1 505
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
+3730 روز
آرشیو پست ها
1 507
من یکبار مرگ را تجربه کرده ام
یک نفر شبیه تو
دست یک نفر که شبیه من نبود را گرفته بود
باران هم می آمد....
✍ #دلنوشته
@adabsara
1 507
در فکر تو بستم چمدان را و همین فکر ؛
مثل خوره افتاده به جانم ، که بمانم ...
انگار که یک کوه سفر کرده از این دشت
انقدر که خالی شده بعد از تو جهانم ...
✍ #فاضل_نظری
@adabsara
1 507
سلّول به سلّول من از یاد تو سرشار
جز من احدی با تو به این حد نرسیده
هر واژه که دارم همه از خیر سر توست
تو خوبی و از تو به کسی بد نرسیده
من منتظر بوسه ی مکتوب تو هستم
شاید نفرستادی و .... شاید نرسیده
@adabsara
1 507
نه شکوفه ای نه برگی نه ثمر نه سایه دارم
همه حیرتم که دهقان به چه کار کشت مارا
✍ #ذوقی_اردستانی
@adabsara
1 507
باهرکه خواستی بروی هر زمان برو
عاشق تر از من است؟ برو! با همان برو
روزی اگر نخواستیام حرف گوش کن
حتی اگر خودم به تو گفتم بمان٬ برو
✍ #علیرضا_نورعلیپور
@adabsara
1 507
به بغض سر کردم دیده تر نشد که نشد
دلی ز حال دلم با خبر نشد که نشد
سیاه پوشی و اندوه در غم سهراب
برای رستم دستان پسر نشد که نشد
✍ #حامد_عسکری
@adabsara
1 507
زاهـد به کـرم، تو را چو ما نـشـناسـد
بیـگـانه تـــو را چـو آشــنا نـشـناســد
گـفتی کـه گـنه کـنی به دوزخ برمـت
این را به کسی گو که تو را نشناسد
✍ #ابوسعید_ابوالخیر
@adabsara
1 507
عاشق آن است که گر خصم بیفتد به میان
حرمت عشق نگه دارد و خوارش نکند
گر سپردند به او سرّی و احوالِ دلی
بر سر کوچه و بازار هوارش نکند
بارِ حسرت نشود بر دل دلدادهٔ خویش
بر سر عهد و وفا ماند و زارش نکند
✍ #ارس_مرادی
@adabsara
1 507
از من فراتری! تو کجا شعر من کجا؟
در شعر عاشقانهی من جا نمیشوی
باید به ناگهان دم آخر ببوسمت
اکنون اگر حیا کنم از دست میروی
✍ #نوید_افتاده
@adabsara
1 507
چنان آغوش وا کن بر منِ تنها که انگاری
نداری بعد از آن آغوش، دیگر در جهان کاری!
✍ #نوید_افتاده
@adabsara
1 507
شتابناک گذشتی، چرا شتاب نکردم
چگونه روی گذشتِ زمان حساب نکردم
برادرت سر دیوار، برادرت خود دیوار
کلنگ هم دم دستم، چرا خراب نکردم
گسسته باد رفاقت شکسته باد اخوت
برادر تو شدن را من انتخاب نکردم
هنوز کوچه همان و هنوز در گذری تو
هنوز غصه همان که چرا شتاب نکردم
✍ #حسن_متین_راد
@adabsara
1 507
در حسرت دریایی و میبینمت ای رود
آن روز که چون موج ز دریا بگریزی
وقتی که قرار است نجنگیده ببازی
دیگر چه نبردی چه جدالی چه ستیزی
نزدیکی ام آموخت که از دیدهی معشوق
هر قدر شوی دور همان قدر عزیزی
مستی اگر این بود که ما تجربه کردیم
بهتر که در این جام تهی زهر بریزی…
✍ #فاضل_نظری
@adabsara
1 507
آخرش درد دلت در به درت خواهد کرد
مهره مار کسی کور و کرت خواهد کرد
عشق یک شیشه انگور کنار افتاده است
که اگر کهنه شود مست ترت خواهد کرد
ازهمان دست که دادی به تو بر خواهد گشت
جگر خون شده ام خون جگرت خواهد کرد
ناگهان چشم کسی سر به سرت می زارد
بی محلیش ولی جان به سرت خواهد کرد
جرم من خواستن دختر ارباب ده است
مادر! این جرم شبی بی پسرت خواهد کرد
همه ی شهر به آواز من عادت کردند
وقت مرگم گذری با خبرت خواهد کرد
✍ #امیر_سهرابی
@adabsara
1 507
غمناکم و از کوی تو با غم نروم
جز شاد و امیدوار و خرم نروم
از درگه همچو تو کریمی هرگز
نومید کسی نرفت و من هم نروم
✍ #ابوسعید_ابوالخیر
@adabsara
1 507
دستخطی دارم از او بر دل خود یادگار
عشق کاری کرد با قلبم که چاقو با انار
رفتنش یک شب دمار از روزگار من کشید
می کشم روزی که برگردد دمار از روزگار
✍ #علیرضا_بدیع
@adabsara
1 507
گفتم كه با فراق مدارا كنم، نشد
يك روز را بدون تو فردا كنم، نشد
در شعر شاعران همه گشتم كه مصرعى
در شأن چشم هاى تو پيدا كنم، نشد
گفتند عاشق كه شدى؟ گريه ام گرفت
ميخواستم بخندم و حاشا كنم، نشد
بيزارم از رقيب كه تا آمدم تو را
از دور چند لحظه تماشا كنم، نشد
شاعر شدم كه با قلم ساحرانه ام
در قاب شعر، عشق تو را جا كنم، نشد
✍ #سجاد_سامانی
@adabsara
1 507
اگر زِ گور، به جایی دری نباشد چه؟!
وگر تمام شود، محشری نباشد چه؟!
گرفتم اینکه دری هست و کوبهای دارد...
در آن کویر، کسِ دیگری نباشد چه؟!
کفنکِشان چو در آیم زِ خاک و حق خواهم،
دبیرِ محکمه را دفتری نباشد چه؟!
شرابِ خُلَّرِ شیراز دادهام از دست...
خبر زِ خمرهی گیراتری نباشد چه؟!
چنین که زحمتِ پرهیز بُردهام اینجا،
به هیچ کرده اگر کیفری نباشد چه؟!
بَرَنده کیست در این بازیِ سیاه و سپید؟
در آن دقیقه اگر داوری نباشد چه؟!
✍ #حسین_جنتی
@adabsara
