احساس (ڪاناڸخاص)
رفتن به کانال در Telegram
فروغ چشمان زیبای تو را روزی به شعری ناب خواهم سرود... 🕴ماجد ــــــــــــــــــــ من شاعرم ـ از تبار عشقم و غزل... غزل های ناب با قافیه ای از چشمان تو و ردیفی از ... ردیفی از آن انار که به دستم دادی ! (ماجد) ادمین نظرات و پیشنهادات @m_minaeee
نمایش بیشتر189
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
اطلاعاتی وجود ندارد30 روز
آرشیو پست ها
هر قدر انسان ، شریفتر و نجیبتر و حساستر باشد
از رفتارهای بد دیگران بیشتر رنج میبرد و این دو علت دارد ؛
یکی اینکه خود را مستحقِ بدی نمیبیند.
و دیگر اینکه منتظر نیست که سایرین با او عملی کنند که خود او با آنها نکرده است.
#الکساندر_دوما
🍁 @e_hsas #ا_حساس 🍁
@e_hsas 👈 #ا_حساس
آری آغاز دوست داشتن است
گرچه پایان راه نا پیداست
من به پایان دگر نیندیشم
که همین دوست داشتن زیباست
🕴فروغ فرخزاد
🌸متنى قابل تامل در باب ديدن نعمت ها
«قارون» هرگز نمی دانست که روزی ،
کارت عابر بانکی که در جیب ما هست
از آن کلیدهای خزانه وی که مردهای تنومند عاجز از حمل آن بودند، ما را به آسانی مستغنی میکند...
و «خسرو پرويز» پادشاه ایران نمی دانست که مبل سالن خانه ما از تخت حکومت وی راحت تر است...
و «قیصر» که بردگان وی با پر شترمرغ وی را باد میزدند ، کولرها و اسپلیتهایی که درون اتاقهایمان هست را ندید .
و «هرقل» پادشاه روم که مردم به وی بخاطر خوردن آب سرد از ظرف سفالین حسرت میخوردند ؛ هیچگاه طعم آب سردی را که ما می چشیم نچشید...
و «خلیفه منصور» که بردگان وی آب سرد و گرم را باهم می آمیختند تا وی حمام کند ، هیچگاه در حمامی که ما براحتی درجه حرارت آبش را تنظیم میکنیم حمام نکرد !
بگونه ای زندگی میکنیم که حتی پادشاهان گذشته نيز اینگونه نمی زیستند اما باز گله منديم ! و هر آنچه دارائیمان زیاد میشود تنگدست تر میشویم...!
كمى متفاوت بنگريم...🍃🍃🍃
🍁 @e_hsas #ا_حساس 🍁
در هر صورت، من هیچچیز را تأیید و تضمین نمیکنم.
قلب زن تا امروز همچنان یک معمای ناگشودنی باقی مانده است.
بگذریم.
#تسخیرشدگان
#داستایوسکی
🍁 @e_hsas #ا_حساس 🍁
#چگونه_نه_بگوییم
اگر نگران هستید که چگونه نه بگویید، برای شروع بهتر است جملات زیر را مد نظر قرار دهید:
1- می شه چند لحظه بهم فرصت بدید؟
2- الان یه مقدار گرفتارم چطوره بعدا باهم صحبت کنیم؟
3- اجازه میدید یه مقدار درموردش فکر کنم، بعدا بهتون خبر میدم.
4- خیلی دوست دارم بهتون کمک کنم، ولی متاسفانه نمیتونم.
5- الان خودم لازمش دارم نمیتونم بهتون قول بدم ...
🍁 @e_hsas #ا_حساس 🍁
تو فرانسوی به جای اينكه بگن
من دلتنگ توام
ميگن:
"Te me manques"
يعنی تو از من گُم شدی...!
🍁 @e_hsas #ا_حساس 🍁
ای خوش بُوَد دیدار ما در کوچه باغ یــادها
سرخوش ز پرواز ی دگر با قاصدک در بادها
دستان به دست همدگر هم پای هم راهی شدن
رفتن به سوی عاشقی هــــجرت ز آن بیدادها
آغوش و بوسه درعیان سرخوش زمهر ودوستی
خندان بدون دلــهره ، از دام هــا، صیادهـــــا
افسون چشمانی شدن بیخود ز خود بودن دمی
با باده دلخــوش، دادنِ ، بر بادهـــــا بنیادها
ای خوش به روی شاخه ها شیدایی و آواز دل
از شاخه ای بر شاخه ای چون بلبلان دلشاد ها
بر گرد شمع عاشقی پروانه وش ، پر سوختن
وانگه دوبـــاره پیله و ، برخاستن ، میلادهــا
جامی دگر جامی دگر خندان و دلخوش تاسحر
آواز خوب عاشقی ، از عمـق جــان فریـــــادها
رقصان و پاکوبان همی ، در دشتهای خـاطره
ذوق رسیدن تا هدف ، تا مقصد و میعـــادها
🕴ماجد
🍁 @e_hsas #ا_حساس 🍁
نوازندگی زیبای دو نسل در کنار هم👌😍 تقدیم به نگاه پر مهر شما عزیزان 🌺🌺
🍁 @e_hsas #ا_حساس 🍁
۸ آذر ۱۳۷۶ مدارس ایران دو شیفته بودند، وقتی که احمدرضا عابدزاده یک انگشتی توپی را کنترل کرد و ایرانیان را در سراسر دنیا به امید و اعتماد به نفس دعوت کرد.
ظهریها از جلو نظام میکردند هنگامی که مهدی پاشازاده از روی خط دروازه احمدرضا توپی را بیرون کشید و صفها به سمت کلاسها روانه شدند.
بیرحمترین آدمهای روی زمین معلمانی بودند که کلاسهای درس را تعطیل نکردند. چه آموزش و پرورشی بالاتر از همدلی و خواست یک ملت برای پیروزی و موفقیت و صعود و البته مهربانترین معلمهای دنیا همان اساتیدی بودند که با شنیدن صدای رادیوها در زیر نیمکتهای مدرسه تسلیم شدند و فرمان تعطیلی صادر کردند،بدون بخشنامه و مجوز!
بازارها راکد شدند و هیچ کاسبی از ضرر آن روزش ننالید. هر دکانی که تلویزیون داشت پر از جمعیت بود و مغازهداران کسی را غریبه نمیدانستند.
دنیای ورزش و کیهان ورزشی شنبهها منتشر میشدند و در کنار ابرار ورزشی رسانههای مکتوب و مطمئن زمانه خود بودند اما آن روز زردترین هفتهنامههای وقت هم روی دکههای مطبوعاتی نایاب شدند.
شبکه ۳ هنوز در بیشتر جاها قابل رویت نبود و شبکه ۲ وظیفه پخش مستقیم مسابقه ملبورن را بر عهده داشت. دنیا منتظر بود که آخرین تیم راهیافته به جام جهانی فرانسه را بشناسد.
بیست دقیقه که گذشت،هری کیول دروازه عابدزاده را گشود. هنگامی که او میدوید و شادی میکرد، این فقط خندههای احمدرضا بود که بسان باتریهای پزشکی بعد از ایست قلبی، اندک امیدی را باقی میگذاشت. نیمه اول که تمام شد تلفن خانه مادربزرگهای شهر اشغال بود و یک ایران التماس دعا داشتند!
از اینترنت و شبکههای اجتماعی خبری نبود و موبایل برای اکثریت جامعه به مانند اتومبیلهای ۸۰۰میلیونی این روزگار قابل دسترس و مقدور نبود! هیچ جایی برای دلداری و بحث درباره نیمه اول در فاصله ۱۵ دقیقه وجود نداشت و از قضا تلویزیون هم حالی برای تفسیر نداشت.
دو دقیقه اول نیمه دوم مسابقه به مانند همیشه ارتباط صوتی با جواد خیابانی در ملبورن برقرار نبود و برای همین یک گزارشگر گمنام با صدایی پر از استرس عذرخواهی کرد و از داخل استودیو در تهران به گزارش بازی پرداخت. صدایش دور از آن هیجان جهنمی بود و هنوز خیلی با فردوسیپور امروز فاصله داشت اما لااقل عادل هم این شانس را داشت که در این مسابقه تاریخی نامش ثبت شود!
خیابانی هنوز سلام مجدد نگفته بود که دوباره دروازه ایران فرو ریخت. خشمها در حالت انفجار قرار داشت و انگار همگان دنبال بهانه بودند که جیمی جامپ استرالیایی تور دروازه ایران را پایین کشید. مسابقه متوقف شد. دو گل خورده بودیم و تور دروازه عابدزاده پاره، پاره! همه چیز برای یک مرگ ناگهانی کافی بود اما ناگهان احمدرضا...
نمایشنامهنویس انگلیسی چند ماه بعد از این مسابقه درباره کلهمعلقهای عابدزاده در وقفه طولانی بعد از گل دوم بهترین توصیف را انجام داد. او نوشت که «این بهترین نمایش قرن بود!»
احمدرضا میدوید و کله معلق میزد و عجیبتر آنکه میخندید! رفتاری که زیباترین مقدمه برای خلق یک معجزه بود. اتفاق عجیبی که حتی بعد از گل کریم باقری هم قابل پیشبینی به نظر نمیرسید که اگر بود یک عکاس پشت دروازه بوسنیچ میایستاد!
کینه بزرگ «تاریخ» در صحنه تک به تک خداداد از عکاسانی است که هرگز پشت دروازه استرالیا حضور نداشتند و هیچ عکس نزدیکی از آن صحنه تاریخی و شادی بعد از گل وجود ندارد! لحظهای که وزن زمین سبک شد. میلیونها ایرانی به آسمان رفتند و هشت دقیقه وقت اضافی آخرین عذاب ممکن برای یک صعود بزرگ بود. صعود نسلی که از نگاه اجتماعی در حال تغییراتی بزرگ بود.
نقطه اوج، شادی خیابانی ایرانیان تا نیمهشب شنبه بود. روز و شبی که مردم عادی در کنار نظامی و ارتشی و پلیس با هم پایکوبی کردند. اتفاقی که در تاریخ بعد از انقلاب فقط در روز آزادسازی خرمشهر رخ داده بود. برای حضور در آن شادی شورانگیز عمومی نه فراخوانی داده شد و نه برنامهریزی و دعوتی!
کسی برای حضور در آن جشن ملی به جلوی آئینه نرفت و لباسها هویدای این اتفاق تاریخی بود . بعدها پلیس اعلام کرد که در آن روز کمترین سرقت و جرم صورت گرفته و این در حالی بود که گربهها حتی در پیادهروها هم در امان نبودند!
یک خاطره شخصی از ۸آذر ۷۶ تصویر تمامقدی از شرایط آن روز ایران را نشان میدهد:لحظهای که در حوالی میدان ونک سرنشینان یک مرسدس بنز پیاده شدند و با رفتگری که کنار جدول خیابان مشغول دست زدن بود، شادی کردند و رقصیدند. انگار در آن لحظات هیچکس یاد طبقه اجتماعیاش نبود. روزی که مرفه و مستضعف دردی نداشتند....
به نشانه تولد اين شادي بزرگ و به پاس مردمي كه شاديهاي اينچنيني كمترين حق آنها از این دنياست، اما براي جستوجوي آن بايد تا خاطرات دور و درازشان سفر كنند.
🍁 @e_hsas #ا_حساس 🍁
سلام
صبح آدینہ تون
بہ زیبایی برگهای پابیـزی🍂🍁
یک صبح با طراوت
یک دل آرام
یک نور از جنس امید
یک لب خندون
و روزی پر از خیر و برکت
و آرامشی عمیق
و هزار آرزوی زیبا
از خدای مهربان براتون خواهانم
🍁 @e_hsas #ا_حساس 🍁
بهـــــای دوسـت
نه به زیبایی اوست
نه به دارایی اوست
بلکه تنهابه خوبی اوست
تقدیم به شما دوستان ♥
و هم گروهی های همیشه خوبم
روزتون بہ زیبایی این گل ها💐
🍁 @e_hsas #ا_حساس 🍁
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیم
آغاز می کنیم
آدینہ ٨ آذر ماه را
چه زیباست هر روز
قبل ازخورشید
به خدا سلام کنیم
نام خدا را نجوا
کنیم و آرام بگیریم
الهی به امید تو 🍃🌺🍂
صبحتون به خیر
🍁 @e_hsas #ا_حساس 🍁
دمي با دوست
به سر بردن
دو صد دنيا بها دارد
خوشا انكس
كه در دنيا
رفيق با وفا دارد ♥️
سلامــ دوستان عزیز 🌺
صبــح زیباتـون بخیـــر🌺
🍁 @e_hsas #ا_حساس 🍁
🍁 @e_hsas #ا_حساس 🍁
آدینہ
٠٨ آذر مـــــاه ١٣٩٨
٠٢ ربیـــع الثانی ١۴۴٠
29 نوامــــبر 2019
#سخنروز؛
زندگی مثل روندن
یه دوچرخه است.
وقتی که رکاب زدن
سخت میشه معنیش
اینه که داری به قله میرسی..
سلام صبح تون بہنیڪۍ و بہخیر 🌺🌺🌺
🍁 @e_hsas #ا_حساس 🍁
پنجشنبه تون قشنگ وشاد🌷
دستهاتون پرگل🌷
شادیاتون پاینده🍃
زندگیتون عاشقانه🌷
و خنده ارزانی چشماتون🍃
آخر هفته تون در كنار خانواده و دوستانتون بخیر و شادی🌷
❣🌱
🍁 @e_hsas #ا_حساس 🍁
نقش هایی که کشیدم در روز،
شب ز راه آمد و با دود اندود...!!
طرح هایی که فکندم در شب،
روز پیدا شد و با پنبه زدود...!!!
#سهراب_سپهری
درود نازنینان آخرهفته تون بشادی
جان به جانان کی رسد جانان کجا و جان کجا
ذره است این، آفتاب است، این کجا و آن کجا
دست ما گیرد مگر در راه عشقت جذبهای
ورنه پای ما کجا وین راه بیپایان کجا
#هاتف_اصفهانی
پنجشنبه تون مملو از شور وشعف زندگی🌺🌺
🍁 @e_hsas #ا_حساس 🍁
آن زمان که آفتاب
آرامش صبح را در هم میشکند
تو در مه صبحگاهی بال بگشا
دست جهان را در دستانت بفشار و
گل لبخند را بر لبانت بنشان
که چه با شکوه است زنده بودن...
سلام،صبح زیباتون بخیر
🍁 @e_hsas #ا_حساس 🍁
🍁 @e_hsas #ا_حساس 🍁
پنجشنبہ
٠٧ آذر مـــــاه ١٣٩٨
٠١ ربیـــع الثانی ١۴۴٠
28 نوامــــبر 2019
#سخنروز ؛
اشتباه نکن!
دور و نزدیک بودنِ آدم ها
به فاصله شان تا تو نیست
نزدیک ترین آدم به تو ،
آن کسی است که از دور ترین
فاصله ، همیشه هوایَت را دارد!
سلام صبح تون بہنیڪۍ و بہخیر 🌺🌺🌺
🌸ســـــــلام
🌾صبحتون سرشار مهربانی
🌸ان شالله امروزتون پراز
🌾خیر و برکت باشه
🌸دلتون به پاکی صبح
🌾زندگیتون پر از آرامش
🍁 @e_hsas #ا_حساس 🍁
