نِگارون
رفتن به کانال در Telegram
شعر و اندکی زندگی؛🌱 ✍🏻دانشجومعلّم ادبیات فارسی
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
1 038
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-167 روز
-1630 روز
آرشیو پست ها
1 038
+1
ای بُراق تیر باران گشته
در معراج خون؛
از چه بر تن زخم داری بیحساب
ای ذوالجناح!
فاش بر گو
ماه زینب را کجا انداختی؟
در یم خون یا میان آفتاب
ای ذوالجناح؟
1 038
Repost from آوای محبوب
#یک_تکه_کتاب
بیگمحمد: هیچ وقت عاشق بودهای ستار ؟
ستار: عاشق زیاد دیدهام
بیگمحمد: راه و طریقش چه جور است عشق ؟
ستار: من که نرفتهام برادر
بیگمحمد: آنها که رفتهاند چی ؟
آنها چی میگویند ؟
ستار: آنها که تا به آخر رفتهاند ،
برنگشتهاند تا چیزی بگویند .
#کلیدر
#محمود_ﺩﻭﻟﺖآبادی
1 038
سنگ در برکه می اندازم و می پندارم
با همین سنگ زدن ،ماه به هم می ریزد
آنچه را عقل به یک عمر به دست آورده است
دل به یک لحظه کوتاه به هم می ریزد
-فاضلنظری
1 038
چشم رضا و مرحمت بر همه باز میکنی
چون که به بخت ما رسد این همه ناز میکنی
ای که نیازمودهای صورت حال بیدلان
عشق حقیقت است اگر حمل مجاز میکنی
ای که نصیحتم کنی کز پی او دگر مرو
در نظر سبکتکین عیب ایاز میکنی
پیش نماز بگذرد سرو روان و گویدم
قبله اهل دل منم سهو نماز میکنی
سعدی خویش خوانیم پس به جفا برانیم
سفره اگر نمینهی در به چه باز میکنی
- جناب سعدی
1 038
گفته بودی که گُنَه کنی به دوزخ بَرمت
این را به کسی بگو که تو را نشناسد
-ابوسعید ابوالخیر
