fa
Feedback
Chamta-چمتا

Chamta-چمتا

رفتن به کانال در Telegram

"چمتا"، کوله باری ست از صدا و خاطره؛ این برنامه می‌کوشد مخاطبین ایرانی را با موسیقی دیگر ملل دنیا آشنا کند.

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
4 698
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
اطلاعاتی وجود ندارد30 روز
آرشیو پست ها
فیروز - «زمستان برگشت» @ChamtaShow

«سال نو مبارک» - گروه آبا @ChamtaShow

سویه‌های روانشناسانه یک رابطه عشق و نفرت بین کودک و والد آزارگر به روشنی در موزیک ویدئوی «هیچ چیز با تو قابل مقایسه نیست» با اجرای شینید اوکانر تصویر شده است، دو خط اشک بر صورت اوکانر در حال خواندن شعری که او آن را بازتاب رابطه بغرنجش با مادر درگذشته اش می دانست. @ChamtaShow

ماری لافوره - «بیا، بیا...» @Chamtashow

انریکو ماسیاس - «خداحافظ سرزمین من» انریکو ماسیاس، فرزند پاک زمین بود و از میوه‌های شیرین هجرت، مردی از جنس رویا.همان خواننده و موسیقیدان فرانسوی الجزایری‌تبار که نوای حزن آلود شرق زخمه گیتارش شده بود و ترانه‌هاش به زبانهای گوناگون ورد زبان مردم کوچه و بازار. او در شهر کنستانتین کشور الجزایر متولد شد و به واسطه دوستان کولی‌اش نواختن گیتار را فرا گرفت. او پس از مهاجرت به فرانسه ترانه‌هایی خواند برای همه مردم جهان او که معتقد بود: «‌همه آدمها شبیه هم‌اند و بودنشان بر روی یک سیاره کافی ست برای همزیستی در برابری و بی مرزی.» @ChamtaShow

ژولیت گرکو - «سلام بر غم» «غم»، گاهی مالیخولیایی‌ست که جستن و همنشینی‌اش نه تنها دل‌آزار نیست، که خواستنی و دلچسب هم هست. «پل الوار» شاعر فرانسوی، شعر کوتاهی دارد که با جمله‌ی «سلام ای غم!» شروع می‌شود و با این عبارات به پایان می‌رسد: سلام ای غم! / سلام ای عشق پیکرهای مهرانگیز / سلام ای نیروی پنهان/ که عشق پاک چون روحی مجرد از تو می‌زاید/ سلام ای چهره‌ی نومید/ سلام ای صورت زیبا سلام الوار به غم، چندین سال بعد، الهام بخش «فرانسواز ساگان»، دختر نوجوان نازپرورده‌ی فرانسوی شد برای نوشتن یکی از آثار برجسته‌ی ادبی جهان. جملات آغازین این کتاب، توصیفی‌ست از این احساس غریب و دوگانه: « درمانده‌ام که آیا‌ می‌توانم بر این سودای غریبی که به جانم نشسته، نام موقر و زیبای «غم»، را بگذارم؟ حس غم، همیشه برایم جذبه داشته‌است، اما حالا ماهیت خودپرستانه‌اش مرا به نوعی خجلت‌زده کرده‌است. من پیشتر ملال، حسرت و گاهی ندامت را درک کرده‌ام ولی غم را هرگز. امروز چیزی مثل یک پارچه‌ی ابریشمین مرا در خود پیچیده، نرم است، سستم‌ می‌کند و از دیگرانم جدا.» - لیلا سامانی @ChamtaShow

«برگهای پاییزی» با صدای ژولیت گرکو که همراه خزان امسال از دنیای زنده‌ها رخت بربست. با شعری از ژاک پره‌ور و آهنگسازی ژوزف کوزما @ChamtaShow

ورق زدن یکی دیگر از فصول کتاب بلند مبارزات مدنی انسان در «نه» گفتن به تسلسل خشم و خصم و کینه و روایت موسیقیایی تلاش بزرگ مردمانی که وقت و هنر و اندیشه‌شان را وقف دست آزیدن انسان به مفهومی متعالی تر از آزادی های فردی و اجتماعی‌اش کردند. در ادامه روال همیشگی چمتا در ستایش صلح و آشتی و همراه با حال و هوای اجتماعی این روزهای ایران؛ این بار شکوه و معجزه حیات را با مرور ترانه‌هایی به نظاره نشسته‌ایم که همگی در مذمت اعدام ساخته و در گوش تاریخ زمزمه گشته‌اند. @ChamtaShow

سیلوی وارتان - «رود ماریتزا» ترانه‌هایی بی‌سقف و بی‌دیوار که طنینشان جغرافیای جهان را در می‌نوردد. صدای محزون هجرت و نوای خانه به دوشی. همه برآمده از حنجره زنان و مردانی که با آواز چونان چون نوشدارویشان کشیدن بار تن را برای آدم های زمین ممکن کردند؛ آدمهایی که مثال گنجشگکان باغ، بی آشیان و بی‌خانه بودند اما با آوازشان اندکی از بار غم ایام کم کردند، در این شماره چمتا مروری کرده‌ایم بر کتاب قطور ترانه‌های مهاجرت که بیشترشان وصف حال خود آوازخوانند از هجرت و سویه‌های گونه‌به‌گونه‌اش. @Chamtashow

«لبیروت» ترانه‌ی مشهور «لبیروت» به گونه‌ای امضای شخصی فیروز به شمار می‌رود. ملودی این نغمه‌ی سودایی بر روی موومان دوم کنسرتو «آرانخوئز» بنا شده‌است. آرانخوئز یکی از آثار افسانه‌ای عالم موسیقی‌ست که آن را «خواکین رودریگو»، آهنگساز بنام اسپانیایی در سال 1939 خلق کرده‌است. «جوزف حرب» شاعر لبنانی متن ترانه‌ی «لبیروت» را سروده و ضمن آن قصه‌گوی رنجهای بیروت و مردمانش شده‌است. مترجم: محمد سفریان و لیلا سامانی @ChamtaShow

«ماری لافوره» خواننده و هنرپیشه فرانسوی و ملقب به دختر چشم طلایی ترانه مشهوری دارد با نام «عشق من، دوست من» که خلقش با همراهی دو تن از نامداران موسیقی فرانسه میسر شده بود، ادنی مارنی و آندره پوپ. اما در سابقه وام‌ترانه‌های فارسی نام «کریم فکور» و «پرویز وکیلی» به عنوان ترانه‌سرا و «الهه» و و ویگن در مقام خواننده بیش از دیگران دیده می شود. از جمله اینها هم نسخه فارسی همین ترانه مشهور ماری لافوره است با صدای الهه آوازخوان خوش صدای سالهای دور ایران. @ChamtaShow

«تنها مهره‌ای در بازی آنها» - باب دیلن مرثیه‌ای برای مدگار اورس @ChamtaShow

دیلن در کشاکش مبارزات مدنی آفریقایی‌تباران ترانه ای را اجرا کرد که «مرگ غریبانه هتی کارول» نام داشت. این ترانه درباره قتل پیشخدمتی سیاه‌پوست بود به دست پسر صاحب یک مزرعه بزرگ تنباکو. @chamtashow

«همچون یک قطره باران» شاعر: عبدالوهاب البیاتی خواننده: الهام المدفعی @ChamtaShow

باربارا، آوازخوان شهره‌ی فرانسوی، زندگی غریب و پرغصه‌ای داشت. سالهای کودکی او با جنگ جهانی دوم و اشغال فرانسه به دست نیروهای نازی آلمان مصادف شد و باربارا به خاطر آبا و اجداد یهودی مسلک‌اش، در همان سالهای کودکی با طعم ناخوش‌آیند فرار و گریز و از هم‌گسیختگی خانه آشنا شد. او بعدها و در نوشته‌های پراکنده‌ی خاطراتش از دیگر مصیبت کودکی‌اش هم پرده برداشت و از آزار و اذیت جنسی پدر و تنفر بی آخرش از او قصه کرد. او، در ترانه‌ی «نانت» از عزم‌ آخرین‌اش برای دیدار دوباره‌ی پدر می‌گوید. مردی که پس از سالها خواستار دیدار دوباره‌ی دخترش شده و شهر نانت، تن به بستر مرگ سپرده‌است. باربارا در این ترانه با برگزیدن نامی نمادین آدرس بیمارستان پدرش را با نام خیابان «آغل گرگ» عنوان کرده است. @ChamtaShow

صباح - «ساعات ساعات» @ChamtaShow

سمیره سعید - «قال جاني بعد يومين» @ChamtaShow

«آرانخوئز، عشق من» - ریچارد آنتونی ملودی این نغمه‌ی سودایی بر روی موومان دوم کنسرتو «آرانخوئز» بنا شده‌است. آرانخوئز یکی از آثار افسانه‌ای عالم موسیقی‌ست که آن را «خواکین رودریگو»، آهنگساز بنام اسپانیایی در سال 1939 خلق کرده‌است. اثری که بنا بر باور عموم الهام بخشش، حزن عمیق این هنرمند نابینا بابت بمباران شهر گرنیکا در جریان جنگ داخلی اسپانیا بوده‌است و برخی آن را متاثر از تابلوی «سوم ماه مه 1808» اثر فرانسیسکو گویا دانسته‌اند. @ChamtaShow

«آن روزها وقتی جوان بودم» - روی کلارک