کدینگ ۱۱۰۰ واژه
رفتن به کانال در Telegram
یادگیری سریع لغات توسط استاد امیر احمدی مولف کتاب تصویرسازی لغات انگلیسی ۵۰۴ مدرسان شریف @amirahmadie
نمایش بیشتر4 104
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
اطلاعاتی وجود ندارد30 روز
آرشیو پست ها
4 104
✅کتاب 0⃣0⃣1⃣1⃣ واژه ضروی
هفته8⃣1⃣💟💟💟
لغت شماره346
crave /kreɪv/
verb [T]
Many young children crave attention.
آرزو داشتن،اشتیاق داشتن
تلفظ: کریو
کد: کرایه ون
کدینگ: کرایه ون آرزو دارم ارزون بشه😝
سفارش کتاب کدینگ @amirahmadie
4 104
✅کتاب 0⃣0⃣1⃣1⃣ واژه ضروی
هفته8⃣1⃣💟💟💟
لغت شماره 345
urbane /ɜːˈbeɪn/ US /ɝː-/
adjective APPROVING
(especially of a man) confident comfortable and polite in social situations:
John Herschel was an urbane kindly and generous man.
مودب ، خليق ، مقرون به ادب ، مودبانه
تلفظ: اربین
کد: عربین و مودبن بیشتر زائرهای اربعین
سفارش کتاب کدینگ @amirahmadie
4 104
myriad /ˈmɪr.i.əd/
ده هزار ، هزارها ، بيشمار
تلفظ: میرید
کدینگ: میرید پیش پدربزرگ؟بیشمار سلام مرا برسانید
سفارش کتاب کدینگ @amirahmadie
4 104
myriad /ˈmɪr.i.əd/
✅کتاب 0⃣0⃣1⃣1⃣ واژه ضروی
هفته8⃣1⃣💟💟💟
لغت شماره 345
myriad /ˈmɪr.i.əd/
noun [C] LITERARY
a very large number of something:
a myriad of choices
And now myriads of bars and hotels are opening up along the coast.
myriad /ˈmɪr.i.əd/
adjective
They offered no solution for all our myriad problems.
ده هزار ، هزارها ، بيشمار
تلفظ: میرید
کدینگ: میرید پیش پدربزرگ؟بیشمار سلام مرا برسانید
سفارش کتاب کدینگ @amirahmadie
4 104
veneer /vəˈnɪəʳ/ US /-ˈnɪr/
noun
روکش کردن ، چوب مخصوص روکش مبل و غيره ، لايه نازک چوب ، جلاء ، روکش زدن به
تلفظ: ونیر
کد: ورنی
کدینگ: ورنیه روکش کفشم⛸
سفارش کتاب کدینگ @amirahmadie
4 104
✅کتاب 0⃣0⃣1⃣1⃣ واژه ضروی
هفته8⃣1⃣💟💟💟
لغت شماره 344
veneer /vəˈnɪəʳ/ US /-ˈnɪr/
noun
1 [C or U] a thin layer of decorative wood or plastic used to cover a cheaper material:
The wardrobe is made of chipboard with a pine veneer.
2 [S] something which hides something unpleasant or unwanted:
She managed to hide her corrupt dealings under a veneer of respectability.
روکش کردن ، چوب مخصوص روکش مبل و غيره ، لايه نازک چوب ، جلاء ، روکش زدن به
تلفظ: ونیر
کد: ورنی
کدینگ: ورنیه روکش کفشم⛸
سفارش کتاب کدینگ @amirahmadie
4 104
modify (CHANGE) /ˈmɒd.ɪ.faɪ/ US/ˈmɑː.dɪ-/
جرح و تعديل ، بهبود دادن ، تجديد نظر کردن ، بهتر کردن ، پيراستن ، تغييردادن ، اصلاح کردن ، تعديل کردن
تلفظ: مادیفای
کد: مدیر فعال دست به اصلاح سازمان زد
4 104
✅کتاب 0⃣0⃣1⃣1⃣ واژه ضروی
هفته7⃣1⃣💟💟💟
لغت شماره 343
modify (CHANGE) /ˈmɒd.ɪ.faɪ/ US/ˈmɑː.dɪ-/
verb [T]
to change something such as a plan opinion law or way of behaviour slightly usually to improve it or make it more acceptable:
Instead of simply punishing them the system encourages offenders to modify their behaviour.
The proposals were unpopular and were only accepted in a modified form.
جرح و تعديل ، بهبود دادن ، تجديد نظر کردن ، بهتر کردن ، پيراستن ، تغييردادن ، اصلاح کردن ، تعديل کردن
تلفظ: مادیفای
کد: مدیر فعال دست به اصلاح سازمان زد
سفارش کتاب کدینگ @amirahmadie
4 104
innate /ɪˈneɪt/
ذاتی،درونى
تلفظ:اینیت
کد: این عین تو
کدینگ: این عین تو ذاتی و درونی مرض داره
سفارش کتاب کدینگ @amirahmadie
4 104
✅کتاب 0⃣0⃣1⃣1⃣ واژه ضروی
هفته7⃣1⃣💟💟💟
لغت شماره 342
innate /ɪˈneɪt/
adjective
An innate quality or ability is one that you were born with not one you have learned:
Cyril's most impressive quality was his innate goodness.
درون زاد ، ذاتى ، فطرى ، جبلى ، مادرزاد ، طبيعى ، لاينفک ، اصلى ، داخلى ، درونى ، چسبنده ، غريزی
تلفظ:اینیت
کد: این عین تو
کدینگ: این عین تو ذاتی و درونی مرض داره
سفارش کتاب کدینگ @amirahmadie
4 104
spontaneous /spɒnˈteɪ.ni.əs/ US/spɑːn-/
adjective
خود به خودى ، خود بخود ، خود انگيز ، بى اختيار ، فورى
تلفظ: سپان تینیس
کد: اسپانیا تنیس بازاش خود به خود و بدون مربی همه حریف ها رو بردن
4 104
✅کتاب 0⃣0⃣1⃣1⃣ واژه ضروی
هفته7⃣1⃣💟💟💟
لغت شماره 341
spontaneous /spɒnˈteɪ.ni.əs/ US/spɑːn-/
adjective
happening or done in a natural often sudden way without any planning or without being forced:
His jokes seemed spontaneous but were in fact carefully prepared beforehand.
APPROVING She's such a spontaneous lively woman.
خود به خودى ، خود بخود ، خود انگيز ، بى اختيار ، فورى
تلفظ: سپان تینیس
کد: اسپانیا تنیس بازاش خود به خود و بدون مربی همه حریف ها رو بردن
سفارش کتاب کدینگ @amirahmadie
4 104
accommodate /əˈkɒm.ə.deɪt/
verb [T]
سفارش کتاب های کدینگ:تطبيق دادن ، همساز کردن ، جا دادن ، منزل دادن
تلفظ: اکامدیت
کد: از کمدات
کدینگ: از کمدات کم کن تا بتونی جا بدی وسایلت رو
4 104
✅کتاب 0⃣0⃣1⃣1⃣ واژه ضروی
هفته7⃣1⃣💟💟💟
لغت شماره 340
accommodate (FIND A PLACE FOR) /əˈkɒm.ə.deɪt/ US /-ˈkɑː.mə-/
verb [T]
to provide with a place to live or to be stored in:
New students may be accommodated in halls of residence.
FORMAL There wasn't enough space to accommodate the files.
تطبيق دادن ، همساز کردن ، جا دادن ، منزل دادن ، وفق دادن با ، تطبيق نمودن ، تصفيه کردن ، اصلاح کردن ، اماده کردن(براى) ، پول وام دادن(بکسى) ـ
تلفظ: اکامدیت
کد: از کمدات
کدینگ: از کمدات کم کن تا بتونی جا بدی وسایلت رو
@amirahmadie سفارش کتاب کدینگ
4 104
abortive /əˈbɔː.tɪv/
بى ثمر ، بى نتيجه
تلفظ:ابرتیو
کد: آبرو تیم
کدینگ: آبرو تیمو برد با بازیهای بی نتیجه اش ؛ این مربیه
سفارش کتاب های کدینگ: @amirahmadie
4 104
✅کتاب 0⃣0⃣1⃣1⃣ واژه ضروی
هفته7⃣1⃣💟💟💟
لغت شماره 339
abortive /əˈbɔː.tɪv/ US /-ˈbɔːr.ţɪv/
adjective FORMAL
describes an attempt or plan that you have to give up because it has failed:
He made two abortive attempts on the French throne.
بى ثمر ، بى نتيجه
تلفظ:ابرتیو
کد: آبرو تیم
کدینگ: آبرو تیمو برد با بازیهای بی نتیجه اش ؛ این مربیه
سفارش کتاب های کدینگ: @amirahmadie
4 104
enigma /ɪˈnɪg.mə
معما ، چيستان ، لغز ، رمز ، بيان مبهم
enigma
کد: این game ها
کدینگ: این game های جدید پر از معماست تو بازیهاشون
سفارش کتاب های کدینگ: @amirahmadie
4 104
✅کتاب 0⃣0⃣1⃣1⃣ واژه ضروی
هفته7⃣1⃣💟💟💟
لغت شماره 338
enigma /ɪˈnɪg.mə/
noun [C]
something that is mysterious and seems impossible to understand completely:
She is a bit of an enigma.
The newspapers were full of stories about the enigma of Lord Lucan's disappearance.
معما ، چيستان ، لغز ، رمز ، بيان مبهم
enigma
کد: این game ها
کدینگ: این game های جدید پر از معماست تو بازیهاشون
سفارش کتاب های کدینگ: @amirahmadie
4 104
deploy /dɪˈplɔɪ/
verb [T]
گسترش دادن
کدینگ: دیپلمه ها خیلی گسترش یافته تعدادشون این سالهای اخیر
سفارش کتاب کدینگ @amirahmadie
