blue hour !!
رفتن به کانال در Telegram
Just midnight thoughts turning into love stories Wanna talk ?? : @HelikaIsHerebot Archive : @bluehouranon
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
970
مشترکین
+224 ساعت
+37 روز
+7130 روز
آرشیو پست ها
Repost from 𝖣𝗂𝖾𝗌𝖾𝗅 𝖣𝗂𝖺𝗋𝗂𝖾𝗌 ส 🆕
𝒟elirium 𝒪f 𝒜shes ℬeneath 𝒯he 𝒮kin
ممنونم. نه برای دوش کشیدنم، نه برای دادنِ روزهای بیشتر به من… بلکه برای دادنِ این فرصت که حس کنم کسی مراقبم هست. ممنونم که من رو به چشمِ پووین دیدی، نه یک راهزن، نه یک تیرانداز، نه سربازِ وفادار. و ممنونم برای دادنِ فرصتی برای زیستن، به جای تنها زنده ماندن. تو همیشه برای من خاص بودی هانتر، و همیشه خواهی بود… مهم نیست کجا باشم. راهزن یاغیِ تو، پووین تانگ. 🤩 part one part two Writer : Morgan
اینطور نیست که ارتباطشون عمیق نبوده باشه اما پای عشق وسط نیومده هیچوقت چون هردوشون میدونستن قراره یه زمانی از همدیگه جدا بشن، پرث اتفاقا به نوعی وابستگی داشته به نانون... این آدم واقعا براش شخص خاص و مهمی بوده و هنوز هم هست اما نه در حد سانتا.
نانون و پرث اول با دفاع کردن از همدیگه جلوی بقیه شروع کردن، با بستن زخمهای همدیگه، صحبت کردن از چیزهایی که نمیتونستن به بقیه بگن؟ گفتم قبلا نانون تنها کسیه که میدونه خانواده واقعی پرث کی هستن... این دو نفر رازدار همدیگه بودن، تکیهگاه همدیگه بودن، نانون و نیران تنها کسایی بودن که پرث اونجا بهشون نزدیک بوده
توی داستان بین دیالوگهاشون اشاره خواهد شد مثل چیزهایی که از دیالوگهای سانتا و ساوان یا است و پاوین فهمیدید، اما آره اینجوری بوده...
ولی اون بخش از رابطه هم بالاخره بخش مهمیه و باید وجود داشته باشه وگرنه که اسمش رابطه نمیشه؟
میدونید آخه من نمیخواستم زیاد به اون دوران اشاره کنم میترسم بیان دوباره فحش نانون بدن.😂😂
