Anliliy اساطیر ایـران و
رفتن به کانال در Telegram
زادهی خـاک و خورشــید 🌞 دانشجوی هوافـضا «و سرانجام روزی دختری که ریشه در خاک ایران داشت، خواست از شکفتن بنویسد.» message: @Anliliybot .. ̥✿ یه گپ کوچیک دورهمی برای اینجا https://t.me/+POztvByvTBplMWFk
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
1 125
مشترکین
+2124 ساعت
+707 روز
+16830 روز
آرشیو پست ها
خیلی دوست دارم بخش اخر این سری رو تو ساحل ویدیو بگیرم و روایت کنم؛ چون بی ربط به دریا هم نیست
بخش اول و بخش دوم اینجاست.
کنار ویسپوبیش، درخت دیگهای هم قرار داشت؛ گوکرن!
در اسطورههای ایرانی، گوکرن رو درخت جاودانگی میدونستن. اما برخلاف خیلی از اسطورههای دیگه، قرار نبود کسی راهش رو تا این درخت پیدا کنه و با خوردن میوهش نامیرا بشه.
جاودانگی در باور زرتشتی، هدیهای برای پایان جهانه. گفته میشه وقتی نبرد نهایی بین نیکی و بدی به پایان برسه و سوشیانت ظهور کنه، از گوکرن نوشیدنی مقدسی تهیه میشه. همهی انسانها از اون مینوشن و از اون لحظه به بعد، نه بیماری وجود داره، نه پیری و نه مرگ.
به همین خاطر، اگه ویسپوبیش درختی بود که زندگی رو حفظ میکرد، گوکرن درختی بود که وعدهی زندگی جاودانه رو با خودش داشت.
یه نکتهی جالب هم اینه که بعضی پژوهشگرها گوکرن رو همون هوم سپید میدونن؛ گیاهی که در متون زرتشتی ازش به عنوان گیاه جاودانگی یاد شده. البته همه با این نظر موافق نیستن و هنوز دربارهی این موضوع اختلاف نظر وجود داره.
برخلاف اسطورهی گیلگمش یا سیبهای جاودانگی در اساطیر یونان و نورس، توی اسطورههای ایرانی هیچ قهرمانی دنبال گوکرن نمیره. جاودانگی چیزی نیست که بشه دزدید یا به دست آورد؛ بلکه قراره در پایان جهان، به همهی انسانها داده بشه.
آرشیدا کوچولو یه دریارو حین آبتنی قورت داد. حالا سرفهزنان، ادعا داره تبدیل به یه دخترِ شور شده. به ما که از شیطنت پشه ها آزرده شدیم چشمک میزنه و میگه چون با آب خزر، خونِش شور شده، پشه ها سمتش نمیرن. وای از دست پشه ها...
واقعا تلاش کردم درسارو تا قبل از سفر تموم کنم ولی نشد. سه پارتش موند و بله، باید تو جاده هم درس بخونم!
وقتی سیمرغ بذر گیاهان رو داخل آبهای فراخکرت میریخت، تازه نیمی از راه طی شده بود. این بذرها باید به همهی دنیا میرسیدن.اینجا پای تیشتر، ایزد باران، به داستان باز میشه. تیشتر آبهای فراخکرت رو به شکل باران به سراسر زمین میرسوند و بذرهایی که از ویسپوبیش وارد آب شده بودن، همراه همین چرخهی آب در جایجای جهان پراکنده میشدن. به همین خاطر، روییدن هر گیاه نتیجهی همکاری ویسپوبیش، سیمرغ و تیشتر بود. اهریمن میدونست تا وقتی ویسپوبیش پابرجاست، گیاهان هر بار دوباره روی زمین سبز میشن. برای همین تصمیم گرفت به جای نابود کردن گیاهان، سرچشمهی همهشون رو از بین ببره. پس وزغی اهریمنی آفرید و اون رو به سمت ویسپوبیش فرستاد.
ماموریتش این بود که خودش رو به ریشهی درخت برسونه و اون رو بجوه. اگه ریشه از بین میرفت، دیگه بذری روی شاخهها نمیموند، گیاهی روی زمین سبز نمیشد و چرخهی زندگی از هم میپاشید.اهورامزدا از این خطر آگاه بود. پس دو ماهی بزرگ رو نگهبان درخت قرار داد. بندهشن میگه این دو ماهی همیشه دور درخت میچرخیدن و لحظهای از نگهبانی غافل نمیشدن. هر بار که وزغ به ریشه نزدیک میشد، راهش رو سد میکردن و نمیذاشتن به درخت آسیبی برسه.
Repost from # lovestay
لطفاً پستهای زیر رو برای اهدای خون چک کنید و اطلاع رسانی کنید.
مراکز اهدای خون تهران / شرایط اهدای خون / مراکز اهدای خون جنوب / از شهرهای دیگه هم خون بدیم به جنوب میرسه؟
قراره برم مسافرت و اوضاع واقعا جالبه. از من اصرار که نمیام، از خانواده فرمان که باید؛ سه تا از امتحانات پایانترمم رو باید تو سفر بدم، به لطف شرایط مجازی! و سخت ترین کار پیدا کردن یه میزبان مهربون برای شش تا گربه و پرندهام، آناناس بود. که حق نظر کرد و عزیزدلم پذیرفت پیشیها مهمونشون بشن. اما لاک پشتم، جهان رو میبرم سفر؛ بالاخره لاکپشت خزری رو باید یه سفر به خزر برد، نباید؟
Repost from a girl with her books
🥤 این پیام + پست مورد علاقهات از اینجا رو فور کن. تا آخرین پستتون رو فوروارد کنم ★ (۲۰ چنل اول)
Repost from a girl with her books
اینکه یکنفر بهت پادکستی رو هدیه بده که فقط مخصوص تو ریکورد شده باشه، خیلی کار زیبا و پسندیدهایه.
