⋆ -` 𝚃𝚑𝚎𝙲𝚞𝚛𝚜𝚎𝚍𝚂𝚞𝚗'𝚜𝙲𝚊𝚅𝚎
رفتن به کانال در Telegram
「 𝘐𝘵𝘴 𝘫𝘶𝘴𝘵 𝘮𝘦 𝘢𝘯𝘥 𝘮𝘺 𝘳𝘢𝘯𝘥𝘰𝘮 𝘴𝘩𝘪𝘵𝘴. She/he/they, whatever u want. Enxp - 𝘐𝘧 𝘺𝘰𝘶 𝘦𝘷𝘦𝘳 𝘯𝘦𝘦𝘥 𝘵𝘰 𝘴𝘢𝘺 𝘢 𝘸𝘰𝘳𝘥: @TheCursedSunsCaVebotbot 」 𝘈𝘯𝘥 𝘩𝘦𝘳𝘦'𝘴 𝘮𝘺 𝘧𝘢𝘯𝘧𝘪𝘤: ✵﹝https://t.me/+6_b92oPeHT01NmFk ﹞✵
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
290
مشترکین
+1424 ساعت
+147 روز
+2730 روز
آرشیو پست ها
انگار با کانسپتی به اسم دروغ گفتن اشنا نبود. خب کصکش جواب میدادی درپغ میگفتی دنبال شکار یچیز دیگهای خب🤣🤣🤣
مگه اینجوری نبود که خیلی نزدیکشده بود به قاتل بعد سیک سم و دینو زد که مثلااااا آسیب نبینن؟🤣
وای این که گوشیشو جواب نمیداد خیلی رو مخم بود خی قرمساق مگه اکس تاکسیکت زنگ میزنه
تخم سگای خودتتتتننننن جواب بدههه
مثلا اینکه چرا جان باید بعد از ۲۰ سال شکار یهو تصمیم بگیره بی خبر ول کنه بره دنبال قاتل مری؟ زودتر نمیتونست بره؟ ۲۰ سال وقتکشی چیو میکرده؟ یا اصن به دین میگفت من دارم میرم فلان جا تایم زیادی نیستم یا اصن تلفناشو چرا جواب نمیداد مگه مرده بودی خب کصکش؟😭😭😭😭
دقیقااااا
بعد الان که بخوای بهش فکرکنی یه سری چیزا اینقدر غیر منطقیه که ریدم واقعا🤣🤣🤣🤣
وقتی فکر نمیکنی کاری که میکنی قراره بگیره:
اون سالی که سوپرنچرال تولید شد فکر نمیکردن که انقدر دیده بشه، بنظر من بخاطر همین خیلی به جزئیاتش دقت نکردن و فقط میخواستن که سریال یجوری بگذره. حتی داستان اصلی خاصی هم جز اینکه دنبال جان میگردن نداشتن، و گاهی پروندهاشون به طرز خیلی شانسی فضایی حل میشد و کسی حواسش به جزئیات نبود😭😭😭
