fa
Feedback

فریب کلاهبرداران را نخورید! تل‌متریو این کانال‌ها را شناسایی و برچسب‌گذاری می‌کند 👉 برای مشاهده برچسب، اشتراک تهیه کنید

Made of sunlight

Made of sunlight

رفتن به کانال در Telegram

نورِ من، میانِ تاریکی.

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
601
مشترکین
-524 ساعت
-127 روز
-3830 روز

در حال بارگذاری داده‌ها

کانال‌های مشابه
هیچ داده‌ای
مشکلی وجود دارد؟ لطفاً صفحه را تازه کنید یا با مدیر پشتیبانی ما تماس بگیرید.
ابر برچسب‌ها
هیچ داده‌ای
مشکلی وجود دارد؟ لطفاً صفحه را تازه کنید یا با مدیر پشتیبانی ما تماس بگیرید.
اشارات ورودی و خروجی
---
---
---
---
---
---
جذب مشترکین
اکتبر '26
اکتبر '26
+15
در 0 کانال‌ها
سپتامبر '26
+63
در 2 کانال‌ها
Get PRO
اوت '26
+111
در 8 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '26
+703
در 8 کانال‌ها
تاریخ
رشد مشترکین
اشارات
کانال‌ها
19 اکتبر0
18 اکتبر+1
17 اکتبر0
16 اکتبر+4
15 اکتبر+1
14 اکتبر0
13 اکتبر0
12 اکتبر0
11 اکتبر+1
10 اکتبر0
09 اکتبر+1
08 اکتبر0
07 اکتبر0
06 اکتبر+1
05 اکتبر+2
04 اکتبر0
03 اکتبر0
02 اکتبر+1
01 اکتبر+3
پست‌های کانال
اگه این آهنگو یادته من تورو میبوسمت. 🧚‍♀💞 من این آهنگو حوالی پنج سالگی زندگی کردم. موقعی که با مامان و بابا بستنی کیم سالار قرمز میخریدیم رو گوشی نوکیا قدیمی چه هوا گرم چه هوا سرد کنار حوض عمارت خسرو آباد بستنی می‌خوردیم. در واقع فکر کنم اون موقع که نسل من این آهنگو گوش میداد همه چی خیلی قشنگ تر بود. وای باز اشکم در اومد دیگه خودافظ. ماچ بهتون عزیزکای من.

2
حالا ریا نباشه. نمی‌دونم پی ام اسه یا چی؟ ولی میخونم بعضی از اینارو اشکم درمیاد. شاید چون خودم سخت و سنگین تجربه اش کردم. لعنت مسیح بر تجربه های اینجوری 💘
268
3
«فرار کردن هیچ‌وقت گزینهٔ روی میز نیست.» درس خوندن همیشه یکی از سخت‌ترین کارهای زندگی من بود از اون فعالیت‌های زجرآوری که آدم وسطش با خودش فکر می‌کنه مگه من چه گناهی کردم که باید این‌همه عذاب بکشم؟ بله گلم، هرکسی رو که می‌بینی سر از تخم درآورد لزوما درسخون به دنیا نیومده. اما چی شد که کار به اینجا رسید؟ من یه بچهٔ گل‌وگلاب بودم. از همون خرخون‌های دوران ابتدایی و راهنمایی که کارنامه‌شون معمولاً جای خالی برای معدل درخشان نداشت. درس خوندن برام سخت نبود؛ یا دست‌کم اون موقع‌ها فکر می‌کردم نیست. تا اینکه دبیرستانِ نازیبا از راه رسید. المیرای طفلکی کم‌کم متوجه شد هرچقدر هم درس می‌خونه، دیگه اون بازدهی سابق رو نداره. کسی هم بهش نگفته بود که قرار نیست با همون روش‌های قبلی از پس درس‌های سنگین‌تر بربیاد؛ اینکه بعضی چیزها تمرین بیشتری می‌خوان، بعضی مسیرها صبر بیشتری و بعضی نتیجه‌ها دیرتر از چیزی که انتظار داری از راه می‌رسن. سه سال گذشت. سه سالی که المیرا با دنیای کنکور آشنا بود، آزمون می‌داد، با بودجه‌بندی‌ها آشنایی داشت و خلاصه از دور همه‌چیز رو می‌شناخت؛ اما اون‌قدر که باید، نتیجه نمی‌گرفت. تا اینکه سال کنکور رسید و تصمیم گرفت بالاخره دست بجنبونه.میخوند. آزمون می‌داد. گاهی ترازش بالا می‌رفت و امیدوار می‌شد، گاهی پایین می‌اومد و تمام امیدش رو با خودش می‌برد. مدام از بودجه‌بندی عقب می‌افتاد و هر بار که نمی‌رسید، کمی بیشتر از خودش ناامید می‌شد. و در نهایت یه جایی با خودش گفت: «وقتی این‌همه سخته، ولش کن.» و من ولش کردم. یا بهتره بگم، فرار کردم. خیلی بزدلانه و حقیرانه. بله عزیزم. من که فکر می‌کردم فرار کردن هیچ‌وقت گزینهٔ روی میز نیست، وقتی با سختی واقعی مسیر روبه‌رو شدم، فرار کردم. نه چون نمی‌تونستم؛ چون دیگه نمی‌خواستم با حسِ نتونستن روبه‌رو بشم. چون خسته شده بودم از نتیجه‌هایی که مطابق میلم نبودن، از تلاش‌هایی که به نظرم کافی نمی‌رسیدن و از دیدن فاصله‌ای که بین چیزی که می‌خواستم باشم و چیزی که واقعاً بودم، هر روز بیشتر می‌شد. و حالا که به عقب نگاه می‌کنم، می‌فهمم تلخ‌ترین بخش ماجرا صرفاً به دست نیاوردن نتیجه نبود؛ این بود که خودم، قبل از اینکه مسیر به آخر برسه، از خودم دست کشیدم. حالا هدف از تعریف این داستان چی بود؟؟؟ اگر یه روزی مثل المیرای اون روزها هستی، بذار یه نفر از آینده بیاد و چیزی رو بهت بگه. فرار نکن. می‌دونم قراره درصدهای منفی ببینی و با خودت فکر کنی پس این‌همه خوندن به چه دردی خورد. می‌دونم ممکنه کلاس یه مبحث رو ببینی، جزوه‌ات رو هم بخونی، اما وقتی به تست‌ها می‌رسی، انگار همه‌چیز از ذهنت پاک شده. می‌دونم ساعت مطالعه‌ات بالا و پایین می‌شه، از برنامه عقب می‌افتی، سر جلسهٔ آزمون وقت کم میاری و جمعه‌ها، وقتی ترازت رو می‌بینی، ممکنه از خودت و تمام تصمیم‌هایی که گرفتی ناامید بشی. می‌دونم به بقیه نگاه می‌کنی و با خودت می‌گی چرا اونا می‌تونن و من نه؟ من همه اینارو میدونم چشیدم و متاسفانه چوبش رو هم خوردم دیگه. اما تو، لطفاً فرار نکن. کنار تمام این‌ها، چند تا چیز دیگه هم هست که باید بدونی. تو هوش کافی داری، اما هوش به‌تنهایی قرار نیست برات نتیجه بسازه؛ باید یاد بگیری چطور ازش استفاده کنی. استعداد داری، اما استعداد وقتی به کار میاد که براش وقت بذاری و پرورشش بدی. منابع داری، اما قرار نیست با داشتن ده تا منبع، ده برابر پیشرفت کنی. گاهی باید جرئت کنی به یکی اعتماد کنی و همون رو درست پیش ببری. پیشرفت میخوایی، اما پیشرفت همیشه اون اتفاق هیجان‌انگیزی نیست که یک‌شبه از راه می‌رسه. بعضی وقتا فقط امروز یه ذره بهتر از دیروز عمل کردی؛ حتی اگر هنوز هیچ‌کس، حتی خودت، متوجهش نشده باشه. و از همه مهم‌تر، می‌خوای روی غلتک بیفتی، اما باید بدونی هیچ غلتکی از روز اول به حرکت نمی‌افته. ساختن عادت، برگشتن بعد از روزهای بد و ادامه دادن وقتی نتیجه‌ای نمی‌بینی، زمان می‌بره. بیشتر از چیزی که دلت می‌خواد. ما همه اینارو داریم. پس بیا فرار کردن هیچ زمان و مکانی جز گزینه های انتخابی مون نباشه. باشه؟؟؟؟؟؟
270
4
با سلام. اگر با تقویم میلادی زندگی میکنید و هالوین امسال برنامه ها دارید و دنبال یه کارکتر ترسناک میگردید از خون‌آشام و دلقک و دیو و دلبر بکشید بیرون. هیچی ترسناک تر از آخوند نیست. آخوند بشید. با تشکر.
289
5
امروز یکی از جوجه هام بهم گفت تا درود دیگر بدرود.منم خوشم اومد. یادتون نره از این شرایط که معلوم نیست فرداش توپ تانک فشفشه راه بیفته ما فقط امروز رو داریم. پس از امروز استفاده میکنیم. حالا هر طوری که هست و هر جوری که میشه. برید به هر کی دوسش دارید بگید و بغلش کنید. یادشون کنید.آب بخورید.از آدمای تخم جن تخم وا شده دوری کنید.صبح هوای پاییزی رو نفس بکشید. من اینجا یه لوکیشن از ایران هر شب با خودم آرزو میکنم که چند نفر رو میشناسم و چند نفر از این خاک رو نمی‌شناسم ولی هممون نور این خاک و خوشحالیش باشیم. پس به قول اوزون جونم تا درور دیگر بدرود. دوستون دارم عزیزکای من🍓
396
6
نمی‌دونم به هر حال. ولی سن عجیبیه. در عین حال می‌دونی میتونی به همه چی برسی در عین حالم میترسی که به هیچی نرسی. دغدغه ها بیشتر میشن کلا یه برهه دیگه از بزرگسالیه و تمام این فرایند رو سرعت هفت ایکس پیش میره که بیست و چهار ساعت از روز و ۳۶۵ روز سال برای هیچی کافی نیست. کاش سرعت زندگی هم مثل سرعت تدریس کرمی بود اون موقع شاید پنجاه درصد از چیزایی که میخواستم رو همین سن به دست میاوردم بدون استرس و نگرانی.
386
7
چی بگم 🦦🦦🦦🦦
چی بگم 🦦🦦🦦🦦
380
8
اگر تجربه ای دارید میگید پلیززز
376
9
‌ الی جووون چقدر خوشحال شدم حالت خوبه دخترر🎀🥹 دیدم نوتیف چنلت اومده قلبم اکلیلی شددد🫠🌱 من امسال فرهنگیان قبول شدم اون چیزی که میخواسم میشه از اون دوستمون که گفت برای فرهنگیان داره کار میکنه بپرسی چیکار میکنه دقیقا 🙏🏻🫠
379
10
ممنون واسه پنیک بیشتر ولی نه. الان نوزده سالمه نوزده آبان وارد بیست سالگی میشم پس هنوز تو دهه دومم. نوزده آبان سال بعد وارد دهه سوم میشم وووااااااااییییییی😭😭😭
375
11
‌ ۲۰ سال ات ک بشه وارد دهه سوم میشی نه دهه دوم نوزادی تا ۱۰سالگی دهه ۱ ۱۰سالگی تا ۲۰ دهه ۲ ۲۱ تا ۳۰ دهه ۳
371
12
منم دوستون دارم 💞😭
366
13
‌ سلام المیرا نازم خوشحالم که حالت خوبه و خوشحالم که داری تلاش میکنی دوست دارم دختر🫂🤍
368
14
جدا کردنشون یه مقدار سخته. من مسائل با کمربند مشکی هادیان فرد ارتباط گرفتم. مصلایی هم خوبه اگر ارتباط میگیری چرا کلا با اون پیش نمیری؟ یه جایی از مفاهیم دیگه دیدی هیچ جوره نمی‌فهمی همون مبحث با فراهانی پیش برو. اینجوری بهتر نیست آیا؟
366
15
‌ الی بخش مسائل رو از مصلایی میبینی؟ تفاوتش با بیگ بنگ چیه؟ به نظرت مسائل رو با مصلایی جلو برم مفاهیم با فراهانی؟
368
16
نه با برنامه خودم پیش میرم اما دوران جمع بندی صد در صد مشاور میگیرم
371
17
‌ الی تو با کسی مشاوره داری؟ یا مثلا موقع برنامه ریختن از کسی مشورت میگیری؟
368
18
خب آشنا نه میتونی با غریبه دوست شی و ازشون بپرسی. استقبال میکنن. ولی خب اینم هست فکر کردن به کدوم نوع از زندگی و تصور کردن خودت تو کدوم شرایط باعث میشه قلبت تند تر بزنه و حس کنی که اون جایگاه چقدر مناسب توعه و چقدر براش اشتیاق داری؟ اینم از قدرت تصور کردن که کمک میکنه
366
19
‌ https://t.me/madeoffsunlight/7839 کسی اصلا تو زندگیو اشنا ها نبوده که از تجربش استفاده کنم مشکلم اینه بقیه رو میبینم که هدف دارن و برای ایندشون میجنگن و میخونن من میبینمشون و یادم میفته که هیچ هدفی ندارم یعنی درس خوندم نوسانی و احساسیه میخوام خودمو متعهد به یه هدف مشخص بدونم و براش تلاش کنم
343
20
یوحنا کلا فعالیت سوشال مدیا رو ترک کرده به جز چنل شخصیش. مامانش مریضه و باید وقت بذاره مراقبش باشه
328