fa
Feedback
تصدّقت

تصدّقت

رفتن به کانال در Telegram

| چنل وقفِ مولا و اولاد زهراست💚 (با همین آیدی توی بله هستیم.)

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
258
مشترکین
+324 ساعت
+267 روز
+4530 روز
آرشیو پست ها
علی‌الاصول بنده مطالبه می‌کنم ولی فحش نمی‌دم. درنهایت خونسردی با توکل به خدا حرص می‌خورم، روزی چندتا موی سفید توی سرم پیدا می‌کنم. جوانی به ما می‌گوید زکی. سیاسیت به ما می‌گوید هیس دُکتر مملکت رو اذیت نکن برقارو قطع می‌کنه گرمه هوا.

این اعلامیه‌ها توسط اسرائیل به سمت جنوبی‌های لبنان فرستاده شده و توش نوشته اگر که نزدیک منطقه زرد بشید شما رو هدف قرار خواهیم
این اعلامیه‌ها توسط اسرائیل به سمت جنوبی‌های لبنان فرستاده شده و توش نوشته اگر که نزدیک منطقه زرد بشید شما رو هدف قرار خواهیم داد؛ خب حیاکم الله نه تنها خارج نشد بلکه کارش به غصب بیشتر و فعالیت نظامی این چنینی هم کشید. آقایون دولت چخبر از بند اول توافق‌نامه؟ سوال تکراریه؟ ببخشید آخه هنوز جوابی نرسیده بهمون...

برای اینکه بدونید دقیق‌تر، درمورد چی دارم صحبت می‌کنم بخشی از صحبتای اشعث رو براتون می‌نویسم. اشعث توی حساس‌ترین لحظات جنگ صفین، در سخنان مشهوری اینطور گفته: «چرا وقتی می‌توان مذاکره کرد، جنگی را ادامه دهیم که این همه خسارت و هزینه بر ما تحمیل کرده است؟» بعدش می‌گه: «شما شجاعت مرا می‌شناسید. می‌بینید که به سن پیری رسیده‌ام و از مرگ هراسی ندارم. هیچ‌کس از من نسبت به مردم عراق دلسوزتر و نسبت به شامیان کینه‌مندتر نیست؛ مَا مِنَ الْقَوْمِ أَحَدٌ أَحْنَى عَلَى أَهْلِ الْعِرَاقِ وَلَا أَوْتَرَ لِأَهْلِ الشَّامِ مِنِّي.» اما نگرانی خودش رو این‌طور بیان کرد: «من برای زنانی می‌ترسم که بیوه می‌شوند و کودکانی که یتیم خواهند شد. فردا اگر ما از میان برویم، چه کسی پاسخگوی آنان خواهد بود؟ أَخَافُ عَلَى النِّسَاءِ وَالذَّرَارِيِّ غَدًا إِذَا فَنِينَا.» و تهشم اینطوری خیرخواهی کرد: «خدایا، تو خود می‌دانی که من خیر قوم خود و اهل دینم را خواسته‌ام؛ اللَّهُمَّ إِنَّكَ تَعْلَمُ أَنِّي قَدْ نَظَرْتُ لِقَوْمِي وَلِأَهْلِ دِينِي.» بعدش، اشعث میره سمت امیرالمؤمنین علیه‌السلام تا از اختلافی که خودش بوجود اورده بود، از تردیدی که خودش توی دل‌های مومنین افکنده بود و از روحیه عافیت‌طلبی‌ای که خودش توی سپاه دمیده بود، بهره بگیره و امام رو در برابر افکار عمومی قرار بده. گفتش: «ای علی! اگر حق با توست، چرا از مذاکره بیم داشته باشی؟ مردم نیز دیگر از جنگ خسته شده‌اند؛ قَدْ أَحَبَّ النَّاسُ الْبَقَاءَ وَكَرِهُوا الْقِتَالَ.» فتنه بالا گرفت. تجمع‌هایی به سود رأی اشعث در سپاه شکل گرفت و گروهی رفتن پیش امیرالمؤمنین و گفتن: «دعوت آنان را بپذیر؛ ما دیگر فرسوده شده‌ایم؛ أَجِبِ الْقَوْمَ إِلَى مَا دَعَوْكَ إِلَيْهِ فَإِنَّا قَدْ فَنِينَا.» آره خلاصه.

یه چیزی بگم در گوشی راستش.. شما اشعث رو که می‌شناسید؟ قبلا درموردش صحبت کردیم. یسوال؛ مگه اشعث توی صفین چی می‌گفت؟ بعضی وقت‌ها عزیزان، یه جامعه با شکست توی جنگ از بین نمی‌ره؛ کم کم و تدریجی با خسته شدن از ادامه‌ی راه شکست می‌خوره. تو صفین، اشعث بن قیس دقیقاً با یه منطق به ظاهر منطقی اومد جلو. گفت: «تا کی بجنگیم؟ وقتی می‌شه مذاکره کرد، چرا این همه هزینه بدیم؟ زن‌ها بیوه می‌شن، بچه‌ها یتیم می‌شن، مردم هم دیگه از جنگ خسته شدن.» حرفاش از روی ظاهر، دلسوزانه و عاقلانه بود. حتی قسم می‌خورد که خیر مردم و دین رو می‌خواد. اما نتیجه‌ی این حرف‌ها چی شد؟ روحیه‌ی سپاه شکست، تردید افتاد تو دل مردم و کم‌کم بیشتر لشکر امیرالمؤمنین(ع) قبول کردن که جنگ رو متوقف کنن. امام علی(ع) اینجا فرمودن که: «تا وقتی سختی جنگ بهتون نرسیده بود کنارم بودید؛ اما حالا که سخت شده، می‌خواید من تابع خواسته‌ی شما باشم. وقتی خودتون موندن و راحتی رو انتخاب کردید، دیگه شما رو مجبور نمی‌کنم.» بین اون همه آدم، فقط چند نفر مثل حُضَین ربعی و مالک اشتر ایستادن. حضین می‌گفت: «دین با تسلیم در برابر حق ساخته شده، نه با اینکه هر جا به نظرمون سخت اومد، با حساب‌وکتاب خودمون عوضش کنیم.» مالک اشتر هم می‌گفت: «از امروز دیگه رنگ عزت رو نمی‌بینید.» درس بزرگ صفین اینه که همیشه فتنه با حرف‌های عجیب و غریب شروع نمی‌شه؛ گاهی با قشنگ‌ترین و منطقی‌ترین حرف‌ها شروع می‌شه، اما نتیجه‌ش دور شدن از حقه. به نظرم اگه اشعث رو فقط یه خائن یا نفوذی بدونیم، اصل ماجرا رو نفهمیدیم. خطر اصلی اون منطق و فضایی بود که ساخت؛ فضایی که باعث شد حتی خیلی از آدم‌های مؤمن هم در تشخیص راه درست دچار تردید بشن. این اون درس مهم صفینه. وحدت هم خیلی مهمه، ولی وحدت با کی؟ با حضرت آقا. فلذا باید منتظر دستورات جدید بود و هراونچه آقا توصیه کردن و فکر می‌کنیم که بنا به تفکر ولایی و شناختی که از ولایت داریم؛ آقا رو خوشحال می‌کنه.. عمل کنیم! تا ببینیم فرج الهی چیست.

💔

يزينب_ارد_احلفچ_بالزچيه_سيد_سلام_الحسيني.m4a13.00 MB

بابا شما چجوری هرسال اینارو گذروندید، نفسم داره بند میاد...

می‌دونستی خیمه‌م رو سوزوندن؟

از زبان عمه زینب می‌گه: صدام گرفت.. داداشام کجان..؟ «بمیرم..»

هاي أنا زينب سيد سلام الحسيني.m4a13.76 MB

الهی بمیرم برای دل حضرت زینب، بمیرم برای دل مادرت آقاجان...

از وقتی شنیدم وضو گرفتن برای کشتنت با هر ضربه‌ای که به شما می‌زدن تقبل الله بهمدیگه می‌گفتن دلم بیشتر شکسته عزیزفاطمه...

کاش قفسه سینه من می‌شکست وقتی می‌شنیدم سینه‌ت شکسته...

دیروز بنده صبح رفته بودم مقتل، ظهر هم با آقایون خوندم، امروز صبح هم از پشت تلویزیون با عراقی‌ها دارم گوشش می‌دم و هربارش رو کاش بمیرم برات آقا امام حسین... کاش دلم از شکسته‌گی‌ می‌ایستاد...

ولی اقاجون.. عین‌هو اون‌موقع که به حضرت عباس گفتن با یزید بیعت کنید تا که بهتون آب برسونیم و هیهات گفت. شمام بعد از بیعت نکرد
ولی اقاجون.. عین‌هو اون‌موقع که به حضرت عباس گفتن با یزید بیعت کنید تا که بهتون آب برسونیم و هیهات گفت. شمام بعد از بیعت نکردن با کسی مثل یزید فدای مسیرِ امام حسین شدی تشنه‌لب شهید شدی... خوشا به سعادت شما..

امروز قمر در عقرب بود؛ روز عاشورا هم بود. و راستش من بعد از شنیدن جزئیات مقتل دیگه اون آدم سابق نیستم...

امروز توی مقتل از روضه‌خون شنیدم که وقتی حضرت زینب اومد سمت علی اکبر تو قتلگاه، آقا امام حسین دستاشو باز کرد جلوش وایساد کسی نگاش نکنه... موندم بعد از شهادت آقا چه حالی داشتی عمه جانم؟ ای قربون غربت و ترس و مسئولیت‌هات...

سبيت زينب مجتبى الكعبي.m4a8.07 MB

نماهنگ انقدر خستم.mp34.93 MB

ولی دوستام همچینن: ✨✨
ولی دوستام همچینن: ✨✨