شعر 🍁 شور 🍁 عشق
رفتن به کانال در Telegram
🌹🍀همراهان جدیدم خوش آمدید.🍀🌹 همراهان قدیمی و یاران پر مهرم خوش به دلمنشسته اید.. هر نظری، پیشنهادی، حرفی دارید، به جان پذیرا هستم. اینجا کلام زیبایتان را می خوانم: @bk1621 Instagram.com/_u/asharparsii @mehrteh کانال موسیقی
نمایش بیشتر4 303
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-57 روز
-630 روز
آرشیو پست ها
4 303
🌾
@asharparsi
در لحظهی خاصی از درد هیچکس نمیتواند کاری برای آدمی انجام دهد.
رنج همیشه تنهاست.»
#آلبر_کامو
💫🌾
4 303
🌾
@asharparsi
تو نمیدانی
امّا جهان با تو سبز خواهد بود!
حتی اگر زمستان
پوست تنمان را بخشکاند...!
گُلی در میانهی جنوبگان خواهد رویید،
که بوی تن تو را خواهد داد.
این را بارها در گوشهایت زمزمه کردهام،
خاطرت هست!؟
#مهران_رمضانیان️
💫🌾
4 303
🌾
@asharparsi
رنج نباید تو را غمگین کند.
این همان جایی است که اغلب مردم اشتباه میکنند.
رنج قرار است تو را هوشیارتر کند به اینکه زندگیات نیاز به تغییر دارد.
چون انسانها زمانی هوشیارتر میشوند که زخمی شوند،
رنج نباید بیچارگی را بیشتر کند.
رنجت را تحمل نکن،
رنجت را درک کن!
این فرصتی است برای بیداری،
وقتی آگاه شوی،
بیچارگیات تمام میشود.
#کارل_گوستاویونگ
💫🌾
4 303
🌾
@asharparsi
در امتزاج نور و صدا
ققنوسی در سینهات جا خوش کرده دارد
با نغمهای از جنس روشن حیات
که بیزارم از تاریکی..!!!....
مرگ در تو تولّد یک زندگی ِتازهست
...و من این باور با غیر نخواهم گفت
قسم به قلبهای شکسته
به شعری که اکنون ِلحظهها
خون قی میکند با شاعر در من....
در امتزاج آینه و نگاه
صبح به پژواکی رهیده از سکوت
به تکثری بر آمده از هفت توی زمان
- نجوا میبرد
که بیزارم از تاریکی !!!
...و آنک - ققنوس شعلهزاد در تو
تا تولّدی دوباره
در خاکسترئ این حوالئ خاموش
در من ِگیسو خاکستری میرقصد......
#گویا_فیروزکوهی
💫🌾
4 303
🌾
@asharparsi
باش!
بودنت خوب است ...
شبیه حس قشنگ بیدار شدن در صبح آبی و خلوت یک مزرعه، شبیه لذت نشستن کنار آتش، در سردترین نقطه ی کوهستان
شبیه نوشیدن یک فنجان چای داغ، در یک عصر سرد زمستانی ... بودنت
با من بودنت؛ بد جور می چسبد!
#نرگس_صرافیان_طوفان
💫🌾
4 303
🌾
@asharparsi
نه گریز رهایی از این راه مسدود
نه گزیر برگشت به قریهی سوت و کور
که چشمهای تو آنسوتر از خیال
تا کدام هنگام باور پروازی
تا کدام لحظه رسیدن به وعدهگاه
میایستم پای این دو راهه
میایستم پای رسیدن تا تو
ای از تبار قول و غزل.....
ناخن میکشم بر سنگ
تا مگر نقشی از تو حک کرده باشم
یک نگاه - عاشق کُش از همیشه
چه اگر از رگ دستانام بنوشد صخرهی تفته !
میمانم در حوالی اینجای سربی
شاید چشمی بباری
شاید آوازم دهی با بغض نهان
شاید بال خیالی به پرواز
...و من که نمیگذرم از باور به تو رسیدن....
نه ؛ نمیگذرم از این اثفاق پیچیده
که دستهای عشق رقم زد !
میایستم تا پای عبور
میایستم به پای چشمهایت
که منتظر - رهای در من.....
#گویا_فیروزکوهی
💫🌾
4 303
🌾
@asharparsi
در این زندگی فقط یک خوشبختی وجود دارد:
دوست داشتن
و دوست داشته شدن...
#جورج_سند
💫🌾
4 303
🌾
@asharparsi
میدانم
من و تو هیچگاه هم عقیده نبودیم.
میدانم،
رنگ چشمانمان فرق دارد
و خورشید در جغرافیای شهر تو
گرمتر است!
اما مهم نیست.
بیا و تمام اینها را از یاد ببریم.
دستانت را در دستانم بگذار!
میخواهم تنها چند قدم،
میان مردم این شهر،
میان شلوغی خیابانها،
تو را داشته باشم...
#مهران_رمضانیان
💫🌾
4 303
🌾
@asharparsi
ساعتِ دنیای من
کوک است با لبهای تو
صبح را بیداری چشم تو تعیین میکند...!
#فرامرز_عربعامری
💫🌾
4 303
🌾
@asharparsi
دوستت دارم
تو را به عنوان چیزهای تاریکی که باید دوست داشت،
دوست دارم.
در خفا،
بین سایه و روح.
#پابلو_نرودا
💫🌾
4 303
🌾
@asharparsi
زمان ؛ عریان وُ رامناشده اسبیست
که یالافشان در باد
بر زمین یائسه میتازد !
تا کدام بافته کمندی
به باور بلوغ رسیده
یک ناگهان سر بر آورد از خاک سترون
...و سوار آید بر عمر تاخته
- از هجوم هجمهها....
چشم دارم به تو
در این واحهی از وهم و مِه متراکم
در این دیار سوخته
که خاکسترش در رقص با غبار
- پا سست میکند....
چشم دارم به کولی ِدر تو
که رنج آوارهگیام را
رج میزند در خویش مغموم
به غروبی که رنگ غمهایم را دارد....
چشم دارم به تکّهای از عطر تنات
که عریانتر بال بگیرد
از اینجای سرابنوش
تا عصیان نفسهای بیافسار
ای همهی تو بی پایان
موجتاب خیال تا فراسو
تموّج ردّ ِرها
- از این سترون جای کویری.....
#گویا_فیروزکوهی
💫🌾
4 303
🌾
@asharparsi
محبوبم،
شما که میخواستید بروید پس چرا
این همه خاطره در کوچه ی ما جا گذاشتید؟!
#محمد_صالح_علا
💫🌾
4 303
🌾
@asharparsi
خورشید روزی برای همه
به یک اندازه طلوع خواهد کرد
شاید ما آن روز را نبینیم
امّا زندگی چیزی جز
امیدواری نیست
#ناظم_حکمت
💫🌾
4 303
🌾
@asharparsi
گویی عشق در نرسیدن است
تلخی اش هم همین است...
نرسیدن،
دوری و تمام فاصله ها...
من تو را دوست دارم تو دیگری را
دیگری من را دوست دارد، من دیگری را
من تو را دوست دارم
تو من را اما نمی شود
همه چیز محکم می ایستد که نشود...
#عباس_معروفی
💫🌾
4 303
🌾
@asharparsi
چند کلمه
چند مصرع کوتاه
...و چند شعر که نام ندارد !
داشته های من
همین دفتر پر از دلتنگی
که هر نیمه شب از خوابهایم میچیند
تا سپیدهدمان
عطر رویاهایم را بپراکند
در باغکوچههای چشم دوخته
رو به بهار تا هنوز نیآمده.....
چند واژه
چند عبارت کوتاه
...و چند برگ نامهی به دستت نرسیده
داشتههای من
خیال با تو بودن
که هر هنگام چشمهای حزن آلود مرا
سپید - شعر میکند
تا چه بخوانی :
دلتنگیهای تا به اکنونام را....
نمیدانی
نه نمیدنی
نانوشتههای شاعر در من
بیشتر از نوشتههاییست
که خیال تو را پر میدهد
تا حوالی ابرناکی کوه و کومه
تا به خود آمدن مسافر در تو.....
#گویا_فیروزکوهی
💫🌾
4 303
🌾
@asharparsi
درکجای
این جهان
ایستادهای؟
نمیدانم!
تنها میدانم یک چیز
ما را به یکدیگر
پیوند میدهد:
"باران"؛
آیا آنجا
"باران" است؟
#محمد_خدری
💫🌾
