fa
Feedback

فریب کلاهبرداران را نخورید! تل‌متریو این کانال‌ها را شناسایی و برچسب‌گذاری می‌کند 👉 برای مشاهده برچسب، اشتراک تهیه کنید

𝑫𝒓𝒐𝒘𝒏𝒊𝒏𝒈'

𝑫𝒓𝒐𝒘𝒏𝒊𝒏𝒈'

رفتن به کانال در Telegram

Дом фанатов Дженсена Эклса 🎞️ Атмосферно, уютно и только о главном. . 🥧;; @acklesjay67_bot

نمایش بیشتر
إيران135 330دسته بندی مشخص نشده است
368
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+167 روز
+5730 روز
آرشیو پست ها
+1
Good morning🤫🤍
Are you a bad boy?Yes🛐
@Drowning

𝑴𝒂𝒚 𝒚𝒐𝒖𝒓 𝒏𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒃𝒆 𝒂𝒔 𝒍𝒐𝒗𝒆𝒍𝒚 𝒂𝒏𝒅 𝒅𝒆𝒍𝒊𝒄𝒊𝒐𝒖𝒔 𝒂𝒔 𝒍𝒊𝒕𝒕𝒍𝒆 𝑱𝒆𝒏𝒔𝒆𝒏’𝒔 𝒔𝒕𝒓𝒂𝒘𝒃𝒆�
+1
𝑴𝒂𝒚 𝒚𝒐𝒖𝒓 𝒏𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒃𝒆 𝒂𝒔 𝒍𝒐𝒗𝒆𝒍𝒚 𝒂𝒏𝒅 𝒅𝒆𝒍𝒊𝒄𝒊𝒐𝒖𝒔 𝒂𝒔 𝒍𝒊𝒕𝒕𝒍𝒆 𝑱𝒆𝒏𝒔𝒆𝒏’𝒔 𝒔𝒕𝒓𝒂𝒘𝒃𝒆𝒓𝒓𝒊𝒆𝒔🍓🤏🏻 @Drowning

God created men and then jensen ackles as an apology😭 #jensenackles @Drowning
+1
God created men and then jensen ackles as an apology😭 #jensenackles @Drowning

جنسن: بله، واقعاً طرفداران زیادی داره و میدونین... طرفدارای عالی هستن، خود سریال عالیه، بازیگراشم فوق‌العادن؛ برای همین اصلاً هیچ گلگی ندارم، همه چیز خوبه. مجری: من به سریال *Mr. Rhodes* اشاره کردم که سال ۱۹۹۶ مدت کوتاهی پخش شد، اما مخاطبای برنامه‌های روزانه تلویزیون کلاً آدم‌های متفاوتی هستند، نه؟ این طرفدارا وفادارترن(منظورش همین سریال روزای زندگیه) جنسن: دقیقا همینطوره؛ وفادارن. منظورم اینکه اونا واقعاً غرق داستان‌های این سریال‌ها میشن. واقعاً همین‌طوره. ما هر روز تو خانه‌های اونا هستیم و اونا واقعاً، واقعاً طرفدارا زیادی دارن. این سریال حدودا ۳۴ سالی هست که پخش میشه[نکته: در متن قبلی ۳-۴ سال شنیده شده بود، اما اینجا مشخصه که منظور قدمت خودِ سریال یعنی ۳۴ ساله]، برای همین پایگاه هواداران خیلی خوبی پیدا کرده. مجری: در واقع، خواهر تلویزیونی شما، یعنی "سمی" (شخصیت سمی بردی در سریال)، حدودا سه یا چهار سال پیش اینجا پیش ما بود، درسته؟ و کارش هم اینجا عالی بود. جنسن:بله.

«بیایید جنسن و خانوم‌ها رو معرفی کنیم و بعد چند نفر رو بیاوریم روی خط تا شروع به جمع‌آوری پول کنیم. اما قبل از اینکه این کار رو بکنیم، فقط میخواستم بگیم که "بروس وین"، میلیونرِ خیرخواه، چک نسبتاً درشتی [برای خیریه] نوشته؛ و همونطور که میدونید اون تو عمارت وین (Wayne Manor) و بزودی خبرهای بیشتری ازش خواهد رسید. خیلی ممنون، این عالیه و ما منتظرش هستیم. خانم‌ها و آقایان، اینم از "آدام وست"!(بازیگر مشهور و قدیمی بتمن) اون تمام شب همراه ما خواهد بود؛ بتمن، یک مرد واقعاً فوق‌العاده. وقتی مردم از من میپرسیدند امسال چه افراد مشهوری به برنامه میان، من اسم آدام وست رو میارم و همه، چه جوون و چه پیر، دقیقاً میدونن درباره چه کسی حرف میزنم. باعث افتخارا که اونو اینجا داریم. شما بعداً این فرصت رو داشته باشیم که ملاقاتش کنیم. ما یک‌سری آیتم‌ها و یادگاری‌های مربوط به بتمن داریم که قرار بعدا بفروشیم [برای خیریه]؛ با ما تماس بگیرید....نفر بعدی، آقاییست که من افتخار آشنایی باهاش رو برای اولین بار اونم یک سال پیش داشتم. اوایل ماه میِ سال گذشته در کلمبوس بود؛ تعدادی از ستاره‌های سریال‌های (Soap Opera) شبکه NBC برای آخرِ هفته‌ی مخصوص این سریال‌ها، تو ایستگاه انحصاری NBC یعنی شبکه WC Channel 4 در کلمبوس جمع شده بودن. ما چند مصاحبه انجام دادیم؛ حدودا ۱۲ یا ۱۳ مصاحبه، و کسی که بیشتر از همه منو تحت تأثیر قرار داد، همین آقا بود. اون یکی از ستاره‌های جدید برنامه‌های روزانه‌ی تلویزیونه. احتمالاً عکسشو همین چند وقت پیش روی جلد مجله *TV Guide* دیدید؛ اونم عنوان یکی از ۱۲ ستاره‌ی جذاب و نوظهور تلویزیون. او نامزد جایزه امی برنامه‌های روزانه (Daytime Emmy) شده؛ مجله *Soap Opera Digest* اونو بهترین تازه وارد تلویزیون نامیده و زمانی که برای اولین بار در نقش "اریک بردیِ" گمشده در سریال (روزهای زندگی ما) ظاهر شد، ازش به عنوان بهترین پدیده و یافته‌ی تابستان ۱۹۹۷ یاد کردن. قبل ترش، ممکنه اونو از سریال *Mr. Rhodes* به یاد بیاورید؛ یک سریال از شبکه NBC که فکر کنم در پیش‌فصلِ پاییز ۱۹۹۶، حدود سه یا چهار هفته پخش شد. زیاد روی آنتن نموند، اما ستارش در واقع مهمان امشب ما بود. جنسن اکلس رو یا تشویق جانانه کنید! همون اریک بردی در سریال *Days of Our Lives*. مجری: جنسن چطوری؟ رو به راهی؟ جنسن: چطوری ریک؟ عالیم. از دیدنت خوشحالم. مجری: خب، امشب همه چیزو اینجا آماده کردیم. جنسن: بله، همه چیز ردیفه. مجری: برای اینکه تعهد و لطف جنسنو برای اومدن به اینجا و بودن در کنار ما در بیست و پنجمین سالگرد برناممون نشون بدم، باید بگم اون رسماً کل شب رو تو پرواز بوده! دیشب با پرواز شبانه (Red-eye flight) از لس‌آنجلس اومد. جنسن: آره، با پرواز شبانه از لس‌آنجلس اومدم، بعدش هم تمام شب رو رانندگی کردم و تمام روز رو خوابیدم؛ و حالا اینجام! مجری: چه خوب! تو شبکه NBC ازم میپرسیدن که دوست داری جنسن در طول روز چکار کنه؟ با توجه به اینکه کل شبو در پرواز بود و بعدشم یک رانندگی دو ساعته با لیموزین از کلمبوس داشت، گفتم ما هواشو داریم و میذاریم تمام روز رو استراحت کنه. پس امیدوارم از خوابیدن در هتل "هالیدی این" (Holiday Inn) لذت برده باشی. جنسن: عالی بود. مجری: جنسن، برای چند ساعت آینده مشغلت رو زیاد میکنیم‌. اون امشب یک مدت اینجا تو مرکز خرید میمونه تا به مردم امضا بده. قبلاً اشاره کردم که وقتی در کلمبوس بودی فرصت یک مصاحبه کوتاه رو باهات داشتم و همون موقع هم ازت خوشم اومد. خب، این پروژه‌ی سریال‌های روزانه حسابی برات خوب بوده، این‌طور نیست؟ اریک شخصیت فوق‌العادیه و شهرت زیادی برات آورده.

𝐴𝑑𝑎𝑚 𝑊𝑒𝑠𝑡 & 𝐽𝑒𝑛𝑠𝑒𝑛 𝐴𝑐𝑘𝑙𝑒𝑠 1999 𝐼𝑛𝑡𝑒𝑟𝑣𝑖𝑒𝑤😎❤️ مصاحبش مربوط به کارای خیریه و ایناس و واقعا تنها جنبه ی مثبتش خوده جنسن بود وگرنه صحبت هاش چیز خاصی نداشت

مجری: خانوما تو هر سنی دارن شیفته و دلباخته‌ی این چهره‌ی جدید میشن. اون شیرینه و دوز مناسبی از معصومیت رو داره. همچنین نامزد دریافت جایزه‌ی «بهترین بازیگر تازه‌وارد مرد» شده؛ لطفا به جنسن اکلس خوشامد بگید! خوش برگشتید آقایون، خیلی خوشحالم که همتون اینجایین. این برای ما افتخار بزرگیه. بفرمایید بنشینید و راحت باشید. اون خانومه تو ویدئو: من یه عکس از جنسن و پسر کوچولوم «تلی» دارم و هر از گاهی بهش نگاه میکنم و با خودم فکر میکنم که چقدر افتخار میکردم اگه تلی هم بزرگ که شد مثل تو هات از آب درمیومد. جنسن:این لطف شما رو میرسونه، واو. مجری:خب، یا تو واقعاً پسرِ دست‌و دل پاک و دوست‌داشتنیی هستی یا اینکه حسابی مخش رو زدی و خامش کردی! (شوخی با جنسن). حالا تو اینجایی، یه تازه‌وارد که همه‌چیز برات عالی پیش میره و داری اونجا با «ملکه‌ی سریال‌های صابونی» (اشاره به دیِدر هال) کار میکنی. چطوریاست؟ جنسن:اون فوق‌العاده‌ است... خیلی چیزها به من یاد داده. اون و «دریک» (دریک هاجستین) هر دوتاشون. روز اولی که رفتم سر صحنه، من رو مستقیم چپوندن وسط یه سکانس با این دو نفر. خب معلومه، اونا شاه و ملکه‌ی این سریال هستن و آدم دستپاچه میشه. بعد دریک روز اول سر صحنه، من رو اغفال کرد که کرم بریزم. دریک من رو انداخت جلو برای این شوخی. قضیه اینه که «دیِدر» روی یه چیز خیلی حساسه و بدش میاد؛ دوست نداره بهش بگن (You guys) – مثلاً وقتی میگی «یو گایز». اون میگه: «ما بچه/ پسر نیستیم، من پسر نیستم.» خلاصه یه جورایی روش حساسه. خب، دریک به من گفت: «وقتی میخوای به این دو نفر اشاره کنی، بگو (You guys)». منم که نمیدونستم، با خودم گفتم خب اون بیشتر از من اینجا کار کرده و لابد میدونه چخبر، پس حتما حرفش درسته. خلاصه منم گفتم «یو گایز..». دیِدر برگشت نگاهی بهم کرد و گفت: «ما پسر نیستیم!» و دریک هم اون پشت کرکر خنده رو گذاشته بود مجری: «کار من بود! کار من بود!» اینم از وضعیت پسرِ جدید و بامزه‌ی سریال! دریک:نه بابا بیا جلوتر! باحال‌ترینش اونجایی بود که وقتی داشتی سکانس رو باهاش بازی میکردی، از شونه‌هاش گرفتیش و گفتی: «از زندگی من برو بیرون!»😂😂 جنسن:عاااا😀(اعتراض نکن بچه) دریک: آره دقیقاً خودش بود! و این همون روز اول بود و ما پشت سر هم کات دادیم و جلو رفتیم و از اونجا به بعد دیگه رابطمون حسابی گرفت و عالی شد. مجری:عالیه. تماشاگران عزیز، این کارت‌ها رو میبینید؟ این‌ها برای شماست. (رو به شرکت‌کننده): «یکی از این‌ها تازه دندان جلویش را درست کرده.» «یکی سگی به نام دالاس دارد.» «یکی با معشوقه‌ی دوران دبیرستانش ازدواج کرده» (اووه این یکی خیلی راحته!) «یکی با یک پزشک (MD) ازدواج کرده» (لو رفت، اینم راحته، راحته!) یکی تک‌فرزند است.» «گروهی از زنان به نام "تیپ استروژن" یک وب‌سایت درباره این یکی دارند.» «و این یکی... فکر کنم اینم راحته، از روی عکسش توی مجله GQ کشف شد.» خب، اون (لی‌ان) باید بتونه حداقل ۵ تا رو راحت حدس بزنه، درسته؟ «لی‌ان» نوبت توئه. آماده‌ای؟ آماده‌ای؟ حالا میدونی باید چیکار کنی؛ کارت رو بذار جلوی اون بازیگر و اون برات نگهش میداره. ۴۵ ثانیه وقت داری. ساعت رو فعال کنید لطفا. برو، برو، برو، برو، برو! بدو، بدو، بدو! فقط ۳۰ ثانیه وقت داری، بهتره عجله کنی! «سگی به نام دالاس»؟ کی سگی به نام دالاس داره؟ داری نزدیک میشی، داری نزدیک میشی! یکی رو انتخاب کن! اون یکی خلبان جنگنده بود... ۱۰ ثانیه وقت داری لی‌ان، بدو لی‌ان، یالا، میخوام بذاریش این وسط، بیا اینجا... جنسن، تو یه سگ به نام دالاس داری، درسته؟ چه نژادی؟ جنسن:آره، یه سگ دوبرگه (میکس/با نژاد مخلوط)، یه سگ گنده‌ی دورگه.
#jensenackles

𝐽𝑒𝑛𝑠𝑒𝑛 𝐴𝑐𝑘𝑙𝑒𝑠 𝑖𝑛 𝐿𝑒𝑒𝑧𝑎 1998

بزارین بازم از برنامه ی لیزا و جنسن واستون بذارم از این فضا بیاییم بیرون🥹

این مدل پسرا که دو تا دنا پلاس یا ۲۰۷ زیر پاشونه با ۱۳ کا فالوور فیک یا نیمه‌ فیک، فکر میکنن «دین وینچستر» زمانن و دخترا دارن سرشون گیس‌وگیس‌کشی میکنن نمیدونه که ماها نشستیم داریم به ریشش میخندیم و سوژمون شده

یه نقل قول بزنم
پسرای چنلای سوپرنچرال فن روی صحبت ما اصلاً با شما شکارچی‌های بااصالت و باحال نیست؛ شما خودتون مثل سم و دین، مرام و معرفت دارید. مخاطبمون اون معدود افرادین که فاز شیاطین چهارراه رو برداشتن و دایرکت بسته‌ی آدم‌ها رو با درِ بازِ جهنم اشتباه میگیرن! ما اینجا جمع شدیم دور هم خوش باشیم، پس لطفاً اتمسفرِ چنل رو با هول‌بازی مسموم نکنید که مجبور نشیم مثل دین باهاتون برخورد کنیم! ارادت واسه باجنبه‌ها 🤝

صرفا فرستادمش ازش لذت ببرین و واقعا ترجمه ی خاصی نداشت خودتون متوجهش میشید🤍

1999 𝐻𝑜𝑙𝑙𝑦𝑤𝑜𝑜𝑑 𝐾𝑛𝑖𝑔ℎ𝑡𝑠 𝐶𝑒𝑙𝑒𝑏𝑟𝑖𝑡𝑦 𝐵𝑎𝑠𝑘𝑒𝑡𝑏𝑎𝑙𝑙 𝑇𝑒𝑎𝑚 𝑉𝑆 𝐺𝑙𝑒𝑛𝑑𝑎𝑙𝑒 𝐻𝑖𝑔ℎ 𝑆𝑐ℎ𝑜𝑜𝑙
He’s not just playing the game, he’s winning our hearts.
#jensenackles @Drowning

𝐽𝑒𝑛𝑠𝑒𝑛 𝐴𝑐𝑘𝑙𝑒𝑠_ 𝐷𝑎𝑦𝑠 𝑜𝑓 𝑂𝑢𝑟 𝐿𝑖𝑣𝑒𝑠 (1997)
هیچ‌کس تا حالا باعث نشده همچین احساسی داشته باشم اریک، اینقدر پذیرا، بی‌پروا.(ببخشید ولی چون ژنده ای-) منو با خودت ببر، واسه تو اینجام، همه اینا واسه ی توعه، بذار در اختیارت باشم. منو با خودت ببر اریک زمان زیادی گذشته و من خیلی زیاد میخوامت؛ شب‌هایی بود که فکر میکردم از شدت اشتیاق واسه ی لمس کردنت دیوونه میشم اریک. میدونم که تو هم منو میخوای و عاشق هر جایی هستی که ما با هم هستیم. لمسم کن اریک....(از پسرم فاصله بگیر بچ)

گفتم این یه تیکه رو ببیند فقط صداشو کم کنید😂🤍

Good morning chocolates🤍🍫 #mornin @Drowning
Good morning chocolates🤍🍫 #mornin @Drowning

مجری: نترسیدی که وقتی باهاش وارد رابطه عاشقانه شدی، دیگه نتونین مثل قبل با هم دوست بمونین؟(چ سوالیه🙄) جنسن: (با شوخی به مجری) انگار این بخش مصاحبه داره خوب پیش نمیره ها! (خنده) نه، میدونی... مجری: آره، آخه آدم دلش میخواد اون دوستی رو حفظ کنه. حتماً قبلش کلی با خودت کلنجار داشتی، میگفتی «باید ببوسمش؟» چون میدونی که این کار ممکنه همه‌چیز رو تغییر بده، درسته؟ جنسن: آره دقیقاً همینطوره، ولی خب همه‌چیز عالی پیش رفت. الان خیلی خوبیم با هم. مجری: این خیلی عالیه. وقتی سر کارِ سریال نیستی، چیکار میکنی؟ اوقات فراغتت رو چجوری میگذرونی؟ جنسن : وای، من عاشق اینم که با دوستام وقت بگذرونم. خب، خانواده من توی تگزاس زندگی میکنن و من اینجا (کالیفرنیا) تنها هستم. برای همین با چندتا از هم‌اتاقیام زندگی میکنم. مجری: پس توی یه خونه زندگی میکنی؟ جنسن: آره، توی یه خونه زندگی میکنم. مجری: و کلی هم‌اتاقی پسر داری. پس شبیه یه «خونه دانشجویی بزرگ» (Frat House) شده! یه خونه دانشجویی بزرگ... مهمونی‌های بزرگم میگیرید؟ جنسن: نه، اون‌قدرها هم بد نیست. فقط خودمون سه نفر دور همیم. مجری: یعنی هیچ‌کس دیگه‌ای دعوت نمیشه؟ فقط سه تا پسر اونجا نشستن و این‌طورین که «فکر کنم نیاز داریم یه مهمونی بگیریم!» جنسن: آره، دور هم میشینیم و میگیم: «پسر، چقدر عالی میشد اگه ما هم یه صحنه عاشقانه (توی زندگیمون) داشتیم!» (با خنده) مجری: تو داری اینجا در کالیفرنیا زندگی میکنی و داری از «رویای کالیفرنیایی» لذت میبری. موج‌سواری هم میکنی؟ جنسن: خب، موج‌سواری نه... من تابستون گذشته چندتا «بوگی بورد»(تخته‌ موج‌سواری) گرفتم. بوگی‌بوردینگ انجام میدم. برای اون دسته از مردم که کالیفرنیا زندگی نمیکنن بگم که این کار یه جورایی مثل موج‌سواری با بدنه. جالبه چون انجام دادنش تعادل خیلی زیادی نمیخواد، واسه همین تلاش میکنم برم دریا و انجامش بدم. مجری: توش خوبی؟ جنسن: آره... یعنی خوبِ خوب که نه، ولی بدم نیستم. البته یه مدتی هست انجامش ندادم، چون تابستون تموم شده. مجری:خب، تو این کار رو از بچگی شروع کردی، درسته؟ از وقتی که این‌قدر بودی🤏🏻. تو وقتی بچه بودی، مدل نبودی؟ جنسن: خب، پدرم سال‌های سال تو دالاس (تگزاس) تو حرفه سرگرمی و بازیگری بوده. واسه همین وقتی من یه بچه کوچیک بودم، من رو برد به آژانس خودش و اونا گفتن: «اوه خیلی خب، بیایین عکسش رو بذاریم توی مجله.» اینطوری شد که من کارم رو با مدلینگ کاتالوگ و این‌جور چیزا شروع کردم. مجری: مدلینگ کاتالوگ؟ وقتی فقط یه وروجک کوچولو بودی؟ واسه چیا مدل شدی؟ داری مجبورم میکنی که خودم حدس بزنم و بگم، نه؟ میدونی چیه، این یه برنامه گفتگو‌محوره، این‌طوری بهتر جواب میده. من دارم این چیزها رو همینطور که جلو میریم یاد میگیرم. اگه ما فقط بی سر و صدا اینجا بشینیم، فایده نداره. تماشاچی‌ها ممکنه برن یه سریال دیگه رو تماشا کنن و این برای تو خوب نیست. جنسن: برای من؟ نه! (با خنده) یکی از کارهای شاخص‌تر و معروف‌تر من (در بچگی) مدل شدن برای پیژامه‌های برادران سوپر ماریو بود! از اون مدل لباس‌ها. مجری: اوه، من دارم درباره زمانی حرف میزنم که تو یه بچه بودی و مدلینگ میکردی، نه اون لباس‌هایی که اون سه تا پسر (هم‌اتاقیات) توی خونه میپوشن! جنسن: آهان! بله، ببخشید. من فکر کردم... مجری: خب واسه چیا مدل شدی؟ پس تو پادشاه سوپر ماریو بودی! جنسن: آره، و واقعاً هیچ‌وقت نتونستم از شر اون خاطره راحت بشم! وقتی راهنمایی بودم، بچه‌ها عکس اون لباس رو از کاتالوگ میبریدن و میچسبوندن روی دیوار دستشویی‌های مدرسه و میگفتن: «تو همون پسره‌ای!» ولی جالبیش اینجا بود که دوست‌های خودم این کار رو میکردن تا رفیقشون رو مسخره کنن؛ در حالی که این کار خودشون رو هم احمق نشون میداد، چون اونا هم داشتن با من توی راهروی مدرسه راه میرفتن! (سنگین بود😂) مجری: میدونی چیه؟ خداروشکر که حداقل لباس خوابِ سرهمی طرح «باربی» نپوشیده بودی! این تنها چیزیه که میتونم بگم! خب، این تجربه رو یک بار از سر گذروندی؟ جنسن: ولی میدونی چیه، من دیگه باهاش کنار اومدم و ازش گذشتم. مجری:خیلی ممنون. خانم‌ها و آقایان، جنسن فوق‌العاده است! خیلی ممنون که اینجا بودی و هر زمان که خواستی باز هم بیا. سریال *Days of Out Lives*، روزهای هفته از شبکه NBC. ما بلافاصله بعد از این پیام‌ها با «تاران اسمیت» از سریال *Home Improvement* برمیگردیم.

این مصاحبه مربوط به اواخر دهه ۹۰ میلادیه، زمانی که تازه با بازی در نقش «اریک بردی» در سریال *Days of Our Lives* به شهرت رسیده بود و حتی نامزد جایزه امی شده بود.
مجری: خب، مهمان بعدی من یکی از داغ‌ترین ستاره‌های جدید تلویزیون در برنامه‌های روزانه (Daytime TV) امساله. او امسال نامزد جایزه «دی‌تایم امی» شد و جایزه مجله *Soap Opera Digest* رو برای «تاره‌وارد محبوب» به خاطر بازی در نقش «اریک بردی» در سریال *Days of Our Lives* برنده شد. بیایین نگاهی به بخشی از این سریال بندازیم تا ببینیم چرا برنده این جوایز میشه. >چطور میتونم بهت ثابت کنم که احساساتم نسبت بهت واقعیه؟ > اریک: نمیدونم اصلاً چنین چیزی ممکنه یا نه. > خیلی خب پس، دیگه نمیخوام دربارش حرف بزنم. فکر میکنم صداقت عمل بیشتر از حرفه، واسه همین میخوام دقیقاً بهت نشون بدم چه حسی بهت دارم...*کیس کیس* مجری: لطفاً به جنسن اکلس خوش‌آمد بگید! خوش اومدی. سلام پسر! عجب، اون دختره حسابی خودش رو بهت چسبوند!(جررر) جنسن: آره، ولی اینطور هم نبود که لباس سرهمی چرمی یا چیزی شبیه اون پوشیده باشه. راستش دقیقاً نمیدونم چی پوشیده بود... فکر کنم یه ست ژاکت بافتنی بود، آره فکر کنم همین بود. اگر کسی بهم میگفت اون یه ست ژاکته، خب من زیاد به لباس‌ها توجه نمیکردم، فکر نکنم اون موقع حواسم به لباس بوده باشه!😏 مجری: حالا، تو صحنه‌های رمانتیک (عاشقانه) زیادی بازی می‌کنی؟ چون من یه جا خوندم که تو اصلاً صحنه‌های عاشقانه بازی نمیکنی! جنسن: وای این قضیه دیگه بزرگ‌ترین شایعه ممکن شده! یه بار یه مجله‌ای چاپ کرد که من صحنه عاشقانه بازی نمیکنم و پدر و مادرم با عوامل تولید تماس گرفتن و گفتن: «پسر ما صحنه عاشقانه بازی نخواهد کرد!» مجری: و چرا باید این کار رو بکنن؟ آخه اونا که این کار رو نکردن، نه؟ جنسن اکلس: نه اصلاً! این بزرگ‌ترین شایعه شده. واقعاً نمیدونم از کجا آب میخوره. انگار مثلاً به جای تنبیه و محرومیت (Time out)، بهم گفتن «بدون صحنه عاشقانه، بدون صحنه عاشقانه!» ولی نه، منظورم اینه که من فکر میکنم این صحنه‌ها بخش بزرگی از کار هستن... بیایین واقع‌بین باشیم، راستش من هنوز حتی یک بار هم چنین صحنه‌ای بازی نکردم!(منظورش از اون صحنه هاس؛ که خب جنسن هیچوقت از اون صحنه ها نداشت-) مجری: هنوز بازی نکردی؟! جنسن: نه، هنوز نه. مجری: پس این کاری که الان اینجا توی این برنامه گفت‌وگو داری میکنی، فقط یه تیزر کوچیک برای طرفدارهاست؟ جنسن: یه تیزر کوچیک، آره!😔 مجری: نه، ولی میخوای مردم بدونن که برای بازی در صحنه‌های عاشقانه آمادگی داری؟ جنسن: خب، فکر کنم کم و بیش آره، بله! مجری: بله، ولی تو مگه در زندگی واقعی متأهل یا در رابطه نیستی؟ دوست‌دختر نداری؟ جنسن: چرا، من دوست‌دختر دارم. بله، بله. مجری: و اون با این قضیه مشکلی نداره؟ *(صدای آه و حسرت تماشاگران داخل استودیو)* اوه، دیدی چطور آه کشیدن؟ انگار اگه دوست‌دخترت نبود، همه این زن‌های اینجا توی صف ایستاده بودن! (الان که زن داره هم ما تو صفیم-) جنسن: آره واقعاً! مجری:اونم بازیگره؟ جنسن: نه، اون بازیگر نیست. اصلاً. مجری: اون مشکلی نداره با اینکه تو میخوای سر کار صحنه‌های عاشقانه بازی کنی؟ جنسن: اون... راستش اصلاً زیاد درباره‌اش صحبت نمیکنه. حتی سریالم رو تماشا هم نمیکنه!😐💔 مجری: سریال رو نمیبینه؟! نه؟ اون اصلاً کی هست؟ جنسن اکلس: خب، اسمش «لیسا» هست و فارغ‌التحصیل دانشگاه UCLA (دانشگاه کالیفرنیا، لس آنجلس) هستش. مجری: خب چطوری با هم آشنا شدین؟ (ازدواج کردین؟) جنسن : ما از طریق چندتا دوست مشترک حدود دو سال پیش با هم آشنا شدیم. تقریباً یک سال فقط با هم دوست معمولی بودیم و بعد یک روز، انگار همه‌چیز بینمون کلیک خورد (جرقه خورد). مجری: کلیک خورد؟ یهو جرقه زد؟ یه جورایی یهو قاطی مرغا شدی! به نظرم خیلی جالبه وقتی با یک نفر دوست صمیمی هستی و بعد اون جرقه و کلیک اتفاق میوفته. جنسن: آره، واقعاً خیلی حس باحالی بود. من هرگز... هرگز قبل از اون تجربه‌اش نکرده بودم که با کسی برای مدت طولانی دوست باشم و بعد یهو تبدیل به رابطه بشه...