𝐌
رفتن به کانال در Telegram
🦢🤍
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
1 506
مشترکین
-3124 ساعت
-1997 روز
-630 روز
آرشیو پست ها
1 497
او دیر آمد…
خیلی دیر
وقتی برگشت،
دیگر جای قدم هایش
روی شن های قلبم نبود.
بادها آمده بودند
باران ها باریده بودند،
و تمام رد او را
از سرزمین من پاک کرده بودند.
او دنبال دختری میگشت
که خودش کشته بود؛
اما زنی را دید
که از مرگ او
متولد شده بود.
