سرزمین سبزی پاک کردن
کانال بسته
نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
876
مشترکین
-624 ساعت
-497 روز
-38830 روز
آرشیو پست ها
والا من تمام تلاشمو برای دوستی باهاش کردم مدت زیادی رفیق بودیم اما اون هیچ وقت تلاششو نکرد یجورایی بهتره بگم مدت زیادی باج میدادم انگار بهش تهشم که دیگه باهام صحبت نکرد من حتی براش هدیه گرفتم فرستادم اخرشم گفت چون خیلی اون مغروره ازش خوشم نمیاد😂☝️☝️☝️☝️
https://t.me/c/3939128461/1516
زندگیمو نابود کردن...:)
به طوری که داشتن یه روز خوش آرزومه
مطمئن میشم تقاص کاراشونو پس بدن
یه بلاهایی سرم آوردن که نگم
من حتی خودمو داشتم میکشتم سرشون....
باهم بودیم
بعد یک مدت دیدم فقط خودمم که شروع کننده مکالمه ام
تصمیم گرفتم صبر کنم خودش پیام و دیگه هیچوقت نداد
ینک بگم کسی که واقعا دوس تون داشته باشه واقعا برای صحبت با شما شور میزنه
نه اینقد بی تفاوت...
یادمه دوست صمیمی سابق منم بهم آخر سر گفت تو منو تو آینده خودت نمیبینی و به دوروریات اهمیت نمیدی
از کل رفیقام فاصله گرفتم
چون همشون مادرجنده بودن
گرگای کیری
امیدوارم با عذاب وجدان بلاهایی که سر من آوردید نتونید زندگی کنید
هر روز دارم نفرینشون میکنم امیدوارم به عزای عزیزترین کساشون بشینن
فقط اینو از خدا میخوام
فهمید روش کراش داشتم
و بعد پیش دوستم میگفت این احساس من بهش خاطر بچگیمه
منم کم کم با فکر کردن بهش حس بی ارزشی و آویزون بودن گرفتم
مجبور شدم بزارمش کنار
ولی هنوز که هنوزه با شنیدن اسمش کنجکاو میشم...
دبیرستان که بودیم یه شب بهم گفت تو هیچوقت برای من وقت نذاشتی
در صورتی که هر موقع گریه میکرد میرفتم دنبالش چون میترسیدم به خودش اسیب بزنه
چون میدونستم نمیخواد بقیه ناراحت ببیننش
گاهی اینقدر ناراحت میشدم و پا به پاش گریه میکردم
خودم دو سال سلامت روانم رو از دست دادم افسردگی گرفتم
ولی اخرش گفت
تو هیچ کار برای من نکردی
هنوز هم دوستیم
ولی نه مثل قبل نیستیم
واقعا نمیدونم چی بگم💔💔چقدر غم سختیه
و چه افتخار بزرگیه
مطمئن باشید برادرتون همیشه تو یاد ما میمونه
داداش میلادم
سرکار میرفت
قول داده بود بهم
برام 50ملیون لوازم اریشی بگیره
بعدشم یه سفر بریم باهام
https://t.me/c/3939128461/1497
بودن کنارش وقتی حسی که بهش داشتمو درک نمیکرد درد داشت
پس تمومش کردم
هنوز سخته و دلم تنگ میشه
ولی دیگه نمیشه درستش کرد
منو میپیچوند هر دفعه که بهش میگفتم بیا بریم بیرون یا جواب زنک نمیداد یروز که بهش گفتم بیا بریم بیرون گفت نیستم من با دوستم رفتم بیرون بعد اینو با دوستش دیدم بعد عصبی شدم زنگ زدم بهش هرچی دهنم بود بارش کردم گفتم بیا قطع ارتباط کنیم
چقدر خوشحالم که یکی از اعضای خانواده جاویدناما تو چنلمه واقعا واقعا واقعا باعث افتخارمه
داداش بزرگم جاوید نام شد
میلاد دین محمدی
داداش میلاد دوست دارم
خوشحالم که تو راه ازادی رفت از پیشمون
