𝐆ü𝐳𝐞𝐥 𝐆ö𝐳𝐥ü𝐦
رفتن به کانال در Telegram
451
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-67 روز
+11330 روز
آرشیو پست ها
451
درون چشمانت هیچ شوقی به زندگی نبود؛
چشمانت همیشه فریاد میزدند که غمگینی.
اما نمیدانم چرا آن روز،
وقتی مرا نگاه کردی،
چشمانت فرق کرده بودند.
میخندیدند
انگار برای چند لحضه
تمام آن غم همیشگی را فراموش کرده بودند.
و من،
همان جا اشتباه کردم؛
فکر کردم شاید دلیل آن لبخند پنهان، من بودم.
فکر کردم شاید وقتی مرا دیدی، چیزی درونت تغییر کرد.
شاید برای همین است که هنوز نمیتوانم بفهمم
آن روز واقعا چشمانت از دیدن من خوشحال بودند،
یا من فقط چیزی را دیدم
که دلم میخواست واقعی باشد.
