ᵛᵃⁿᵉ ✞₊˚
رفتن به کانال در Telegram
″Au rêve de t'embrasser″ t.me/BluChtBot?start=60a4af06bedaa2818a42 @EeRoRe404bot
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
312
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
اطلاعاتی وجود ندارد30 روز
آرشیو پست ها
311
دستشو دراز میکنه و گوشی رو خیلی خونسرد از دستش میگیره؛ بدون اینکه حتی نگاش کنه، صفحهش رو خاموش میکنه و میذارتش کنار. بعد دستش رو روی زانوش میذاره و کمی سرشو کج میکنه.. — نه...امشب دیگه حواست به اون نیست. چند ثانیه سکوت میکنه و بالاخره نگاش میکنه؛ همون لبخند آروم و اعصابخردکن روی لبشه... — حواست باید به من باشه. عاها دقیقا همین نگاه ترسیده رو میخوام! آروم انگشتش رو روی زانوش ضربه میزنه. — ولی اگه میخوای همچنان باهام بازی کنی... لبخندش عمیقتر میشه. — گوشی رو پس میدم. مکث میکنه. یه نگاه به دستاش میکنه که شروع به لرزیدن کردن..! — من اصلا از اینکه ازم میترسی ناراحت نیستم... لبخندش آرومتر میشه. — اتفاقا همینش باعث میشه دلم بخواد بیشتر نزدیکت بمونم.
311
Repost from N/a
اسم متن : دستها.
۰تو راه خونه بودیم ، باز قرار بود جداشیم و هرکی بره خونه ..
یهلحظه دستاشو محکمتر گرفتم ..
انگار قرار بود ازم بگیرنش ، انگار قرار بود دیگه هیچوقت نبینمش.
+چرا انقدر یهو دستامو محکمتر گرفتی؟!
۰نمیدونم چرا بغض گلومو گرفت و چشمام شد پر از اشک ..
+دلم واست تنگ میشه ، میدونم ، میدونم قراره باز فرداهم ببینمت و پیشت باشم ولی یهلحظه تو ذهنم این بود اگه یهروز برسه که دیگه نتونم دستاتو لمسشون کنم چی؟!
اگه یهروز برسه که دیگه گرمای دستاتو تو سوز سرمای زمستون حس نکنم و گرم نکنه دستامو چی؟!
اگه دیگه نتونم بوی دستاتو تویِ تمام ریههام پخش کنم چی؟!
+دختر تو الان باید همه دغدغت این باشه فردا چی بپوشی ، اگه دیدی یهروز دستامو نداری بدون قطعا من اون روز مُردم ، نبینم دیگه به اینا فکرکنی ..
دستای من تا ابد مال توعه ..
فقط باید یکم دیگه صبرکنی تا تورو از اون اتاق خوشگلت ببرم تو اتاقمون و خونهی خودمون.
https://t.me/EeRoRe404 واسه جوجم🤏🏽.
311
۰تو راه خونه بودیم ، باز قرار بود جداشیم و هرکی بره خونه ..
یلحظه دستاشو محکمتر گرفتم ..
انگار قرار بود ازم بگیرنش ، انگار قرار بود دیگه هیچوقت نبینمش.
+چرا انقدر یهو دستامو محکمتر گرفتی؟!
۰نمیدونم چرا بغض گلومو گرفت و چشمام شد پر از اشک ..
+دلم واست تنگ میشه ، میدونم ، میدونم قراره باز فرداهم ببینمت و پیشت باشم ولی یهلحظه تو ذهنم این بود اگه یهروز برسه که دیگه نتونم دستاتو لمسشون کنم چی؟ اگه یهروز برسه که دیگه گرمای دستاتو تو سوز سرمای زمستون حس نکنم و گرم نکنه دستامو چی؟!
اگه دیگه نتونم بوی دستاتو تویِ تمام ریههام پخش کنم چی؟!
+دختر تو الان باید همه دغدغت این باشه فردا چی بپوشی ، اگه دیدی یهروز دستامو نداری بدون قطعا من اون روز مُردم ، نبینم دیگه به اینا فکرکنی ..
دستای من تا ابد مال توعه ..
فقط باید یکم دیگه صبرکنی تا تورو از اون اتاق خوشگلت ببرم تو اتاقمون و خونهی خودمون.
