fa
Feedback
ادب سرا (شعر)

ادب سرا (شعر)

رفتن به کانال در Telegram

نمایش بیشتر
1 505
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
+3730 روز
آرشیو پست ها
من یکبار مرگ را تجربه کرده ام یک نفر شبیه تو دست یک نفر که شبیه من نبود را گرفته بود باران هم می آمد.... ✍ #دلنوشته @adabsara

در فکر تو بستم چمدان را و همین فکر ؛ مثل خوره افتاده به جانم ، که بمانم ... انگار که یک کوه سفر کرده از این دشت انقدر که خالی شده بعد از تو جهانم ... ✍ #فاضل_نظری @adabsara

عاشقت بودم ولی ناجور سوزاندی مرا نقره داغش میکنم دل را اگر یادت کند @adabsara

سلّول به سلّول من از یاد تو سرشار جز من احدی با تو به این حد نرسیده هر واژه که دارم همه از خیر سر توست تو خوبی و از تو به کسی بد نرسیده من منتظر بوسه ی مکتوب تو هستم شاید نفرستادی و .... شاید نرسیده @adabsara

نه شکوفه ای نه برگی نه ثمر نه سایه دارم همه حیرتم که دهقان به چه کار کشت مارا ✍ #ذوقی_اردستانی @adabsara

باهرکه خواستی بروی هر زمان برو عاشق تر از من است؟ برو! با همان برو روزی اگر نخواستی‌ام حرف گوش کن حتی اگر خودم به تو گفتم بمان٬ برو ✍ #علیرضا_نورعلیپور @adabsara

به بغض سر کردم دیده تر نشد که نشد دلی ز حال دلم با خبر نشد که نشد سیاه پوشی و اندوه در غم سهراب برای رستم دستان پسر نشد که نشد ✍ #حامد_عسکری @adabsara

و درد که این بار پیش از زخم آمده بود..... ✍ #گروس_عبدالملکیان @adabsara

زاهـد به کـرم، تو را چو ما نـشـناسـد بیـگـانه تـــو را چـو آشــنا نـشـناســد گـفتی کـه گـنه کـنی به دوزخ برمـت این را به کسی گو که تو را نشناسد ✍ #ابوسعید_ابوالخیر @adabsara

عاشق آن است که گر خصم بیفتد به میان حرمت عشق نگه دارد و خوارش نکند گر سپردند به او سرّی و احوالِ دلی بر سر کوچه و بازار هوارش نکند بارِ حسرت نشود بر دل دلدادهٔ خویش بر سر عهد و وفا ماند و زارش نکند ✍ #ارس_مرادی @adabsara

از من فراتری! تو کجا شعر من کجا؟ در شعر عاشقانه‌ی من جا نمی‌شوی باید به ناگهان دم آخر ببوسمت اکنون اگر حیا کنم از دست می‌روی ✍ #نوید_افتاده @adabsara

چنان آغوش وا کن بر منِ تنها که انگاری نداری بعد از آن آغوش، دیگر در جهان کاری! ✍ #نوید_افتاده @adabsara

شتاب‌ناک گذشتی، چرا شتاب نکردم چگونه روی گذشتِ زمان حساب نکردم برادرت سر دیوار، برادرت خود دیوار کلنگ هم دم دستم، چرا خراب نکردم گسسته باد رفاقت شکسته باد اخوت برادر تو شدن را من انتخاب نکردم هنوز کوچه همان و هنوز در گذری تو هنوز غصه همان که چرا شتاب نکردم ✍ #حسن_متین_راد @adabsara

در حسرت دریایی و میبینمت ای رود آن روز که چون موج ز دریا بگریزی وقتی که قرار است نجنگیده ببازی دیگر چه نبردی چه جدالی چه ستیزی نزدیکی ام آموخت که از دیده‌ی معشوق هر قدر شوی دور همان قدر عزیزی مستی اگر این بود که ما تجربه کردیم بهتر که در این جام تهی زهر بریزی… ✍ #فاضل_نظری @adabsara

آخرش درد دلت در به درت خواهد کرد مهره مار کسی کور و کرت خواهد کرد عشق یک شیشه انگور کنار افتاده است که اگر کهنه شود مست ترت خواهد کرد ازهمان دست که دادی به تو بر خواهد گشت جگر خون شده ام خون جگرت خواهد کرد ناگهان چشم کسی سر به سرت می زارد بی محلیش ولی جان به سرت خواهد کرد جرم من خواستن دختر ارباب ده است مادر! این جرم شبی بی پسرت خواهد کرد همه ی شهر به آواز من عادت کردند وقت مرگم گذری با خبرت خواهد کرد ✍ #امیر_سهرابی @adabsara

غمناکم و از کوی تو با غم نروم جز شاد و امیدوار و خرم نروم از درگه همچو تو کریمی هرگز نومید کسی نرفت و من هم نروم ✍ #ابوسعید_ابوالخیر @adabsara

دستخطی دارم از او بر دل خود یادگار عشق کاری کرد با قلبم که چاقو با انار رفتنش یک شب دمار از روزگار من کشید می کشم روزی که برگردد دمار از روزگار ✍ #علیرضا_بدیع @adabsara

همه خوشدل اینکه مطرب بزند به تار چنگی من از آن خوشم که چنگی بزنم به تار مویی @adabsara

گفتم كه با فراق مدارا كنم، نشد يك روز را بدون تو فردا كنم، نشد در شعر شاعران همه گشتم كه مصرعى در شأن چشم هاى تو پيدا كنم، نشد گفتند عاشق كه شدى؟ گريه ام گرفت ميخواستم بخندم و حاشا كنم، نشد بيزارم از رقيب كه تا آمدم تو را از دور چند لحظه تماشا كنم، نشد شاعر شدم كه با قلم ساحرانه ام در قاب شعر، عشق تو را جا كنم، نشد ✍ #سجاد_سامانی @adabsara

اگر زِ گور، به جایی دری نباشد چه؟! وگر تمام شود، محشری نباشد چه؟! گرفتم اینکه دری هست و کوبه‌ای دارد... در آن کویر، کسِ دیگری نباشد چه؟! کفن‌کِشان چو در آیم زِ خاک و حق خواهم، دبیرِ محکمه را دفتری نباشد چه؟! شرابِ خُلَّرِ شیراز داده‌ام از دست... خبر زِ خمره‌ی گیراتری نباشد چه؟! چنین که زحمتِ پرهیز بُرده‌ام اینجا، به هیچ کرده اگر کیفری نباشد چه؟! بَرَنده کیست در این بازیِ سیاه و سپید؟ در آن دقیقه اگر داوری نباشد چه؟! ✍ #حسین_جنتی @adabsara