سنپترزبورگ؛
رفتن به کانال در Telegram
این بار، خودم را جا نمیگذارم.
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
290
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+27 روز
-1530 روز
آرشیو پست ها
290
سرانجام به ادبیات روی آورد،
که پیوسته پناهگاهِ کسانیست که
نمیدانند سر پر شور
خود را کجا بر زمین بگذارند...!.
290
این چشمهای سیاه را میبینی؟ اینها را از خاکِ غمانگیز خاورمیانه سُرمه کشیدهاند، برای همین است که همیشه غمگیناند.
290
بیا با گیسوی بلند
زیرِ خلوتِ مهتاب،
در جادههای نقرهپوشِ شب
قدم بزنیم در خیال.
نسیمِ آرامِ دشت
عطرِ گلهای وحشی را بیاورد،
و ماه
قصهٔ روشنِ ستارهها را
بر شانهٔ شب بخواند.
آنگاه سکوت،
چون پرندهای سپید،
بر شاخههای رؤیا بنشیند
و شب را
لبریزِ آرامش کند.
-ناشناس
290
به هر حال آدمیزاده دیگه؛
گاهی اوقات نمیدونه چیکار کنه
دراز میکشه خیره میشه به سقف.
یه کم گریه میکنه و خوابش میبره!
