fa
Feedback

فریب کلاهبرداران را نخورید! تل‌متریو این کانال‌ها را شناسایی و برچسب‌گذاری می‌کند 👉 برای مشاهده برچسب، اشتراک تهیه کنید

🐾 FOX ART🐾

🐾 FOX ART🐾

رفتن به کانال در Telegram

هر چه در ذهن می‌گذرد و هر آنچه در روزمرگی می‌گذرد… 🎞️🎨 نقاشی‌هایی که از لحظه‌ها می‌آیند، نه از کتاب‌ها. همراه من باش تا زندگی را رنگی ببینیم. ناشناس 👇🏻🐾🦊 http://t.me/HidenChat_Bot?start=8541376131

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
287
مشترکین
-224 ساعت
-157 روز
-3230 روز
آرشیو پست ها
«بعضی‌ها، فقط یه آدم نیستن؛ یه دنیان که تازه کشفشون کردی… درست مثل همین آهنگ 🎵✨»

«جرعه‌ای از این شکلاتِ داغ بنوش ☕️🍫، و بگذار صبح، آرام‌آرام از لابه‌لای خستگی‌هایت عبور کند 🌅✨. امروز، صفحه‌ای سفید است 📄؛ نه برای تکرارِ دیروز 🚫، بلکه برای نوشتنِ نسخه‌ای روشن‌تر از خودت ✍️🌟. با دلِ گرم ❤️، با ذهنِ بیدار 🧠💡، و با امیدی که مثل نور، بی‌صدا اما پیوسته راهش را پیدا می‌کند 🛤️🕊️، به دلِ روز برو 🌍… که جهان، همیشه به قدم‌های آرام اما مطمئن، جوابِ زیبا می‌دهد 🌺🌈.»

photo content
+1

«سُقوط» 🍂 «تو هنوزم فکر می‌کنی با بستنِ چشمات، حقیقت از بین می‌ره؟ 🤔 نگاه کن… من با تمامِ چشم‌های اضافه‌ام دارم می‌بینم که چطور داری توی رویاهای خودت غرق می‌شی 🌊، در حالی که من دارم از عمقِ این سکوت، خونِ پاییزی می‌چکم. 🍁🩸»

photo content

صبح بخیر ✨🦊

«امروز تمام شد؛ نه با شکست، بلکه با یک قدمِ بلندتر به سوی رویاهایی که فقط مالِ تو هستند ✨🚀. خستگی‌ات را به آغوش بگیر 🫂، چون این همان بهایی است که قهرمان‌ها برای ساختنِ آینده‌شان می‌پردازند 💪🌟.»

photo content
+1

من رو به ماه ببر 🫠🌕

**«شاید… شاید اگر همین‌قدر که چشم‌هایم به رفتنت دوخته شده، دهانم را می‌بستم… 🥀 فریادِ سکوتم، تو را نگه می‌داشت. 🤐 اما حالا که چشم‌هایم تنها شاهدِ این تماشایِ تلخ است، 😔 بگذار تصویرِ رفتنت، در قابِ نگاهِ خسته‌ام، 🖼️ تا ابد حک شود. و من… اینجا، کنارِ همین قابِ خالی… 🕳️ منتظرِ هیچ فصلی خواهم ماند.» 💔**

نام اثر: «پناهِ خاموش» 🌑📜 «من پشتِ همین دو دست گم نمی‌شوم؛ فقط صداها را کم می‌کنم. 🤫🎵 بعضی زخم‌ها داد نمی‌زنند، فقط چشم‌ها را خسته می‌کنند. 😔👁️ اگر فقط چشم‌هایم را می‌بینی، بدان که بقیه‌ام را شب بلعیده است... 🌌🌚 و من هنوز اینجام؛ با قلبی که یاد گرفته در تاریکی هم نفس بکشد.» ❤️‍🩹🌑

photo content

نام اثر : نگهبانِ تاریکی 🌑🕯️ (صدایی عمیق، خش‌دار و پر از خستگی، اما با یه لرزشِ خفیف از قدرتِ پنهان 🔥🌪️) "تاریکی… اونجا که شماها نمی‌بینین، جایی که صداها خفه می‌شن و خاطرات جون می‌گیرن. من اونجا زندگی می‌کنم 🏚️🌌. جایی که هر چیزی رو که از دست دادم، هر حرفی که ناگفته مونده، هر اشتباهی که کردم، همه جمع شدن و یه موجودِ جدید ساختن. یه موجودی که از جنسِ سایه‌هاست، از جنسِ پشیمونی 🌫️💔. شماها فقط ظاهر رو می‌بینین، اون چیزی که من اجازه می‌دم دیده بشه 👁️🔒. اما اون پایین… اون پایین، جایی که ریشه‌هایِ وجودم فرو رفته، یه دریایِ بی‌انتهای از اون چیزاست که شما اسمش رو می‌ذارین 'درد' 🌊😣. من اون درد رو زندگی می‌کنم، نفس می‌کشم، و اون من رو تغذیه می‌کنه 💀🩸. اما نگران نباشین 🙅‍♂️✨. من اینجا فقط یه نگهبانم. نگهبانِ اون چیزایی که نباید بیدار بشن. نگهبانِ اون خاطراتی که اگه آزاد بشن، شاید شماها رو هم با خودشون ببرن. من خودم، اولیـن قربانیِ تاریکیِ خودم هستم 🖤🔥."

photo content

"این صدا… این نه… این فقط صدای یه موجود نیست. انگار خودِ اقیانوس داره باهام حرف می‌زنه 🌊🗝️. یه لالاییِ قدیمی، یه رازِ هزارساله که فقط برای گوشِ من خونده می‌شه. انگار نهنگ، نهنگِ قصه‌هاست… همونی که می‌گن صدای قدم‌هاش 🐋، ریتمِ موج‌ها رو عوض می‌کنه 🌊. چقدر بزرگه این تنهاییِ دریا… و چقدر کوچیکم من در برابر این آوا…" 🌌🌊

photo content

صبح بخیر 🦊✨

یه کوچولو دیجیتالی کار کردم فعلا کار خطی هست دیگه می‌ره خاک میخوره تا به امید خدا وقتم خالی بشه بهش سر بزنم 🥱 «میدونم خیلی داغونه والا بدون قلم و با صفحه گوشی بهتر از این نمیتونم تازه کارم هستم 😂»

photo content