fa
Feedback
نِگارون

نِگارون

رفتن به کانال در Telegram

شعر و اندکی زندگی؛🌱 ✍🏻دانشجومعلّم ادبیات فارسی

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
1 038
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-167 روز
-1630 روز
آرشیو پست ها
نه عمر نوح بماند نه ملک اسکندر نزاع بر سر دنیای دون مکن درویش - حافظ شیرازی

من درختی کلاغ بر دوشم خبرم درد می کند بدجور ساقه تا شاخه ام پر از زخم است تبرم درد می کند بدجور من کی ام جز نقابی از ابهام؟ درد بحران هوّیت دارم یک اشاره بدون انگشتم اثرم درد می کند بدجور جنگجویی نشسته بر خاکم در قماری که هر دو می بازیم پسرم روی دستم افتاده سپرم درد می کند بد جور مثل قابیل بی قبیله شدم بوی گندم گرفته دنیا را بس که حوا، هوایی اش کرده پدرم درد می کند بدجور هرچه کوه بزرگ می بینی همگی روی دوش من هستند عاشقی هم که قوز بالا قوز کمرم درد می کند بدجور تو فقط صبر می کنی تجویز من فقط صبر می کنم یکریز بس که دندان گذاشتم رویش جگرم درد می کند بدجور بستری کن مرا در آغوشت با دو نخ شعر و این هوا باران مرغ عشقی بدون همزادم که پرم درد می کند بد جور برسان قرص بوسه اورژانسی قرص یک ور سفید و یک ور سرخ برسان نشئه ای ز لب هایت که سرم درد می کند بدجور... -مرتضی خدایگان

چه داغ‌ها که ندیدم، چه درد‌ها نکشیدم تو هم بگو چه کشیدی به غیر دست کشیدن - سيد تقی سيدی

گر نقش نگارین تو بینند ز حیرت از دست بیفتد قلم نقش نگاران - خواجوی کرمانی

نه عمر نوح بماند نه ملک اسکندر نزاع بر سر دنیای دون مکن درویش - حافظ شیرازی

آن شاخه ای که مرغ بر آن میکند قرار باور نمیکند که زمانی قفس شود - گلبانگ

آباد از چه روی نخواهی دل مرا این خانهٔ خراب، مگر منزل تو نیست؟ - میرزا حسن متین

صحنه ای که منوچهری توی قصیده وصف بهارش گفته بودو شکار کردم:) 🫠

وان قطرهٔ باران که برافتد به گل زرد گویی که چکیده‌ست مل زرد به دینار - منوچهری
وان قطرهٔ باران که برافتد به گل زرد گویی که چکیده‌ست مل زرد به دینار - منوچهری

بیابان‌گرد و صحراورز و دور از مردمم ، آری میان شهر در غوغای بی حاصل نمی گنجم - حیدر یغما

خودمون رو آماده کنیم از این به بعد قراره دیدارهای خصوصی زیادی با رهبر داشته باشیم؛ دیدارهای سه‌جانبه، ما، آقا، امام‌رضا...:)
خودمون رو آماده کنیم از این به بعد قراره دیدارهای خصوصی زیادی با رهبر داشته باشیم؛ دیدارهای سه‌جانبه، ما، آقا، امام‌رضا...:)

ای ملائک که به سنجیدن ما مشغولید بنویسید که اندوهِ بشر بسیار است - حامد عسکری

بهار نامهٔ یاران رفته می‌آرد گُلی که واکند آغوش، در برش گیرید -بیدل دهلوی

‌ بر صلح و جنگ اهلِ جهان اعتماد نیست چون صلح می‌کنند مهیّای جنگ باش - صائب تبریزی

به کسی ندارم اُلفت، ز جهانیان مگر تو اگرَم تو هم برانی ،سر بی کسی سلامت - رضایی کاشی

جمع؛ با زینت نگردد جوهر مردانگی از برش عاری بود گر سازی از زَر، تیغ را - بیدل دهلوی

در نظرها اعتبار کس به قدر نفع اوست عزّت هر نخل در بستان به مقدار بر است - کلیم همدانی

شانه­ ات را دیر آوردی، سرم را باد برد خشت خشت و آجر آجر، پیکرم را باد برد من بلوطی پیر بودم پای یک کوه بلند نیمم آتش سوخت، نیم دیگرم را باد برد از غزلهایم فقط خاکستری مانده به جا بیت­های روشن و شعله ورم را باد برد با همین نیمه، همین معمولی ساده بساز دیر کردی نیمهٔ عاشق ترم را باد برد بال کوبیدم قفس را بشکنم، عمرم گذشت وا نشد، بدتر از آن بال و پرم را باد برد - حامد عسکری

- عطار نیشابوری
- عطار نیشابوری

گفتم از دست غمت سر به جهان در بنهم نتوانم که به هرجا بروم در نظری ... - سعدی