𝑫𝒓𝒐𝒘𝒏𝒊𝒏𝒈'
رفتن به کانال در Telegram
Дом фанатов Дженсена Эклса 🎞️ Атмосферно, уютно и только о главном. . 🥧;; @acklesjay67_bot
نمایش بیشترإيران135 330دسته بندی مشخص نشده است
368
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+167 روز
+5730 روز
آرشیو پست ها
368
محتوا میذارم انتظار دارم ازتون نه اینکه بیایین فقط نگاه کنین اگه همه چیز فقط به نگاه کردنه بفرمایید همون یوتیوب شما رو به خیر ما رو به سلامت
368
هفتهی پیش دنیل کرونا گرفته بود و مجبور شد چند روز از کار کنار بکشه. الان توی نیواورلئان مشغول تهیه و تولید یه قسمت پایلوت هستیم. من و اون هر روز سر صحنه بودیم تا اینکه تستش مثبت شد. طبق پروتکل باید پنج روز استراحت و قرنطینه میکرد. البته حالش خوبه، واقعاً خوبه. چندین دوز واکسن زده بود و اون داروی جدید، فکر کنم اسمش Paxlovid بود یا یه چیزی شبیه بهش، مصرف کرد. علائمش فقط حدود دوازده ساعت طول کشید و بعد کاملاً از بین رفت. پنج روز بعد هم تستش منفی شد و حالش عالی بود. اما توی اون مدت، چون حدود یه ماه بود که توی نیواورلئان یه خونه اجاره کرده بودیم، من رفتم توی اتاق دخترمون خوابیدم و دنیل توی قرنطینه موند. و خب، طبیعتاً اتاق خواب اصلی رو هم خودش برداشت. همونطور که باید! البته اگه جای اون، من کرونا گرفته بودم، احتمالاً خودم میرفتم توی حیاط میخوابیدم!(😂💔) فقط خواستم اینو روشن کرده باشم. اون احتمالاً میگفت: «باید از خونه بری بیرون. برو یه هتل بگیر!» ولی نه، خودش توی اون سوئیت بزرگ با اون حموم قشنگ موند و من طبقهی سوم، توی اتاق بچه، خوابیده بودم.(😂😂😂💔) ولی اشکالی نداشت. به هر حال، چیزی که میخواستم بگم اینه که چند روز بعد اومد بالا و انگار تمام وسایلم توی اتاق دخترم منفجر شده بودن! بین وسایل دختر هشتسالمون، وسایل منم همهجا پخش شده بود. دنیل واقعاً خیلی منظم و دقیق زندگی میکنه. یعنی واقعاً همهچیز باید سر جای خودش باشه. اگه چیزی نامرتب باشه، یا خودش درستش میکنه یا کاری میکنه که بقیه خیلی سریع مرتبش کنن.(بانو داد میزنه سرشون😔) احتمالاً همین رو دربارهی من میگفت. میگفت: «باید یه کم به سر و وضع و مرتب بودن خودش برسه.» و خب... من با این مشکلی ندارم. قبولش دارم. واقعاً هم تلاش میکنم. مثلاً ظرفها رو از روی میز برمیدارم، میشورم یا آب میکشم و میذارم توی سینک و با خودم میگم: «خب، دیگه کار تمومه!» یعنی از روی میز برداشتم، یه آب کشیدم، گذاشتم توی سینک... تمام! ولی نه... اون میاد و میگه: «جنسن ماشین ظرفشویی همینجاست! یعنی بذاریش توش خیلی کار سخیته؟» و منم میگم: «آخه... ولی سینک که اونجاست، ماشین ظرفشویی اینجاست!» من اینطوری فکر نمیکنم. الان فقط همین مورد به ذهنم میرسه. مطمئنم اگه خودش اینجا بود، چیزهای بیشتری هم دربارم میگفت.
368
امم... خب، این یه وجه اشتراک بین ماست. چی؟ بین ما یه وجه اشتراک هست. آره. اوه، پس من آدم خوششانسیم. خلاصه، سؤال من اینه: اگه قرار بود همسرت بگه تو توی یه چیزی واقعاً بدی، اون چی بود؟ نه یه چیزی که بشه گفت: «اوه، چه بامزه که تو اینو بلد نیستی.» منظورم یه چیزی نیست که بانمک باشه. تو انگار تو همهچی خوبی، پس واقعاً توی چی بدی؟ مهارتهای نظم و سازماندهی. من واقعاً یه مرد کاملاً تیپیکالم. هفتهی پیش دنیل کرونا گرفته بود و مجبور شد چند روز از کار کنار بکشه. الان توی نیواورلئان مشغول تهیه و تولید یه قسمت پایلوت هستیم. من و اون هر روز سر صحنه بودیم تا اینکه تستش مثبت شد. طبق پروتکل باید پنج روز استراحت و قرنطینه میکرد. البته حالش خوبه، واقعاً خوبه. چندین دوز واکسن زده بود و اون داروی جدید، فکر کنم اسمش Paxlovid بود یا یه چیزی شبیه بهش، مصرف کرد. علائمش فقط حدود دوازده ساعت طول کشید و بعد کاملاً از بین رفت. پنج روز بعد هم تستش منفی شد و حالش عالی بود. اما توی اون مدت، چون حدود یه ماه بود که توی نیواورلئان یه خونه اجاره کرده بودیم، من رفتم توی اتاق دخترمون خوابیدم و دنیل توی قرنطینه موند. و خب، طبیعتاً اتاق خواب اصلی رو هم خودش برداشت. همونطور که باید! البته اگه جای اون، من کرونا گرفته بودم، احتمالاً خودم میرفتم توی حیاط میخوابیدم!(😂💔) فقط خواستم اینو روشن کرده باشم. اون احتمالاً میگفت: «باید از خونه بری بیرون. برو یه هتل بگیر!» ولی نه، خودش توی اون سوئیت بزرگ با اون حموم قشنگ موند و من طبقهی سوم، توی اتاق بچه، خوابیده بودم.(😂😂😂💔) ولی اشکالی نداشت. به هر حال، چیزی که میخواستم بگم اینه که چند روز بعد اومد بالا و انگار تمام وسایلم توی اتاق دخترم منفجر شده بودن! بین وسایل دختر هشتسالمون، وسایل منم همهجا پخش شده بود. دنیل واقعاً خیلی منظم و دقیق زندگی میکنه. یعنی واقعاً همهچیز باید سر جای خودش باشه. اگه چیزی نامرتب باشه، یا خودش درستش میکنه یا کاری میکنه که بقیه خیلی سریع مرتبش کنن.(بانو داد میزنه سرشون😔) احتمالاً همین رو دربارهی من میگفت. میگفت: «باید یه کم به سر و وضع و مرتب بودن خودش برسه.» و خب... من با این مشکلی ندارم. قبولش دارم. واقعاً هم تلاش میکنم. مثلاً ظرفها رو از روی میز برمیدارم، میشورم یا آب میکشم و میذارم توی سینک و با خودم میگم: «خب، دیگه کار تمومه!» یعنی از روی میز برداشتم، یه آب کشیدم، گذاشتم توی سینک... تمام! ولی نه... اون میاد و میگه: «جنسن ماشین ظرفشویی همینجاست! یعنی بذاریش توش خیلی کار سخیته؟» و منم میگم: «آخه... ولی سینک که اونجاست، ماشین ظرفشویی اینجاست!» من اینطوری فکر نمیکنم. الان فقط همین مورد به ذهنم میرسه. مطمئنم اگه خودش اینجا بود، چیزهای بیشتری هم دربارم میگفت.
368
جنسن از تنها چیزی که خودش قبول داره توش افتضاحه میگه... 😂🤍
(و البته دنیل هم کاملاً باهاش موافقه.)
368
امروز رفته بودم خونه ی داییمینا بعد من خانواده مادریم قدشون کوتاهه پدری بلندن داییام ازم کوتاه ترن گفتن دایی یکم کوتاه شو ما شرممون میشه جفتت وایسیم لااقل فاصله بگیر جالبش اینجاس زیاد بلند نیستم🤣🤣
368
بچه ها دقت کردین هر وقت میخواد با فنا عکس بگیره اینجوری نگاه میکنه تو چشماشون؟
جای دختره بودم غش میکردم
