fa
Feedback

فریب کلاهبرداران را نخورید! تل‌متریو این کانال‌ها را شناسایی و برچسب‌گذاری می‌کند 👉 برای مشاهده برچسب، اشتراک تهیه کنید

Anliliy

Anliliy

رفتن به کانال در Telegram

زاده‌ی خاک و خورشـید‌ 🌞 دانشجو مهندسی هوافضا «و سرانجام روزی نهالی که ریشه در خاک داشت، خواست از شکفتن بنویسد.» message: @Anliliybot .. ̥✿ personal: t.me/+9ZOUZ6MQHlBjNWQ0

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
1 109
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-87 روز
+5430 روز
آرشیو پست ها
Anliliy
1 109
Repost from ୨ৎ

Anliliy
1 109
خیلی دوست دارم بدونم اینارو کجا فور می‌کنین که ویو می‌خوره:))🤍

Anliliy
1 109
خیلی دوست دارم بدونم اینارو کجا فور می‌کنید انقدر ویو می‌خوره:))🤍

Anliliy
1 109
زن در آیینه‌ی ایـــران باستـان | فصل اشکانیان
بخش سی‌و‌دو: رودوگونه؛ شاهدختی که موهاشو باز گذاشت.
اگه اسم «رودوگونه» رو جایی با تابوت و کتیبه‌ی هخامنشی دیدید که مدعیه متعلق به «رودوگونه، دختر خشایارشا»ست، بدونید که طبق خودِ دانشنامه‌ی ایرانیکا، اون یه جعل مدرن کاملاً ثابت‌شده‌ست؛ نه تابوت واقعیه، نه کتیبه‌ش. رودوگونه‌ی واقعی که امروز درباره‌ش می‌نویسیم، هیچ ربطی به دوره‌ی هخامنشی نداره؛ اون یه شاهدختِ اشکانیه که سه قرن بعد از خشایارشا زندگی می‌کرده.
دختر بزرگ‌ترین شاه اشکانی 👑
رودوگونه دختر مهرداد یکم بود؛ همون پادشاهی که اشکانیان رو از یه پادشاهی کوچک منطقه‌ای، به یه امپراتوری واقعی تبدیل کرد و ماد و بابل رو از دست سلوکیان بیرون آورد. رودوگونه خواهر فرهاد دوم هم بود، جانشین مهرداد یکم.
ازدواجی که از دل اسارت بیرون اومد ⚔️
سال ۱۳۸ پیش از میلاد، دمتریوس دوم نیکاتور، پادشاه سلوکی، برای پس گرفتن بابل از دست اشکانیان لشکرکشی کرد؛ اما شکست خورد و اسیر مهرداد یکم شد. اینجا اتفاق جالبی افتاد: مهرداد به‌جای اعدام یا زندانی کردن دمتریوس، باهاش رفتار محترمانه‌ای در پیش گرفت و اونو به همسری دخترش، رودوگونه، دراورد. طبق تحلیل مورخان امروزی، این ازدواج بخشی از استراتژی گسترده‌تر مهرداد بود تا سرزمین‌های سابق سلوکی رو با یه ازدواج سیاسی، به امپراتوری خودش پیوند بزنه و مشروعیتی برای کنترلش کسب کنه. دمتریوس تو هیرکانیا، نواحی جنوب دریای خزر، با آزادی نسبی زندگی می‌کرد؛ املاک بزرگی داشت، و طبق منابع، رابطه‌ش با رودوگونه هم به‌ظاهر خوب پیش رفت؛ اونا صاحب چند فرزند شدن که اسمشون تو منابع باقی نمونده.
قسمی که به یه افسانه‌ی ماندگار تبدیل شد 💇‍♀️
مشهورترین داستانی که از رودوگونه به ما رسیده، از قلم پولیانوس نویسنده‌ی رومی اومده. طبق این روایت، یه بار وقتی رودوگونه داشت خودشو برای حمام کردن آماده می‌کرد، خبر یه شورش بهش رسید. اون به‌جای اینکه حمامشو کامل کنه، همون‌جا قسم خورد که تا وقتی این شورش رو سرکوب نکنه، نه حمام می‌کنه، نه موهاشو شونه می‌زنه. بعد بلافاصله ارتششو به میدون برد و شورش رو سرکوب کرد. طبق همین روایت، بعد از اون واقعه، تصویر رودوگونه رو با موهای ژولیده و باز، رو مهرهای رسمی پادشاهان ایرانی حک می‌کردن؛ به‌عنوان یادبودی از همون قسم.
الهامی برای نمایشنامه‌نویسان اروپایی 🎭
داستان رودوگونه اونقدر برای اروپایی‌های قرن‌های بعد جذاب بود که پیر کورنی، نمایشنامه‌نویس فرانسوی قرن هفدهم، یه تراژدی کامل با اسم «رودوگون» براساس شخصیت اون نوشت؛ هرچند این نمایشنامه بیشتر برداشت آزاد و دراماتیزه‌شده‌ست تا روایت دقیق تاریخی.
پایان یه ازدواج سیاسی 💔
سرنوشت این ازدواج هم مثل خیلی از پیوندهای سیاسی این دوره، به‌خاطر تحولات میدون جنگ به‌هم خورد. سال ۱۲۹ پیش از میلاد، وقتی آنتیوخوس هفتم سیدتس (برادر دمتریوس) برای پس گرفتن سرزمین‌های ازدست‌رفته به اشکانیان حمله کرد، فرهاد دوم (برادر رودوگونه) دمتریوس رو دوباره به انطاکیه فرستاد؛ ظاهرا با این امید که حضور دمتریوس تو سوریه باعث بی‌ثباتی تو صفوف دشمن بشه. از این نقطه به بعد، دیگه گزارشی از سرنوشت رودوگونه در دست نیست.
رودوگونه نمونه‌ی جالبی از نقشیه که زنان دربار اشکانی می‌تونستن، حتی در حاشیه‌ی یه ازدواج کاملاً سیاسی، ایفا کنن؛ از یه‌طرف ابزار دیپلماسی بین دو امپراتوری رقیب بود، از طرف دیگه، طبق روایت پولیانوس، خودش مستقیم فرمانده‌ی نظامی سرکوب یه شورش شد. با این حال باید محتاط بود: داستان قسم و موهای ژولیده فقط از یه منبع به ما رسیده و جزئیاتش رنگ‌وبوی افسانه‌ای واضحی داره؛ اما خطوط اصلی زندگیش مانند تبار، ازدواج با دمتریوس، اسارت و رهایی همسرش از منابع متعدد و مستقل تأیید می‌شه. ‌ ‌ - منابع این بخش برای مطالعه‌ی بیشتر
دانشنامه ایرانیکا - مدخل «Rhodogune» نادر میرسعیدی، سلوکیان و اشکانیان

Anliliy
1 109
sticker.webp0.44 KB

Anliliy
1 109
زن در آیینه‌ی ایـــران باستـان | فصل اشکانیان
بخش سی‌و‌دو: رودوگونه؛ شاهدختی که موهاشو باز گذاشت.
اگه اسم «رودوگونه» رو جایی با تابوت و کتیبه‌ی هخامنشی دیدید که مدعیه متعلق به «رودوگونه، دختر خشایارشا»ست، بدونید که طبق خودِ دانشنامه‌ی ایرانیکا، اون یه جعل مدرن کاملاً ثابت‌شده‌ست؛ نه تابوت واقعیه، نه کتیبه‌ش. رودوگونه‌ی واقعی که امروز درباره‌ش می‌نویسیم، هیچ ربطی به دوره‌ی هخامنشی نداره؛ اون یه شاهدختِ اشکانیه که سه قرن بعد از خشایارشا زندگی می‌کرده.
دختر بزرگ‌ترین شاه اشکانی 👑
رودوگونه دختر مهرداد یکم بود؛ همون پادشاهی که اشکانیان رو از یه پادشاهی کوچک منطقه‌ای، به یه امپراتوری واقعی تبدیل کرد و ماد و بابل رو از دست سلوکیان بیرون آورد. رودوگونه خواهر فرهاد دوم هم بود، جانشین مهرداد یکم.
ازدواجی که از دل اسارت بیرون اومد ⚔️
سال ۱۳۸ پیش از میلاد، دمتریوس دوم نیکاتور، پادشاه سلوکی، برای پس گرفتن بابل از دست اشکانیان لشکرکشی کرد؛ اما شکست خورد و اسیر مهرداد یکم شد. اینجا اتفاق جالبی افتاد: مهرداد به‌جای اعدام یا زندانی کردن دمتریوس، باهاش رفتار محترمانه‌ای در پیش گرفت و اونو به همسری دخترش، رودوگونه، دراورد. طبق تحلیل مورخان امروزی، این ازدواج بخشی از استراتژی گسترده‌تر مهرداد بود تا سرزمین‌های سابق سلوکی رو با یه ازدواج سیاسی، به امپراتوری خودش پیوند بزنه و مشروعیتی برای کنترلش کسب کنه. دمتریوس تو هیرکانیا، نواحی جنوب دریای خزر، با آزادی نسبی زندگی می‌کرد؛ املاک بزرگی داشت، و طبق منابع، رابطه‌ش با رودوگونه هم به‌ظاهر خوب پیش رفت؛ اونا صاحب چند فرزند شدن که اسمشون تو منابع باقی نمونده.
قسمی که به یه افسانه‌ی ماندگار تبدیل شد 💇‍♀️
مشهورترین داستانی که از رودوگونه به ما رسیده، از قلم پولیانوس نویسنده‌ی رومی اومده. طبق این روایت، یه بار وقتی رودوگونه داشت خودشو برای حمام کردن آماده می‌کرد، خبر یه شورش بهش رسید. اون به‌جای اینکه حمامشو کامل کنه، همون‌جا قسم خورد که تا وقتی این شورش رو سرکوب نکنه، نه حمام می‌کنه، نه موهاشو شونه می‌زنه. بعد بلافاصله ارتششو به میدون برد و شورش رو سرکوب کرد. طبق همین روایت، بعد از اون واقعه، تصویر رودوگونه رو با موهای ژولیده و باز، رو مهرهای رسمی پادشاهان ایرانی حک می‌کردن؛ به‌عنوان یادبودی از همون قسم.
الهامی برای نمایشنامه‌نویسان اروپایی 🎭
داستان رودوگونه اونقدر برای اروپایی‌های قرن‌های بعد جذاب بود که پیر کورنی، نمایشنامه‌نویس فرانسوی قرن هفدهم، یه تراژدی کامل با اسم «رودوگون» براساس شخصیت اون نوشت؛ هرچند این نمایشنامه بیشتر برداشت آزاد و دراماتیزه‌شده‌ست تا روایت دقیق تاریخی.
پایان یه ازدواج سیاسی 💔
سرنوشت این ازدواج هم مثل خیلی از پیوندهای سیاسی این دوره، به‌خاطر تحولات میدون جنگ به‌هم خورد. سال ۱۲۹ پیش از میلاد، وقتی آنتیوخوس هفتم سیدتس (برادر دمتریوس) برای پس گرفتن سرزمین‌های ازدست‌رفته به اشکانیان حمله کرد، فرهاد دوم (برادر رودوگونه) دمتریوس رو دوباره به انطاکیه فرستاد؛ ظاهرا با این امید که حضور دمتریوس تو سوریه باعث بی‌ثباتی تو صفوف دشمن بشه. از این نقطه به بعد، دیگه گزارشی از سرنوشت رودوگونه در دست نیست.
رودوگونه نمونه‌ی جالبی از نقشیه که زنان دربار اشکانی می‌تونستن، حتی در حاشیه‌ی یه ازدواج کاملاً سیاسی، ایفا کنن؛ از یه‌طرف ابزار دیپلماسی بین دو امپراتوری رقیب بود، از طرف دیگه، طبق روایت پولیانوس، خودش مستقیم فرمانده‌ی نظامی سرکوب یه شورش شد. با این حال باید محتاط بود: داستان قسم و موهای ژولیده فقط از یه منبع به ما رسیده و جزئیاتش رنگ‌وبوی افسانه‌ای واضحی داره؛ اما خطوط اصلی زندگیش مانند تبار، ازدواج با دمتریوس، اسارت و رهایی همسرش از منابع متعدد و مستقل تأیید می‌شه. ‌ ‌ - منابع این بخش برای مطالعه‌ی بیشتر
دانشنامه ایرانیکا - مدخل «Rhodogune» نادر میرسعیدی، سلوکیان و اشکانیان

Anliliy
1 109
انگار برای پاکسازی اینجا از عرزشی، باید درمورد اعدامی‌ و بازداشتی‌ها بگم. هورا راهشو پیدا کردم✨

Anliliy
1 109
می‌بینین واسه چیا دارن به بچه‌هامون حکم اعدام می‌‌دن؟

Anliliy
1 109
ازشون بگید و نشر بدید، شاید شد! شاید این‌بار یه مادر کمتر، سر مزار بچه‌اش لالایی خوند.

Anliliy
1 109
ازشون بگید و نشر بدید، شاید شد! شاید این‌بار یه مادر کمتر، سر مزار بچه‌اش لالایی خوند.

Anliliy
1 109
Repost from بی‌دار
۱۰ نفر از معترضان اصفهان به اعدام محکوم شدند بر اساس گزارش‌های رسیده، شعبه اول دادگاه انقلاب اصفهان ۱۰ نفر از ۱۶ متهم پرونده
۱۰ نفر از معترضان اصفهان به اعدام محکوم شدند بر اساس گزارش‌های رسیده، شعبه اول دادگاه انقلاب اصفهان ۱۰ نفر از ۱۶ متهم پرونده «میدان شهدای اصفهان» را به اعدام محکوم کرده است: #ترانه_رحیمی، #نوید_الیاسی، #ابوالفضل_دادگستر، #مهدی_منصوری، #احمدرضا_سعیدی، #مهرداد_بوئری، #محمدمهدی_اسدی، #آرمین_غلامی، #پارسا_جعفری و #مهدی_جعفری (مهدی خسروی). ۶ متهم دیگر هم به حبس‌های سنگین محکوم شده‌اند. این پرونده مربوط به اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ در اصفهان است و پیش‌تر گزارش‌هایی درباره شکنجه و اعتراف اجباری متهمان منتشر شده بود. احکام بدوی و قابل اعتراض هستند.

Anliliy
1 109
این پیام رو در ادامه‌ی بحثی که داشتیم برام فرستادن🤍 راستش خودم نسبت به بعضی از مطالب مطرح‌شده تردید دارم؛ به‌خصوص درباره‌ی یکی دونستن مانی و مسیحا. اما دانش و تخصص کافی برای اینکه با اطمینان این دیدگاه‌ها رو رد یا تأیید کنم ندارم. بنابراین نه می‌خوام این مطالب رو رد کنم و نه می‌خوام تایید کنم و بر اساسشون چیزهایی رو که تا امروز درباره‌ی ایران باستان می‌دونستم کنار بذارم. پس فعلاً فقط متن رو عیناً منتشر می‌کنم و قضاوت درباره‌ش رو به اهل پژوهش می‌سپارم. 🌱 بازم سپاس از شما✨

Anliliy
1 109
سال ۱۵۱۸ مار رصد مطابق سال ۲۰۸ پیش از میلاد است که چهل سال پیش از خرابی دوم بیت‌المقدس می‌باشد. ویرانی دوم بیت‌المقدس در سال ۱۶۸ پیش از میلاد است. مانی در سال ۵۲۲ نیبران آخر روز یکشنبه چهارم ماه مهر چهارده روز به اول بهار مانده در ابتدای سال خوک در زندان مرده است. تاریخ میلاد و وفات مانی را با تاریخ میلاد و وفات مهر داده‌اند. (*آثارالباقیه) ترجمه نوشته تورفانی (وفات مهر دوشنبه چهارم شهریور ساعت یازده) ...چون شهریاری که زین و تن‌پوش نهد و رخت دیگر پوشد. بدین سان پیمبر روشن فرا نهاد تن‌بار بارهٔ رزمگاه و درنا و روشن در آمد و رخت بغانی گرفت با دیهیم تابان و بساک هژیر هنگامی که بغان روشن از راست و چپ می‌شدند با سنج و سرود مانند برق تیز و نیازک تند بسوی بامستان صبح روشن و ماه گردون همراه بغان به ورج بغانی پرید و نزد پدر اهورمزدا بماند. بی‌کس و سوگوار کرد سراسر رم راستان را چه کدخدای در گذشت...درهنگام...و در شهریاری اخترپد...در شهریور ماه شهریور روز دوشنبه جام یازده بسوی پدر روشن بکردگاری سوی میهن روشن...

Anliliy
1 109
تاریخ‌هایی که زمان اشکانیان به کار می‌رفته برای زمینهٔ حساب تاریخ‌هایی که در زمان اشکانیان به کار می‌رفته فقط به ذکر یک روایت ذیل که ابن‌خلدون از طبری نقل کرده است اکتفا می‌کنیم:«طبری می‌گوید در ایام ملوک‌الطوایف ولادت عیسی صلوات اله علیه بود. این ولادت در سال ۶۵ از غلبه الاسکندر بر سرزمین بابل در سال ۵۱ اشکانی بود. نصاری گمان می‌کنند آن ولادت پس از گذشتن ۳۶۳* سال از غلبه الاسکندر بر سرزمین بابل بود.» (*واضح است که سال ۳۶۳ دو رقمش مقلوب است و باید ۳۳۶ باشد.) تاریخ غلبه یا ملک اسکندر ۶-۳۳۵ پیش از میلاد است و از این قرار تاریخ اشکانی که چهارده سال کمتر است از سال ۳۲۲ پیش از میلاد شروع می‌شود. این سال سال نوبه آخری دورهٔ کبیسه ۱۴۰۴ سالی است. مبدأ این دورهٔ سال ۲۸۰۴ خوک پیش از ملکی می‌باشد که مطابق سال ۱۷۲۶ پیش از میلاد است. مبدأ تاریخ اسکندری و اشکانی سه‌ماه باهم اختلاف دارد. روایت فوق که از ابن‌خلدون و طبری نقل شد فقط برای به دست دادن زمینهٔ حساب می‌باشد ولی از دقت در کتب تاریخ و آثار کشف‌شده زمان اشکانیان معلوم می‌شود که در آن عصر تاریخ‌های ذیل به کار می‌رفته است: ۱-تاریخ اشکانی؛ مبدأ این تاریخ ۱۳۹۰ مرغ رصد است. ۲-تاریخ بن زایشن یا میلاد مهر؛ مبدأ این تاریخ روز دوشنبه ۲۶ دسامبر سال ۱۴۵۴ گاو رصد است. در این سال روز دوشنبه ۲۶ دسامبر به حساب قدیم اول ژانویه و اول سال و مهرگان مجوس شده. این سال ۲۷۱ پیش از میلاد است و دو روز با تاریخ میلادی معمولی اختلاف دارد. ۳-تاریخ نیبران؛ مبدأ این تاریخ روز سه‌شنبه پنجم شهریور مطابق ۱۷ حزیران سال ۱۵۱۸ مار رصد است. این سال ۲۰۸ پیش از میلاد می‌باشد. این سه تاریخ هر یک ۶۴ سال با دیگری فاصله دارد. روی آثار دورهٔ اشکانی تاریخ‌هایی با ۶۴ سال تفاوت نقش است. ۴-تاریخ کبیسه اشکانی؛ مبدأ این تاریخ سال ۱۴۰۴ خوک رصد می‌باشد و مبدأ کبیسه ملکان شاهی است.* ۵-تاریخ تجلی یا روشن‌شدن؛ مبدأ این تاریخ سال ۱۴۶۸ خرگوش رصد است. عدد ۱۴۶۸ قابل توجه است. از این دو تاریخ اخیر آثاری در دست است ولی در مرحله‌ای نمی‌باشد که بتوان بیشتر از آنچه تذکر داده شد بنویسیم. (*در تقویم‌های تورفانی مبدأ سال خوک ۲۸۰۴ پیش از ملکی است ولی به حساب زیج‌المفرد {که در صفحه ۵۳ این جزوه تذکر دادیم} معلوم می‌شود همین دوره از سال موش ۲۸۰۳ پیش از ملکی هم حساب شده.) میلاد و بعثت و رحلت مهر یا مسیحا در سال ۱۴۵۴ رصد ۶۵ سال بعد از ملک اسکندر و در سال ۵۱ اشکانی روز جمعه پنجم بهار مادر مهر بشارت می‌یابد. «توقیعات تقویم‌ها» پس از این که ۲۷۵ روز از بشارت گذشت*، یکشنبه شب، ۲۵ دسامبر مهر زائیده می‌شود و به این مناسبت روز دوشنبه ۲۶ دسامبر همین سال اول ژانویه و اول تاریخ جدیدی می‌گردد که شش روز با تاریخ تقویم‌های تورفانی اختلاف دارد. (*مدت حمل را بیرونی در آثارالباقیه به طور کلی تذکر داده است.) نام ماهی که ماه اول تاریخ میلاد مهر است در فارسی دی‌ماه و در ماه‌های سیستانی کریشت است و قابل ملاحظه می‌باشد. روز اول این تاریخ که در اوایل زمستان است روز مهرگان و اول سال مجوس مهری و مانوی می‌باشد. این روز به حساب یزدگردی اورمزد روز از ماه اسفند است.* (*نوشته‌اند ماه‌های مصری یک ماه از جای اصلی خود تغییر کرده است. اگر ماه اسفند را به مناسبت میلاد مهر در قدیم فروردین نامیده باشند مسائل تازه‌ای پیش خواهد آمد. تقویم زردشتیان هند می‌تواند نتیجهٔ این تغییر باشد ولی چون مدارک کافی در دست نیست مطلب همان است که در صفحهٔ ۵۶ شرح دادیم.) مهر در سن بیست و پنج سالگی مبعوث می‌گردد و دعوت می‌کند و چهل سال میان مردم به دعوت می‌پردازد و انجیل یا بشارت‌های خود را در نامهٔ ارتنگ می‌نویسد. روایاتی در کتب اسلامی مسطور است که مسیح(ع) چهل سال در میان مردم دعوت کرد. سالی که مسیحا مبعوث شده ۲۴۷ پیش از میلاد است که قابل ملاحظه می‌باشد زیرا این عدد در روایات مربوط به اشکانی دیده می‌شود. وفات یا نیبران مهر دوشنبه چهارم شهریور ماه در روز عید شهریورگان سال ۱۵۱۸ مار رصد در یازدهمین ساعت روز که نزدیک نیمه‌شب می‌باشد اتفاق افتاده است. لهذا روز سه‌شنبه ۱۷ حزیران مطابق ۱۴ ذیحجه به حساب قمری کبیسه‌شده از روز‌های متبرک و ایام تشویق و ایام بیض می‌باشد. روز ۱۷ حزیران که روز متبرکی بوده آن را روز «میرین» می‌نامیدند که روز پری و کمال مهر باشد.* روز میرین نزد مجوس مهریه و مانویه اول سال و نوروز بود. روز ۱۶ و ۱۷ حزیران از روزهای عبادت و جشن و متبرک هستند. این روز وفات به حساب تقویم‌های تورفانی روز یازدهم حزیران است.

Anliliy
1 109
خوشحال می‌شیم به اشتراک بذارید🤍

Anliliy
1 109
این چیزایی که درباره اشکانیان گفتم مدارک دارد؛ شاید شما و دیگر دنبال‌کنندگان کانال ندانند ولی اشکانیان چندین گونه گاهشماری و تاریخ‌گذاری داشتند.

Anliliy
1 109
اگه منظورتون از سال ۷۶ اشکانی یه تبدیل گاه‌شماری خاصه، باید مبدأ اون گاه‌شماری مشخص بشه. اما از نظر تاریخ سیاسی، اشکانیان قدرت رو مستقیماً از هخامنشیان نگرفتن؛ پس از سقوط هخامنشیان در ۳۳۰ پ.م.، اسکندر و بعد سلوکیان بر ایران حکومت کردن و دولت اشکانی بعدها شکل گرفت و کم کم گسترش پیدا کرد. همچنین یکپارچه‌شدن سرزمین‌های مختلف تحت قدرت اشکانی حاصل یه روند چندمرحله‌ای در دوران چند پادشاه بود، نه یک انتقال مستقیم قدرت از هخامنشیان🥲

Anliliy
1 109
این سالی که گفتید برابر با سال ۷۶ اشکانی است و برابر با سالی است که پادشاه مشهور اشکانی همه شاهی‌های محلی اشکانی را یکپارچه کرد و زیر یک پرچم آورد وگرنه اشکانیان قدرت را از هخامنشیان گرفتند و جایگزین و جانشین برحق آنان شدند.

Anliliy
1 109
راستشو بخواید اتفاقا یه پژوهشگری به نام سوردلو یه فرضیه حاشیه‌ای مطرح کرده که میگه شاید این کلمه از قبطی مصری mōw به‌معنای «آب» گرفته شده باشه، و این با اسم عبری «موشه» هم‌ریشه باشه؛ چون افسانه‌ای قرون‌وسطایی می‌گه «موسیقی هم مثل پیامبر، کنار آب پیدا شد». اما خب همونطور که گفتم اکثریت این فرضیه رو رد کردن و نامعتبر می‌دونن.