𝖣𝗎𝗇𝗁𝗂𝗅𝗅 فیکشن انهایپن
رفتن به کانال در Telegram
Where words breathe and frames bleed. منبع فیکشنهای انگلیسی، ترجمه شده و سناریوهایِ انهایپن Unknown 1: @Grimmoorbot Unknown 2: http://t.me/HidennChat_bot?start=1884109743
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
1 186
مشترکین
-624 ساعت
-477 روز
-3130 روز
آرشیو پست ها
Repost from ㅤ flickér
عشقی که بین اون سه نفر بوجود اومده بود غیرقابل انکار بود. حتی اگه کل دنیا باهاش مخالفت میکردن هم قرار نبود از بین بره.
⚠️ Love behind bars
#Heejakehoon . Crime Drama
Repost from 𝗍𝗁𝖾𝗄𝗂𝗅𝗅𝖺 > {کلوزد}
𝖭𝖺𝗆𝖾: #𝖡𝗅𝗈𝗇𝖽𝗂𝖾 𝗂𝗇 𝖳𝗈𝗋𝗈𝗇𝗍𝗈
𝖢𝗈𝗎𝗉𝗅𝖾: 𝖧𝗒𝗎𝗇𝗅𝗂𝗑 #hl
𝖦𝖾𝗇𝗋𝖾: 𝖢𝗈𝗆𝖾𝖽𝗒 , 𝖱𝗈𝗆𝖺𝗇𝖼𝖾
𝖶𝗋𝗂𝗍𝖾𝗋: 𝗎𝗁𝖺𝗇𝖺
𝗆𝖺𝗂𝗇 ❔https://t.me/thekillaau
Repost from 𝗍𝗁𝖾𝗄𝗂𝗅𝗅𝖺 > {کلوزد}
- به همه اجازه میدی اینطور صدات کنن؟ -نه، ولی حالا چون شما خوشگلی هرچی بگی قبوله.#Oneshot
Repost from N/a
« وقتی برف میبارد،
وقتی که این دانههای سفید
قولی ناگفته را بازگو میکنند،
بدان که دارچینِ دلتنگت،
زیرِ همین آسمان، به یادت هست
و برایت مینویسد. »
Repost from 🍜𝑹𝒂𝒎𝒚𝒆𝒐𝒏'𝒔 𝒇𝒊𝒄𝒕𝒊𝒐𝒏
𝘍𝘳𝘰𝘻𝘦𝘯 𝘏𝘦𝘢𝘳𝘵
𝘊𝘩𝘢𝘱𝘵𝘦𝘳: 2
_ 𝘌𝘹𝘤𝘶𝘴𝘦 𝘮𝘦, 𝘣𝘶𝘵 𝘸𝘦 𝘥𝘰𝘯'𝘵 𝘩𝘢𝘷𝘦 𝘵𝘩𝘢𝘵 𝘱𝘦𝘳𝘧𝘶𝘮𝘦! + 𝘚𝘰 𝘸𝘩𝘦𝘳𝘦 𝘢𝘮 𝘐 𝘴𝘶𝘱𝘱𝘰𝘴𝘦𝘥 𝘵𝘰 𝘣𝘶𝘺 𝘵𝘩𝘢𝘵 𝘥𝘢𝘮𝘯 𝘱𝘦𝘳𝘧𝘶𝘮𝘦? 𝘐 𝘩𝘢𝘷𝘦 𝘵𝘰 𝘨𝘦𝘵 𝘮𝘺 𝘩𝘢𝘯𝘥𝘴 𝘰𝘯 𝘪𝘵 𝘣𝘦𝘧𝘰𝘳𝘦 𝘐 𝘥𝘪𝘦 𝘧𝘳𝘰𝘮 𝘮𝘪𝘴𝘴𝘪𝘯𝘨 𝘺𝘰𝘶... 𝘋𝘰𝘦𝘴 𝘵𝘩𝘪𝘴 𝘮𝘦𝘢𝘯 𝘐 𝘤𝘢𝘯'𝘵 𝘦𝘷𝘦𝘯 𝘩𝘢𝘷𝘦 𝘺𝘰𝘶𝘳 𝘴𝘤𝘦𝘯𝘵?!@Shim_Ramyeonbot
Repost from N/a
au: my bestfriend is incubusجایی که سونگهون از کابوس های شبانه هم اتاقیش بیزار شده و با نیکی، سال پایینیش در مورد این کابوس ها صحبت میکنه اما چی میشه اگر همه این اتفاقات زیر سر نیکی باشه؟
Repost from 𑜰𝖺𝗌𝗂𝗌. کینکتوبر🆕️
🎗 .𝗡𝗲𝘁𝘁𝗹𝗲𝘀,𝟭.
Genre: Omegaverse/Angst/
TW: Themes of Sexual Assault
#Heejake
Repost from 𝖣𝖾𝖺𝖽 𝖵𝖺𝗆𝗉𝗂𝗋𝖾🆕
Nighttime love
So, you want to propose to both of us?
Of course, we have to do one more thing to make it
You miserable freeloaders—I'm your spouse too, Park!Heehoonki : Threesome🔞
Repost from 𔘓𝑪𝒍𝒐𝒗𝒆𝒓☘︎
『bєtwєєn duty αnd dєsirє』
𝒞𝑜𝓊𝓅𝓁𝑒: 𝒽𝑒𝑒𝒽𝑜𝑜𝓃
𝗬𝗼𝘂 𝗮𝗿𝗲 𝘁𝗵𝗲 𝗰𝗿𝗶𝗺𝗲 𝗜 𝗰𝗮𝗻'𝘁 𝘀𝘁𝗼𝗽 𝗰𝗼𝗺𝗺𝗶𝘁𝘁𝗶𝗻𝗴.
Repost from #𝖠𝗅𝗐𝖺𝗒𝗌7
+4
با رسیدن به سالن کنسرت داخل رفت و روی صندلی مخصوصش نشست. با خاموش شدن چراغ ها،کنسرت شروع شد،ناگهان تهیونگ با دیدن چهره آشنایی عرق سردی روی کمرش حس کرد،نه امکان نداشت خودش باشه،به سرعت از صندلی بلند شد و با سرعت زیادی خودشو به خروجی رسوند. جیک با دیدن پسر،که به سرعت از اونجا دور میشد،نگاهی کرد. "جیا،من میرم" "کجا میری؟هنوز کنسرت تموم نشده" "سریع میام" و بدون گفتن حرفی به سمت خروجی سالن قدم برداشت. با دیدن پسر، بهش نزدیک شد و از پشت پسر رو به دیوار پشتش کوبید. "کجا با این عجله،فکر کردی میتونی از دستم فرار کنی؟" "ولم کن" "ولت کنم؟ تازه پیدات کردم" با صدای استف،سریع یقه پسر رو ول کرد. "به نفعته از جات تکون نخوری کیم" و به سرعت به سمت سالن رفت. پسر نفس نفسی کرد و خودشو با سرعت به ماشین رسوند. "سریع برو" "ولی اخه جناب کیم" "نشنیدی چی گفتم؟ سریع از اینجا برو" راننده،بدون گفتن حرفی،ماشین رو روشن کرد و به سرعت از اونجا دور شد. بعد از حدود چهل دقیقه کنسرت به پایان رسید و جیک به سمت خروجی سالن پا تند کرد. با ندیدن پسر،پوزخند ترسناکی زد. "هر اتفاقی که برات بیافته،مقصرش خودتی کیم تهیونگ" 𝗝𝗮𝗲𝗬𝘂𝗻𝗴𖣒
Repost from N/a
This is "𝙍𝙚𝙛𝙡𝙚𝙘𝙩𝙞𝙤𝙣" ↯
ᝯׁ֒ouples: hׁׅ֮eejake, hׁׅ֮oonki, յׁׅaywon
دقیقا موقعی که جیک فکر میکنه بیشتر از همیشه دوست دخترشو دوست داره، سر و کله ی هیسونگ پیدا میشه و همه چیز رو خراب میکنه. جیک هم سعی میکنه با زور بازو از زندگیش بندازتش بیرون، اما انگار قراره مثل چسب دوقلو بچسبن به هم؟
