Lost in I-LAND⁷
رفتن به کانال در Telegram
213
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
-830 روز
آرشیو پست ها
+1
⭒ 261006 ⭒
Weverse Up- خیلی بهم خوش گذشت
(توی پسزمینه، اسکرینشاتی از پیامهای دایرکتشه که هیسونگ نوشته بود: «میخواستم اجراهای بیشتری از خودم به اِوِرها نشون بدم و خیلی خوشحال شدم که شما هم ازشون خوشتون اومد.)#Heeseung
اوکی دوستان وضعیت بیریخته🙏🏻
همه چی دژاوو داره میشه هههههه هیسونگی میخوای برگردی پسرکم؟
اِوِرها بالاخره از بار دوم تونستن بفهمن هیسونگ چند بار امتحان داده تا گواهینامهش رو بگیره 😭
🪽: چند بار امتحان دادی تا گواهینامه بگیری؟ 🐹: نمیتونم بگم، خیلی خجالتآوره. 🪽: یعنی چند بار رد شدی؟ 🐹: ......آخ، واقعاً نمیتونم بگم. 🪽: لطفاً بگو چند بار برای گواهینامه امتحان دادی. 🐹: ...۷ بار. 🐹: درس نخونده بودم... 😭
🐹: من واقعاً از تمام اِوِرهایی که تا آخرین لحظه ازم حمایت کردن، خیلی ممنونم. 🐹: از این به بعد هم فکر میکنم این وظیفهی من بهعنوان یه آرتیسته که اجراهای خوبی به اِوِرها نشون بدم. 🐹: تا وقتی شما کنارم باشید، من برای اجرا روی هر استیجی آمادهام، پس نگران نباشید! 🐹: خیلی خیلی ممنونم و با یه آلبوم حتی بهتر برمیگردم! 🐹: و علاوه بر این، بهعنوان یه ایوانِ حتی بهتر، هر روز با یه حس و حال جدید پیشتون میام و جنبههای جدیدی از خودم رو بهتون نشون میدم. 🐹: دوستتون دارم! واقعاً ازتون ممنونم که توی پروموشنهای «Death of Me» ازم حمایت کردید. 🐹: فکر کنم هیچوقت نتونم بهطور کامل احساسی که دارم رو بیان کنم، ولی ممنونم! 🐹: اِوِرها، دوستتون دارم، دوستتون دارم!!
🐹: میشه جلوی شما یه کینچول (큰절) انجام بدم؟ اگه اجازه بدید این کارو بکنم، واقعاً ازتون ممنون میشم. 🐹: ممنونم 🙇🏻 🐹: من سخت تلاش میکنم!
🐹: بیاید یه پَتپَت تایم داشته باشیم؟ 🫳🏻 🐹: زود باش، سریع ازم تعریف کنید! 🐹: بجنبید، ازم تعریف کنید!! 😭
🐹: با اینکه تا الان بارها و بارها روی استیج اجرا کردم، هنوز دقیقاً نمیدونم چطور باید این حس رو توصیف کنم. یه احساس خیلی عجیب و سختتوصیف داشتم. یه چیزی شبیه این بود که: «الان دقیقاً چه حسی دارم؟» 🐹: چون آلبوم از آهنگهایی تشکیل شده که دربارهی خودم هستن و تا حدی هم حالت زندگینامهای دارن، حس میکردم دارم افکار و احساسات درونیم رو جلوی بقیه میذارم. برای همین از اون موقع یه کم حس عجیبی پیدا کردم و استرس گرفتم... و چیزهای سخت زیادی هم وجود داشت. ولی آره، در کل همهچیز همینطوری بود.
🐹: یکی از چیزایی که بیشتر از همه دربارهی اِوِرها متوجه میشم اینه که شما واقعاً خیلی خجالتیاید. فکر کنم خیلیهاتون این جنبه رو دارید. ولی تفاوت بین وقتی که خجالت میکشید و وقتی که خجالتی نیستید، واقعاً خیلی زیاده. 🐹: وقتی ازم حمایت میکنید، یهدفعه خجالتی بودنتون رو کنار میذارید و از همه بلندتر داد میزنید. وقتی بهتون نگاه میکنم، خیلی به این فکر میکنم که اِوِرها چطور همراه با من رشد میکنن و خود من هم چطور دارم رشد میکنم. 🐹: با اینکه شما نسبتاً خجالتی هستید، اصلاً برام مهم نیست. واقعاً هیچ اهمیتی برام نداره که اِوِرها چه شخصیتی دارن. 🐹: راستش، از شوکیس ۷ سپتامبر به بعد، حس میکنم زمان خیلی زیادی رو با اِوِرها گذروندم و برای مدت نسبتاً طولانی تونستم از نزدیک ببینمتون. البته برنامههای موسیقی بودن، ولی کلی ایونت مختلف، پارتیهای گوش دادن هم بود، تونستم اِوِرها رو خارج از کشور هم ببینم و توی فیلمبرداریها هم خیلی وقتها میدیدمتون. 🐹: شما حتی به اینهمه برنامه و شوی سرگرمی مختلفی که من توشون شرکت داشتم میاومدید تا ازم حمایت کنید. بعضی وقتها اصلاً نمیدونستم چطور ازش باخبر شده بودید، ولی حتی وقتی هنوز رسماً اعلام نشده بود که قراره ضبطی انجام بشه، اِوِرها از قبل بیرون اونجا ایستاده بودن. واقعاً شوکه میشدم و غافلگیرم میکردید. 🐹: بنرهای منو دستتون میگرفتید و برام دست تکون میدادید و من واقعاً خیلی تعجب میکردم. با اینهمه انرژی ازم حمایت میکردید و من واقعاً از ته دل خوشحال میشدم. 🐹: به M Countdown، Music Core، Music Bank، Show Champion، Inkigayo میاومدید—واقعاً همهجا. حتی یه برنامه هم از دست ندادید. آهنگهام رو هم خیلی دوست داشتید و لحظههای خیلی زیادی بود که واقعاً منو خوشحال میکرد. خیلی خوشحال بودم که تونستم این لحظهها رو با اِوِرها به اشتراک بذارم. 🐹: این اواخر یهجوری حرف میزنم انگار دارم یه جور تریبوت به اِوِرها تقدیم میکنم، چون معمولاً سعی میکنم مسخرهبازی دربیارم و کارهای مختلف بکنم تا اِوِرها رو بخندونم. این اواخر هم خیلی این کارو کردم. 🐹: ولی حداقل توی این لایو میخواستم یه کم جدیتر و صادقانهتر حرف بزنم و چیزهایی که توی دلم بود رو باهاتون در میون بذارم. برای همین اینهمه حرف زدم. 🐹: واقعاً برنامهی خیلی فشردهای داشتم و مشغول انجام کلی کار مختلف بودم. اعضای تیم هم واقعاً خیلی سخت و با تمام توان کنارم کار میکردن و لحظههایی بود که این موضوع واقعاً تحت تأثیرم قرار میداد. 🐹: از طرف دیگه، وقتی میدیدم چقدر دارن انرژی و تلاش میذارن، احساس مسئولیت هم میکردم که منم باید به همون اندازه سخت تلاش کنم و همراهشون پیش برم. برای همین از وقتی به این فکر کردم که باید برای همهی آدمهای اطرافم به جلو رفتن ادامه بدم—برای این همه آدم—دیگه احساس نکردم همهی این کارها سخت و طاقتفرساست. 🐹: یه سری آدمها خیلی نگران منن و میپرسن سلامتیم خوبه یا نه، ولی راستش لازم نیست اینقدر نگرانم باشید. 🐹: توی شوکیس Peace Hall دانشگاه کیونگهی، یه چیزی بود که نگرانم میکرد—اِوِرها مجبور بودن از اون تپه بالا بیان. واقعاً شیبش زیاد بود. 🐹: برای همین معذب بودم که اِوِرها فقط برای اینکه منو ببینن مجبور شده بودن تمام اون مسیر رو تا بالا بیان و با خودم گفتم: «من واقعاً باید این استیج رو بترکونم.» 😭
🐹: سلام به همگی، بذارید سلام کنم. من ایوانم. پروموشنهای «Death of Me» به خوبی تموم شد. حس میکنم این سه هفته فقط دو ساعت طول کشید... نه، سه ساعت. واقعاً انگار همهچی توی یه چشم به هم زدن گذشت. در واقع مدت خیلی کوتاهی بود، ولی توی همین مدت پروموشن چیزهای زیادی حس کردم و خیلی چیزها یاد گرفتم. برای همین اول از همه این لایو رو روشن کردم چون میخواستم به اِوِرها بگم که چقدر ازتون ممنونم. 🐹: آره، اِوِرها، شما هم خیلی زحمت کشیدید. وقتی من پروموشن دارم، چه اجرا باشه چه فعالیتهای دیگه، اِوِرها همیشه بیوقفه ازم حمایت میکنن. پس اگه بگم که توی این پروموشن اصلاً احساس خستگی نکردم، دروغ گفتم، مگه نه؟ واقعاً کارهای خیلی زیادی داشتم و خیلی سرم شلوغ بود، برای همین اصلاً آسون نبود. ولی اِوِرها تمام این مدت به حمایتم ادامه دادن و کلی حرف قشنگ بهم زدن، برای همین واقعاً حس خیلی خوبی داشتم. خیلی خوشحال بودم.
