واژههایِ درمانگر🫀💙
رفتن به کانال در Telegram
و انگشتانِ دستانم دیوانهوار مینویسند، آنچه را که زبانم قادر نیست بیان کند. لینک ناشناسِ نویسنده... http://t.me/BluChtBot?start=63afaf02b1d9a98f8d45 نویسندهی واژههایِ درمانگر «ساره مجددی»
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
951
مشترکین
-624 ساعت
-637 روز
+33030 روز
تعداد پستها
در حال بارگیری داده...
واکنشها
نظرات
ستارههای تلگرام
بهترین پستها بر اساس
در حال بارگیری داده...
تجزیه و تحلیل انتشار
پست ها | ديناميک بازديد ها | |||||
عاشقِ زن بودنش است!
عاشقِ اینکه هرچه را لمس کند،
زیباتر میشود؛
چه یک فنجانِ چای باشد که ردِ (لبسرینش) رویِ آن بماند،
چه قلبِ مردی که ردِ گامهایش تا همیشه در آن بماند.
عاشقِ اینکه حتی نبودنش هم، خاطرهی بودنش را حکایت کند.
#ساره_مجددی | 31 | 0 | 0 | 0 | برای مشاهده آمار وارد شوید | |
زیباییهایِ خیره کننده، محصورم نمیکنند.
نه چشمهایِ بادامیِ، نه مژههایِ آنچنانی، نه چالِ گونهی عمیق و نه هیچ جذابیتِ عریانِ دیگر...
آنچه گلویِ مرا پیشِ خودش گیر میاندازد، زیباییهایِ رازآلود و مخفیای است که خودم کشفِشان میکنم،
مثلِ: چند تار مویِ فرِ کوچک در گوشههایِ شقیقه، خطوطِ باریک و ریزی که هنگامِ لبخندهایِ واقعی دورِ چشمها شکل میگیرند، رگهایِ بیرون زدهای که وقتی یکی عصبی میشود در دستانش پدید میآید، تارهایِ ابرویی که نامنظم سقفی برایِ چشمها ساخته اند، خالها، لکهها و چینهایِ که کمتر کسی متوجهاش میشود.
مرا، زیباییهایِ کشفشدنی، گلوگیر و نفسگیرم میکند...
#ساره_مجددی | 29 | 0 | 0 | 0 | برای مشاهده آمار وارد شوید | |
فور بزنید
تا به همه پسرها و مردها برسد. | 40 | 1 | 0 | 1 | برای مشاهده آمار وارد شوید | |
پسرها و مردهایِ خوبی که خوانندهی واژههایِ درمانگرِ من هستید!
این متن را خاص برایِ شماها نوشتهام.
میخواهم رازی را به شما فاش بگویم که هیچ دختری یا هیچ زنی نمیگوید.
و آن راز این است:
اگر علاقهمندِ دختری هستید، یا از دختری خوشتان آمده است، در حقِ آن دختر لطف کنید و از زندگیاش بروید و حتی پشتِ سرِتان را هم نگاه نکنید.
اما اگر عاشقش هستید؛
تاکید میکنم (عاشقش هستید!)
بمانید،
ذوقش را کور نکنید.
برایش کتاب بخرید،
برایش گل بخرید،
برایش شعر بخوانید،
و قبل از آنکه تنش را لمس کنید، روحش را لمس کنید.
دخترها و زنها برایِ کلماتِ (خوش داشتن، دوست داشتن و علاقهمندی) زاده نشدهاند.
یا باید عاشقشان باشید، یا هیچکسشان.
#ساره_مجددی | 29 | 2 | 0 | 4 | برای مشاهده آمار وارد شوید | |
افراطی ام خواهند خواند،
اگر حقیقت را به همه فاش کنم و بگویم:«آن ماهی که در آسمان میبینند و تمجید و صفتش میکنند، یک کاپیِ ناقصیست از چهرهی او...»
#ساره_مجددی | 27 | 1 | 0 | 3 | برای مشاهده آمار وارد شوید | |
به من گفت:«پائیز را دوست میدارم!»
و من از آن روز به بعد،
در حالِ باریدن،
فرسوده شدن،
و ریختنم...
#ساره_مجددی | 40 | 1 | 0 | 3 | برای مشاهده آمار وارد شوید | |
میخواهم در کتابخانهای، در میانِ کتابها و واژهها و شعرها غرق شوم؛
و کسی برایِ نجاتم، حتی قدمی بر ندارد!
#ساره_مجددی | 41 | 2 | 0 | 3 | برای مشاهده آمار وارد شوید | |
من به نمایِ تصویر: | 33 | 1 | 0 | 0 | برای مشاهده آمار وارد شوید | |
بدون متن... | 35 | 1 | 0 | 2 | برای مشاهده آمار وارد شوید | |
حرفهایِ زیادی دارم تا برایت بگویم،
روزی همهی آنها را، زیرِ باران برایت خواهم چرخید، خواهم خندید و خواهم رقصید...
#ساره_مجددی | 67 | 4 | 0 | 2 | برای مشاهده آمار وارد شوید | |
عشق از زندگیات، شعر خواهد ساخت.
حتی اگر در همهی عمرت،
یک بیت شعر هم نخوانده باشی...
#ساره_مجددی | 54 | 1 | 0 | 4 | برای مشاهده آمار وارد شوید | |
فکر میکنید ناراحت میشم وقتی بعد دو روز بر میگردم میبینیم 40 یا 50 نفر رفتن؟؟
بله درست فکر میکنید. | 10 | 0 | 0 | 0 | برای مشاهده آمار وارد شوید | |
تا حال، کسی برایِ چشمهایم چیزی ننوشته بود. 👀💙 | 46 | 0 | 0 | 2 | برای مشاهده آمار وارد شوید | |
«هنوزها» مرا به زندگی وصله زدهاند!
چایهایِ که هنوز در کوههایِ نجراب ننوشیدمام.
نقاشیهایِ که هنوز از بندِ امید، نکشیدهام.
کتابهایِ که هنوز در هیچ چاپخانهی، چاپ نکردهام.
شعرهایِ که هنوز برای (نیمهگمشده) ام نسرودهام.
جنگلهایِ نورستانی که هنوز، قدم نزدهام تا راهم را گم کنم و بعد با هزارو یک بدبختی پیدا بکنم.
لباسهایِ قدیمی که هنوز برایِ خود ندوختهام...
و هزارو یک «هنوزِ» دیگر، که مرا به ماندن و زیستن وا میدارند.
#ساره_مجددی | 79 | 0 | 0 | 3 | برای مشاهده آمار وارد شوید | |
پیام صوتی | 2 | 0 | 0 | 1 | برای مشاهده آمار وارد شوید | |
مـن گـرفـتـار شـبـم در پی ماه آمده ام
سیب را دست تو دیدم به گناه آمدهام ...
سیب دندانزده از دست تو افتاد زمین
باغبانم ، که فقط محض نگاه آمدهام ...
چال اگر در دل آن صورت کنعانی هست
بی برادر همه شب در پی ِ چاه آمدهام ...
شب و گیسوی تو تا باز به هم پیوستند
من به شبگردی این شهر سیاه آمدهام ...
این همه تند مرو شعر مرا خسته مکن
من که در هر غزلم سوی تو راه آمده ام | 2 | 0 | 0 | 0 | برای مشاهده آمار وارد شوید | |
ﻣﺎ ﮐﺘﺎﺏ ﮐﻬﻨﻪﺍﯼ ﻫﺴﺘﯿﻢ، ﺳﺮ ﺗﺎ ﭘﺎ ﻏﻠﻂ!
ﺧﻮﺍﻧﺪﻧﯽﻫﺎ ﺭﺍ ﺳﺮﺍﺳﺮ ﺧﻮﺍﻧﺪﻩﺍﯾﻢ، ﺍﻣّﺎ ﻏﻠﻂ!
ﺳﺎﻝ ﻫﺎ ﺗﺪﺭﯾﺲ ﻣﯽﮐﺮﺩﻡ، ﺧﻄﺎ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺧﻄﺎ!
ﺳﺎﻝﻫﺎ ﺗﺼﺤﯿﺢ ﻣﯽﮐﺮﺩﻡ، ﻏﻠﻂ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻏﻠﻂ!
ﺑﯽ ﺧﺒﺮ ﺑﻮﺩﻡ ﺩﺭﯾﻐﺎ ﺍﺯ ﺍﺻﻮﻝدﯾﻦ ﻋﺸﻖ!
ﺧﻂ ﻏﻠﻂ، ﺍﻧﺸﺎﻏﻠﻂ، ﺩﺍﻧﺶ ﻏﻠﻂ، ﺗﻘﻮﯼﻏﻠﻂ!
ﺭﻭﺯ ﺍﻭّﻝ ﺩﺭﺱﻣﺎﻥ ﺩﺍﺩﻧﺪ ﯾﮏ ﺩﻧﯿﺎ ﻓﺮﯾﺐ،
ﺭﻭﺯ ﺁﺧﺮ ﻣﺸﻖ ﻣﺎ ﺍﯾﻦ ﺑﻮﺩ: ﯾﮏ ﻋُـﻘـﺒﺎ ﻏﻠﻂ!
ﮔﻔﺘﻢ ﺍﺯ ﻓﺮﻁ ﻏﻠﻂﻫﺎ ﺩﻓﺘﺮ ﺩﻝ ﺷﺪ ﺳﯿﺎﻩ!
ﮔﻔﺖ ﻣﯽﺩﺍﻧﻢ ﻏﻠﻂ ﺩﺍﺭﯾﻢ ﺳﺮﺗﺎﭘﺎ ﻏﻠﻂ...!
ﺭﻭﯼ ﻫﺮ ﺳﻄﺮﯼ ﮐﻪ ﺧﻮﺍﻧﺪﯾﻢ ﺍﺯ ﮐﺘﺎﺏ ﺳﺮﻧﻮﺷﺖ،
ﺩﯾﺪﻩ ﻣﻦ ﯾﮏ ﻏﻠﻂ ﻣﯽﺩﯾﺪﻭ ﺍﻭ ﺻﺪﻫﺎﻏﻠﻂ!
ﯾﺎﺭﺏ ﺍﺯ ﺗﻮ ﻣﻐﻔﺮﺕ ﺯﯾﺒﺎﺳﺖ، ﺍﺯ ﻣﺎ ﺍﻋﺘﺮﺍﻑ...
ﯾﺎﺭﺏ ﺍﺯ ﺗﻮ ﻣﺮﺣﻤﺖ ﻣﯽﺑﺎﺭﺩ ﻭ ﺍﺯ ﻣﺎ ...ﻏﻠﻂ... | 69 | 0 | 0 | 2 | برای مشاهده آمار وارد شوید | |
از ستم روزگار
پناه بر شعر.
از جور یار
پناه بر شعر.
از ظلم آشکار
پناه بر شعر… | 65 | 0 | 0 | 4 | برای مشاهده آمار وارد شوید | |
تکیه به زندگی من!
عمر وفا نمیکند... | 2 | 0 | 0 | 0 | برای مشاهده آمار وارد شوید | |
این غمِ بی حیا...
باز مرا رها نمیکند... | 1 | 0 | 0 | 0 | برای مشاهده آمار وارد شوید |

