هنوز نرسیدیم؟
رفتن به کانال در Telegram
مثلا به رُم یا توکیو؟ فارغالتحصیل زبان و ادبیات انگلیسی، مدرس زبان، دوستدار کتاب و دفترها. تمام عکسها و متنها کار دست خودمونه🍸 . . @Roadtriiipbotbot
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
555
مشترکین
-224 ساعت
-107 روز
+6530 روز
آرشیو پست ها
چند وقته که در پاسخ به بحرانهای شناختی نسل ما (نسل Z) یه جنبشی شکل گرفته و آدمها دارن سعی میکنن توجه بقیه رو به این جلب کنن که حتی اگه قبولش سخته، وقتی پردههای اتاق توی یه داستان آبیه، مسئله فقط یه رنگ نیست و اینکه بدونیم چرا نویسنده تصمیم گرفته پردهها رو آبی به تصویر بکشه، میتونه در نهایت سواد رسانهای و قدرت تحلیل ما رو بیشتر کنه.
بحث اصلی که خیلی گستردهتر از این حرفهاست اما این رو یادم آورد که اینروزها، گاهی به این فکر میکنم که اگه میخواستم امروزم رو به یه داستان تبدیل کنم، اتاقم رو چطوری توصیف میکردم یا کدوم جزئیات ِبه ظاهر بیاهمیت (مکثهای بین کلمات، نگاههای کوتاه، چراغهای قرمز خیابون و...) رو ثبت میکردم.
در نهایت دستهگلهای خشکشدهی روی قفسه میتونن به اندازهی هر اتفاق دیگهای که توی اون اتاق میفته، به ما راجع به صاحب اتاق اطلاعات بدن و هربار کسی تغییری توی شخصیتش میده، احتمالاً چیزهایی در اتاقش رو هم عوض میکنه؛ حتی یه اتفاق ساده، مثل نامهای که دیگه روی میز نیست و ته کشو خوابیده.
هنوز به صفحهی بیست Stoner نرسیده، طوری دلم برای دانشگاه تنگ شد که فکر کردم کاش دو سال آخرش رو اونقدر غمگین نمیگذروندم.
کوتاه بود و بسیار دوست داشتنی. اگه حس میکنین یادتون رفته که انسانها و انسان بودن چقدر میتونه زیبا باشه، بخونیدش. شاید لازم باشه چیزهای کوچیک و بیاهمیت و روزمره رو از دید کسی که به نظر میاد بعد از سقوط تمدن انسانی، تنها شاهد یه سیارهی خالیه ببینید.
من عمیقاً از خوندنش لذت بردم.
داشتم شکایت میکردم که شارژر لپتاپم -که همیشه باید وصل باشه چون لپتاپم باتری سالمی نداره- آتیش گرفت و فیوز پرید. 🧙♀
اینم از یادآوری امروز که غر نزنیم و شکرگزار باشیم؟؟
احتمالاً تا زمانی که روی زمین هستیم، قراره با موقعیتهایی روبهرو شیم که دستورالعملشون رو نداریم؛ دوربینها روشنن، نور پروژکتور میخوره توی چشممون، کسی بهمون دیالوگها رو نداده، عوامل پشت صحنه سالن رو ترک کردن و باید بیوقفه و در لحظه تصمیم بگیریم، حرف بزنیم و حرکت کنیم چون تهیهکننده خیلی واسه این فیلم خرج کرده و بالاخره تماشاگرها باید سرگرم بشن.
