستردهٔ مساجد ادامه داشت و مراکز مذهبی از امکانات و منابع مالی قابل توجه برخوردار بودند.
از آغاز دورهی رضا شاه پهلوی تا پایان حکومت پهلوی، شمار مساجد کشور از چند هزار باب به دهها هزار باب افزایش یافت. این رشد کمی نشان میدهد که مذهب نه تنها حذف نشد، بلکه از نظر زیرساخت فیزیکی نیز گسترش پیدا کرد.
نهادهایی مانند آستان قدس رضوی نهتنها قدرت مالی و اداری داشتند، بلکه شبکه انسانی گستردهای در اختیار داشتند. این نهادها از توان بسیج اجتماعی و نفوذ عمیق در جامعه برخوردار بودند.
علاوه بر این، مراجع و نهادهای مذهبی در برخی حوزههای حقوقی و آموزشی نیز نقش و نظارت داشتند؛ از تأثیرگذاری بر برخی قوانین مبتنی بر مذهب گرفته تا حضور و نظارت بر آموزشهای دینی در مدارس. دین در حاشیه نبود، در بطن ساختار رسمی کشور حضور داشت.
جایی که دین به ابزار تثبیت اقتدار تبدیل شود، دینداری میتواند به ابزار سیاسی و حتی ریاکاری قدرت بدل شود — نمایشی برای کسب مشروعیت، نه صرفاً اعتقاد فردی.
نتیجه چه شد؟
وقتی فضای سیاسی بسته شد و امکان شکلگیری #احزاب و نهادهای مستقل از بین رفت، تنها شبکه سازمانیافته، گسترده و دارای منابع مالی و نیروی انسانی در کشور، همان شبکه مذهبی بود.
در بحران پایانی حکومت، همین شبکه توانست نیروهای خود را بسیج کند و به ستون اصلی حرکت منتهی به #انقلاب اسلامی تبدیل شود.
تناقض تاریخی همینجاست:
نظامی که برای تثبیت قدرت خود، از مذهب بهعنوان یکی از پایههای مشروعیت بهره میبرد، در نهایت با همان زیرساخت اجتماعی که تقویت کرده بود، به چالش کشیده شد.
🔴 https://t.me/canoon_aa/5968
🔴 فرمانده از افسر تک تیرانداز بالای برج پرسید :
آیا تک تیرانداز دشمن در کارش مهارت دارد؟
افسر پاسخ داد :
خیر قربان، در کارش خیلی هم ناشی است ..!!
-پس چرا تا حالا موفق به کشتن او نشده ای؟
قربان میترسم او را بزنم بعد یکی بهتر از او را بیاورند و همه ما را بکشد.
بنظرم زنده بماند به نفع ماست قربان...!!
🆔 @CANOON_AA
🔴 تصور کن:
یک قاتل به قربانی میگوید:
«از خدا بخواه نجاتت بده.»
قربانی دعا میکند.هیچ اتفاقی نمیافتد.کشته میشود.
حالا همان آدم را تصور کن :
که زیر آوار زلزله گیر میکند و تصادفی زنده بیرون میآید.
میگوید:
«دعا کردم، خدا خواست، نجات پیدا کردم.»
❗ تناقض کجاست؟!!
دعا همان است، اما تفسیر بعد از نتیجه عوض میشود.
اگر نجات پیدا کند → «معجزه بود».
اگر کشته شود → «خواست خدا بود».
اینجا با #مغالطه نتیجه محور (Post hoc) روبهرو هستیم:
اول نتیجه رخ میدهد، بعد علت الهی به آن چسبانده میشود.
مثال پزشکی:
برخی سرطانها گاهی به دلیل واکنش سیستم ایمنی، تشخیص اشتباه،
یا مسیر طبیعی بیماری بهبود پیدا میکنند.
این یک واقعیت علمی است.
اما مؤمنان همین بهبودهای ممکن را
«معجزه» مینامند.
در مقابل:
🔺 دست یا پای قطعشده
🔺نخاع کاملاً آسیبدیده
🔺 عضو از دسترفته
هرگز دوباره رشد نمیکند.
نه در بیمارستان، نه در معبد، نه در تاریخ ثبت شده.
و نکتهی مهمتر:
هیچ مؤمنی اصلاً انتظار چنین معجزهای را ندارد.!!
اینجا با دو مغالطه طرفیم:
🔹 مغلطه #انتخاب_گزینشی (Cherry Picking)
مواردی که بهبود ممکن بودهاند برجسته میشوند.
مواردی که دخالت واقعی لازم داشتهاند، نادیده گرفته میشوند.
🔹 مغلطه جابجایی معیار
وقتی شفا رخ دهد → معجزه.
وقتی رخ ندهد → حکمت.
یعنی باور به معجزه، در هر حالت مصون از شک و نقد باقی می ماند.
♦️معجزه نه یک رویداد عینی، بلکه تفسیر انتخابی بعد از واقعه است
✍️ آرش تفرشی
🔴 https://t.me/canoon_aa/5963
🔴 بیش از صد سال است که آزادی در ایران با «امید» خریداری نمیشود، با خون معامله میشود.
از مشروطه تا امروز، هر نسل سهم خود را پرداخته؛ نه به این دلیل که مسیر را درست رفته، بلکه چون راه دیگری برایش باقی نگذاشتهاند.
#مشروطه با وعدهی قانون آغاز شد، اما جامعهای که هنوز مفهوم نهاد، مسئولیت جمعی و توازن قدرت را نمیشناخت، آن را به دست کسانی سپرد که قانون را ابزار قدرت میدیدند، نه محدودکنندهی آن. نتیجه؟
آزادی نیمهجان، پیش از آنکه راه رفتن بیاموزد، زمین خورد.
در دهههای بعد، مردم ایران بارها به خیابان آمدند، نه از سر استراتژی، بلکه از سر خفگی.
قیام کردند چون دیگر جایی برای عقبنشینی نمانده بود.
این الگو تکرار شد: فشار، انفجار، سرکوب، فراموشی. هر بار با چهرهای تازه، اما با پایانی آشنا.
انقلاب ۵۷ نقطهی اوج این سوء محاسبهی تاریخی بود.
مردمی که از استبداد خسته بودند، آزادی را به نیرویی سپردند که نه به آزادی باور داشت، نه حتی آن را پنهان میکرد.
اینجا فقط حکومت تنها مقصر نبود؛
جامعهای که فکر میکرد «اخلاق»، «ایمان» یا «نیت پاک» جای ساختار و قانون را میگیرد، بهای این خیال پردازی را هنوز میپردازد.
پس از آن، خون دادن به عادت تبدیل شد.
دههی شصت، جنگ، سرکوب، قتلعام، مهاجرت. هر بار که جامعه میخواست نفس بکشد، با یادآوری یک ترس قدیمی عقب رانده شد.
ترس از فروپاشی، ترس از جنگ، ترس از بینظمی. و همین ترسها، بزرگترین سرمایهی قدرت در دست آخوندهای سفاک شد.
جنبشهای بعدی، از ۷۸ تا ۸۸ و از ۹۶ تا ۱۴۰۱ و ۱۴۰۴ یک چیز را ثابت کردند:
مردم تغییر کردهاند، اما هنوز ابزار تغییر را ندارند.
شجاعتر شدهاند، اما سازماننیافتهاند.
واقعیت تلخ این است که مردم ایران فقط قربانی نبودهاند؛ گاهی شریک ناخواستهی این چرخه هم بودهاند.
با فراموشی سریع، با قهرمانسازی احساسی، با ناتوانی در حفظ حافظهی جمعی. هر نسل از صفر شروع کرده، انگار قبل از او هیچکس زمین نخورده، اعدام نشده، تبعید نشده است.
با این حال، یک چیز تغییر کرده:
توهمها کمتر شدهاند.
کمتر کسی امروز باور دارد که آزادی هدیه داده میشود یا از آسمان میافتد. نسل جدید، برخلاف نسلهای قبل، میداند که #آزادی بدون هزینه نیست، اما مهمتر از آن، بدون عقل جمعی هم ممکن نیست.
✍️ #آرش_تفرشی
🔴 https://t.me/canoon_aa/5960
🔴 رسانههای اجتماعی فقط به «احمقهای مدرن» صدا ندادهاند بلکه به آنها توهم اهمیت دادهاند. این تفاوت اساسی است.
#احمق همیشه وجود داشته، اما قبلاً مجبور بود یا ساکت بماند یا در جمعهای کوچک همسطح خودش حرف بزند.
امروزه اما، احمقهای مدرن با چند کلیک، به فضایی پرتاب می شوند که ساختارش به او القا میکند نظرش هم ارز نظر متخصص است.
نه بهخاطر محتوا، بلکه صرفاً بهخاطر داشتن صدا.
من فحش می دهم پس هستم ، من آنفالو می کنم پس هستم …
احمق، عادت کرده که دنیا را مثل اپلیکیشن ببیند:
«اگر چیزی مطابق میلش نیست، باید تنظیم شود، اگر نشد، باید حذف شود. »
برای احمقهای مدرن اختلاف نظر، نشانهی پیچیدگی جهان نیست، نشانهی نقص جهان است.
بنابراین نقد نمیکند، بحث نمیکند، فکر نمیکند؛ قهر میکند.
قهر دیجیتال، در قالب آنفالو، بلاک، میوت. ژست اعتراض بدون هزینه، بدون استدلال، بدون مسئولیت.
آنفالو برای این جماعت ابزار تفکر نیست؛ ابزار ابراز وجود است.
نوعی اعلام حضور:
«من خوشم نیامد». و همین. گویی جهان موظف است با این نارضایتی بلرزد.
اینجا دیگر بحث آزادی بیان نیست؛ بحث ناتوانی در تحمل این واقعیت ساده است که جهان نه موظف به خوشایند توست، نه حتی به توجه به تو.
در نهایت، آنچه در این فضا فریاد زده میشود، نه حقیقت است، نه تحلیل، نه حتی نظر. میل خام است؛ میل به دیده شدن، میل به تأیید، میل به مرکزی بودن.
رسانههای اجتماعی فقط این میل را تقویت نکردهاند؛ آن را با زبان دانش، نقد و اخلاق بزک کردهاند. و نتیجه؟ انبوهی صدا، با کمترین معنا.
✍️ #آرش_تفرشی
🔴 https://t.me/canoon_aa/5958
🔴 #جمهوری_اسلامی محصول تمرکز قدرت مطلقه، ایدئولوژی اجباری و فقدان پاسخگویی است و نتیجهاش فجایع گسترده و چندوجهی در تاریخ ایران است:
🔺1.کشتار دهه ۶۰: #اعدام های گسترده زندانیان سیاسی و سرکوب مخالفان، که جامعه را در ترس و سکوت فرو برد.
🔺2.جنگ با عراق (۱۹۸۰–۱۹۸۸): هشت سال #جنگ طولانی با میلیونها کشته و آواره، حاصل جاهطلبی ایدئولوژیک و سیاستهای داخلی.
🔺3.سرکوب آزادیها: محدودیت شدید مطبوعات، اینترنت و آزادی بیان، حذف نقد، نوآوری و فضای سالم جامعه.
🔺4.ترویج قوانین عصر حجری: #قصاص ، سنگسار ، شلاق و مجازاتهای غیرانسانی که کرامت و حقوق فردی را نابود میکند.
🔺5.فساد سیستماتیک و سوءمدیریت: تمرکز قدرت، فساد اقتصادی و سیاسی گسترده، و اولویت دادن به اهداف سیاسی و ایدئولوژیک بر رفاه مردم.
🔺6.بحران اقتصادی و اجتماعی: سوءمدیریت و اولویت دادن به اهداف سیاسی و ایدئولوژیک به جای رفاه مردم، باعث تورم، فقر، کاهش قدرت خرید و مهاجرت گسترده شده است.
🔺7.تخریب محیط زیست و زیرساختها: بیتوجهی به برنامهریزی علمی، بحران آب، نابودی منابع طبیعی و فرسودگی زیرساختها.
🔺8.سیاست خارجی پرهزینه و بیپایه: هزینههای چندین میلیارد دلاری برای انرژی هستهای، دشمنی بیپایه با اسرائیل و تجهیز نیروهای نیابتی در منطقه، بدون منفعت واقعی برای مردم.
🔺9.سرکوب اقلیتها و زنان: محدودیت شدید زنان، اقلیتها و مخالفان، شکنجه و مجازاتهای غیرانسانی که حقوق بشر را نابود کرده است.
نتیجه، کشوری است با سرمایه انسانی از دست رفته، جامعهای گرفتار ترس و سرکوب، اقتصاد و محیط زیست آسیبدیده، و سیاست خارجی هزینهساز و بیثمر. جمهوری اسلامی نه یک حادثه گذرا، بلکه محصول ساختار و ایدئولوژیای است که همه این فجایع را همزمان جمع کرده است.
✍️ #آرش_تفرشی
🔴 https://t.me/canoon_aa/5955
🔴
اکنون در دسترس! پژوهش تلگرام ۲۰۲۵ — مهمترین بینشهای سال 
