fa
Feedback
‍ 𝖦𝗅𝖺𝗌𝗌𝖱𝖾𝖿𝗅𝖾𝖼𝗍𝗂𝗈𝗇𝗌

‍ 𝖦𝗅𝖺𝗌𝗌𝖱𝖾𝖿𝗅𝖾𝖼𝗍𝗂𝗈𝗇𝗌

رفتن به کانال در Telegram

𝖤𝗅𝗅𝖾 é𝗍𝖺𝗂𝗍 𝗆𝗈𝗇 𝐆𝐨𝐥𝐝𝐞𝐧 𝐁𝐫𝐨𝐰𝐧. › 𝖳𝗂𝗄𝖳𝗈𝗄 : @‍g‍l‍ass.reflections ‍› 𝖨𝗇𝗌𝗍𝖺𝗀𝗋𝖺𝗆: @‍g‍l4‍ssreflections._ ♍ . 𝖲𝗁𝖾/𝖧𝖾𝗋 . 𝖨𝖭𝖥𝖩-𝖠 . 𝖧𝗎𝗆𝖺𝗇𝗂𝗍𝗂𝖾𝗌

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
214
مشترکین
-124 ساعت
-57 روز
-530 روز
آرشیو پست ها
همون چارچوب خودمون

اما نظر من اینه در علم بشریت تایید نشده.

بله استورولوژي هنوز توسط علم تایید نشده

اینجا باید یه اشاره ریز به تاریخ بکنیم،اگه این همه کتابخونه پر عظمت،در نتیجه قرن ها تلاش بشر از بین نمی‌رفت،شاید خیلی از سوال های ما پاسخ داشت

من فکر میکنم این موارد فقط براي یه نفر نوشته نمیشن قاعدتاً. براي یك جمع که اتفاقاتشون مشترکه.

به نوعی موافقم‌. اما بیایید قبول کنیم گاهی شکاف وجود داره، این‌که بعضی اوقات با حقیقت ما جور نیست. حتما براتون پیش اومده؟ و یک مورد دیگر که می‌تواند مربوط به خطای ذهن انسان باشه. اما فعلا در حد یک فرضیه‌ست که به ذهنم خطور کرده و بیاید بی‌طرفانه بررسی‌اش کنیم. درمورد آزمایش معروف برترام فورر در سال ۱۹۴۸ صحبت می‌کنم. این آزمایش به وضوح نشون داد افراد می‌توانند به یک توصیف یکسان، وقتی تصور می‌کنند مخصوص خودشان تهیه شده، امتیاز دقت بالایی بدهند. یعنی ارائه ی توصیفی که آن‌قدر عمومی‌ست که بخش بزرگی از مردم می‌توانند خودشان را در آن ببینند. و اگر دقت کنید این فال‌ها اطلاعات اختصاصی ای رو ارائه نمی‌دهند. و درنهایت بله، آسترولوژی می‌تواند به حقیقت نزدیک باشد اما منبع قابل اعتمادی نیست.

قطعا انسان یه چیزي دیده بوده که هنوز سر زبون ها افتاده. بعد این همه سال.

وگرنه کي به ذهنش خطور کرد جادو وجود داره؟ اژدها وجود داره پري دریایي جادوگر طلسم سحر و جادو و...

اگه این کالبد انساني محدودیت رو به وجود نمیآورد... همین چیز هایي که در فیلم سریال ها میبینیم بیشترشون یا بدترشون اتفاق میفتاد.

از نظرم یکی دیگه از دلایل تمایل به نیرو هایی دیگه،سردرگمیه. ما هنوز به صورت قطعی نمیدونیم در کجای جهان وایستادیم،چقدر میتونیم رو سایر ابعاد دنیا سلطه کنیم،یا چقدر قدرت وجود دارن که می‌تونن مارو تو یک چشم بهم زدن نابود کنن. سردرگمی باعث میشه ما نتونیم داده های مغزمون رو به درستی طبقه بندی کنیم،پس باید فیلتر کنیم. ولی اگه روزی برسه که انسانی،بتونه هر چیزی که با تمام حواسش درک میکنه رو،به درستی طبقه بندی کنه،به چه علم یا دانشی میرسه؟ هیچکس نمیدونه!

در رابطه با سوالی که پرسیدید، به نظرم دقیقاً مشکل اصلی همین‌جاست حتی اگر فرض کنیم چنین ارتباطی واقعاً ممکن باشه ما باز هم با یک تجربه‌ی انسانی طرفیم و تجربه‌ی انسانی همیشه از فیلتر ذهن و ادراک ما عبور می‌کنه. برای همین صرفاً اینکه کسی حضور یا ارتباطی رو احساس کنه، نمی‌تونه به‌تنهایی ثابت کنه منشأ اون تجربه بیرونی بوده.. شاید تنها راه نزدیک شدن به چنین ادعایی این باشه که چیزی فراتر از تجربه‌ی شخصی وجود داشته باشه؛ مثلاً اطلاعاتی که فرد نمی‌تونسته از قبل بدونه و بشه اون رو مستقل بررسی و تکرار کرد، با این حال حتی اون هم لزوماً به معنی اثبات یک موجود ماورایی نیست! به نظرم همین عدم قطعیت جذابش می‌کنه؛ چون ما نه می‌تونیم با اطمینان بگیم هر تجربه‌ی ماورایی صرفاً ساخته‌ی ذهنه، نه می‌تونیم هر تجربه‌ی عجیبی رو به یک واقعیت بیرونی نسبت بدیم.. شاید شناخت واقعی دقیقاً از جایی شروع میشه که بتونیم بین چیزی که تجربه کردیم و چیزی که واقعاً می‌دونیم، تفاوت قائل بشیم.

مشکل آدمیزاد همینه، یه چیز پیدا میکنه سریع سواستفاده.

البته در این دوره افرادي که دعا میگیرن یا میگن فرشته دارن زیاد دیدم. ولي یکم، سخته هضم کردنش، با اینکه میدونم میتونن و تا الان دیدم چطور زندگي بقیه رو به خاك سیاه نشوندن.

راه و روش خاصي نداره اما قابل شدنه، پس به نظرت انسان بالاخره میتونه بهش برسه؟

روش اسم میذاریم، نسبت میدیم، وظیفه میدیم و...

مسئله دقیقاً همین ناتواني ما در جدا کردن این دو از همه. ما جهانو همون‌طور که هست تجربه نمیکنیم؛ از فیلتر ادراك، حافظه، ترس، امید و دانسته‌هامون عبورش میدیم و بعد بهش معنا میدیم.

ذهن انسان در برابر ناشناخته‌ها الگو میسازه، لزوماً ثابت نمیکنه اون الگوها واقعي نیستن؛ همون‌طور که صرفِ نیاز ما به معنا هم وجود داشتنِ یك حقیقتِ بیروني رو اثبات نمیکنه.

هیچکس نمیدونه مغز ما انسان ها تا چه حدی محدودیت داره،اینکه اکثر ما نمیتونیم خارج از چهارچوب جهان مادی فکر کنیم،محدودیته. محدودیت هایی که خودمون برای جواب دادن به ذهن همیشه کنجکاومون تعیین می‌کنیم. پس از نظر من ممکنه ولی درجه ای از عرفان نیست که راحت به دست بیاد،چون راه و روش مشخصی نداره

و شاید حتی جالب‌تر از خودِ این میل این باشه که چرا انسان تا این حد به معنا نیاز داره.. ما فقط اتفاقات رو تجربه نمی‌کنیم؛ معمولاً سعی می‌کنیم براشون الگو و دلیل پیدا کنیم حتی وقتی مطمئن نیستیم واقعاً دلیلی پشتشون وجود داره! شاید بخشی از باورهای معنوی و حتی آسترولوژی از همین نیاز شکل گرفته باشه؛ نه لزوماً برای اینکه یک حقیقت قطعی درباره‌ی جهان ارائه بدن بلکه برای اینکه جهانِ ناشناخته رو برای ذهن انسان قابل فهم‌تر کنن از این زاویه، حتی اگر یک باور از نظر علمی قابل اثبات نباشه، خودِ شکل‌گیری و ماندگاری اون باور می‌تونه چیزهای زیادی درباره‌ی ذهن و نیازهای انسان بهمون بگه.