خانم میو«نجات دهنده🌱»
رفتن به کانال در Telegram
من و تلاشم برای کنکور🩺 راستی من دانشجوم و برای علاقم می جنگم🌻 |گاه بقا در تلاش کردن است| t.me/HidenChat_Bot?start=208117541
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
511
مشترکین
-424 ساعت
-297 روز
-7330 روز
آرشیو پست ها
مشکل دندونم از آنچه فکر میکردم جدی تره:)اصلا نمیدونم بتونم عربی رو بخونم یا نه
قربانی و بازنده و لوزر نباش،
اگر اینجایی بخاطر تلاش نکردن خودته،
هیچکس و هیچ چیز نمیتونه جلو موفق شدنتو بگیره✨
استراحت کنیم دندونم خیلی شدید درد داره ،
بریم عربی
اول فلاح
بعد کتاب
بعد فعل فرمول بیست🤝
برام مهم نیست چقدر قضاوت بشم،
ولی کاش تلاشمو میکردم
کاش نمیخوابیدم و میخوندم
کاش قدر هر تست فیزیک و ریاضی میدونستم
کاش مجنون وار برای زیست وقت میذاشتم
کاش نهایی رو جدی می گرفتم
کاش
و ای کاش
به عنوان کسی که دانشجو هست و از یه رشته قبلش هم انصراف داده،
و الانم داره تلاش میکنه،سلام…
کنکوری عادلانه نیست،اول از همه اینو بپذیر…
کنکوری یه مار و پله هست،یه روزی بالا و یا روزی با نیش پایین،
ولی کسی تو بازی برنده هست که هربار نیش خورد بازم تاس بندازه شده یه دونه یه دونه بالا بره…عقب نکشههه نزنه زیر بازی بگه بازی نمیکنم،
سال اول زدم زیر بازی دقیقا ۱ماه مونده به کنکورم گفتم نمیشه نمیشه نمیتونم جمع بندی نکردم و فلانی فلان…سال بعد
رفتم سرجلسه همه چی اشنا بود
همه دنیا دور سرم می گشت..
رتبه ها اومد در کمال تعجبم زیر ۷۰۰۰بودم،
ولی من به بدترین شکل ممکنه انتخاب رشته کردم و …
رشته ای دیدم هی پلک میزدم و اشک می ریختم…
گریه میکردمااا،۳روز فقط گریه کردم…
سال ۴۰۲هم سعی کردم خوبم خوندم ولی اسفند جا زدم گفتم من که فیزیک همه اشو نخوندم من از فلان کتاب زیست تست نزدم و من که…
بازم مسیر رو خراب کردم…
و بازم لطف خدا بود رتبم همون موند:)
۴۰۳بکوب خوندم خیلیییی خوندم مثل دیوونه ها خوندم ..
اما اردیبهشت قبل کنکور جا زدم با دیدن سؤالای فیزیک و شیمی جا زدم ،ترسیدم گفتم من به اونی که تیر شروع کرده نمیرسممم من ،نمیتونم چرا فیزیک نخوندم چرا چرا چرا
هی چرا:)
تا نهایی فیزیک که به چرا رسیدم من باید از پایه این خونه درست میکردم تا سرجلسه فیزیک خوندم…
ولی من جا زده بودم و از مسیر بیرون بودم
و گفتم سال بعد بزار برم دنبال…
دانشگاه خوبی قبول شدم تاپ تریناااا
کار و بیزینس و شخصیت خودمو جمع کردم،استادم به قدر تولید محتوا می شناختنم،هی یکیشون همیشه صدام میزنه و ازم برای کنفرانساش کمک میخواد…
یه بیزینس وومن واقعی ساختم
تا چشمم افتاد به دانشکده پزشکی ،دیدم من با جا زدنم در حق خودم ظلم کردم
من اگرررر یکم تلاش میکردم الان وسط اون دانشگاه بودم اتاق تشریح بودم…
و اون شخص موفق تو ذهنم شد آدم بازنده ای که برای زندگیش تلاشی نکرده بودم…
استادام میگفتن:عاشق شدی،پژمرده شدی!
من تازه خودمو پیدا کرده بودم یادم به اون یه ماه و دوماه که جا زدم و بقیه تلاش کردن رسیدن افتاده بود…
واقعا اگر اون دوماه جا نزده بودم الان توی آرزوم زندگی میکردم:)
براکت ارتودنسی تو دهنم شکست،دکترم ایران نیست:)💔
دارم میمرم از درد و این درد تا پایان نهایی دارم…
خدایا صدامو می شنوی…
بلندتر صدات بزنم؟
میشنوی؟
این، آخرین زورِ منه…
آخرین جونِ منه…
آخرین توانِ منه…
همهی داشتههامو گذاشتم وسط…
همهی امیدمو، همهی اشکامو، همهی جوونیمو…
چجوری نمیبینی؟
چرا…؟
فقط یه بار بهم بگو چرا…
بیشتر از این چیزی ندارم که بذارم.
هر چی داشتم آوردم.
هر دری بود زدم.
هر راهی بود رفتم.
هر بار افتادم، دوباره بلند شدم…
تو خودت دیدی…
خودت شاهد بودی.
پس چرا هنوز این «چرا» جلومه؟
چرا هر بار که فکر میکنم رسیدم،
دوباره از اول باید شروع کنم؟
چقدر صدات بزنم تا بشنوی؟
چقدر گریه کنم تا دلت بلرزه؟
چقدر بجنگم تا بگی: «کافیه، از اینجا به بعد من هواتو دارم…»؟
میدونی چقدر تلاش کردم؟
دیدی…
به خدا که دیدی…
شبهایی که خوابمو فروختم،
روزهایی که از خودم گذشتم،
آرزوهایی که یکییکی قربانی کردم، فقط برای اینکه به چیزی که دلم میخواست برسم…
نکن…
قربونت برم، ناامیدم نکن…
به خدا دیگه جوونی ندارم که از نو شروع کنم.
این منی که میبینی،
غیر از تلاشش، کسی رو نداره.
نه تکیهگاهی،
نه معجزهای،
نه دستی که از زمین بلندش کنه…
فقط تو رو داره.
اگه قرار نیست در رو برام باز کنی،
حداقل یه نشونه بده که راه رو اشتباه نرفتم.
یه بار فقط دلمو آروم کن…
بگو این همه دویدن،
این همه اشک،
این همه صبر…
یه روزی جواب داره…
الان دفترچه چی دست گرفتی ببینی چند میشی؟!
فایده ای داره،پرنده امتحان زیست ۳بسته شد!
