࣭ 𝒩𝖺𝖾𝗋𝗒𝗌'𝗌 𝒞𝗁𝖺𝗆𝖻𝖾𝗋𝑠ᵗ᷒ᰰ
رفتن به کانال در Telegram
a collection of dragon dreams, oldtown winds, silver hair, green velvet, and the fictional people who occupy far too much of my mindྀི🤍🕯🦢 ˚。 𖹭
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
256
مشترکین
+224 ساعت
+97 روز
+2830 روز
آرشیو پست ها
Repost from N/a
در تنهایی خود غرق شده بودم ، گویی فرشته ای بودم که از بهشت زرین طرد شده بود .
در افکارم چیزی جز چیز هایی که مرا از شادی عقب نگه میداشت نبود .
تنم گویی زندانی بیش برای روح آزادی خواهم نبود .
وجودیت خودم را فراموش کرده بودم ، برای رهایی ، برای احساس کردن تکه ای از شادی ؛ اما گویی این شادیِ از دست رفته قصد بازگشت نداشت.
پس من اینجا تنها و درمانده مانده بودم ، به امید بهاری که در آن آزادم.
