تردید
رفتن به کانال در Telegram
اگه اینجایی پس احتمالا منو میشناسی
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
49
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-17 روز
اطلاعاتی وجود ندارد30 روز
آرشیو پست ها
49
خواهناخواه، این جنون ما را خان بود و ما کهنه رعیتِ عمارتِ ذهن. این ذهن آلوده به افکار بود و این افکار متحیّر از غربتِ واژه، بینِ برگهای درختِ نوظهور اما پوسیده از غم و خشکیده از رنج و همنشینیِ تبر. ریشهها سوختند و سوختند از شعلههای خاطرات و مغروقِ غم شدم در اعماقِ دریایِ شن. در ذهنم، دریاها طوفان، چوپانها قصاب، ایرانها سرد شد و پایانها رقم خورد؛ که شاید اگر معصیتِ ما، سادهترین اجزای ذاتِ آدمی نبود، امروز چنین نبودیم.
