دخترِ حقوقخوانِ زاگرس
رفتن به کانال در Telegram
242
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
-230 روز
آرشیو پست ها
خوابگاه تنها جاییه که همه ادعای وسواسی و تمیزی دارن اما ذرهای در عمل اون رو نشون نمیدن
کاش یک تکه سنگ بودم. یک تکه چوب. مشتی خاک. کاش یک سپور بودم. یک نانوا. یک خیاط. دستفروش. دورهگرد. پزشک. وزیر. یک واکسیِ کنار خیابان. کاش کسی بودم که تو را نمیشناخت. کاش دلام از سنگ بود. کاش اصلا دل نداشتم. کاش اصلا نبودم. کاش نبودی. کاش میشد همه چیز را با تخته پاککن پاک کرد. آخ مهتاب! کاش یکی از آجر های خانهات بودم. یا یک مشت خاک باغچهات. کاش دستگیرهی اتاقات بودم تا روزی هزار بار مرا لمس کنی. کاش چادرت بودم. نه، کاش دست هات بودم. کاش چشمهات بودم. کاش دلات بودم. نه، کاش ریههات بودم تا نفسهات را در من فرو ببری و از من بیرون بیاوری. کاش من تو بودم. کاش تو من بودی. کاش ما یکی بودیم. یک نفر دوتایی!
روی ماه خداوند را ببوس - مصطفی مستور
Repost from N/a
چایی دم کردم و اومدم محوطه خوابگاه ، تو هوای بهشتی ، بیوانفورماتیک تمرین کنم...
