لحظه هایِ آبی
رفتن به کانال در Telegram
403
مشترکین
-324 ساعت
-37 روز
+1030 روز
آرشیو پست ها
Repost from le vent nous portera
از زندگی و عشق و مهربانی سخن بگوییم؟ چگونه میتوانیم از چیزی که نداشتهایم سخن بگوییم؟
- نوید افکاری را، تو، من، ما، زندگی را اعدام نکنید.
وای وای وای دوستم یکی از سریال های موردعلاقم رو شروع کرده سریال خاطرات خوناشام و تهدیدش کردم که حتما حتما حتما باید هر قسمتی که دید بیاد برای من تعریف کنه و نظرش رو درباره تک تک شخصیت ها بگه وای خدایا انگار خودم دارم دوباره میبینمش چقدر من این سریال رو دوست دارم آخه😭💘
Repost from پریچهره
ای باد نبر مرا با خودت
اگر میبری مرا
ببر جسم مرا
اما عشق مرا نبر
عشق مرا نبر ای باد
سالهایی که زیستم عاشق بودم
گرچه بمیرم به جسمست نه به جانِ عشق
الان احساسی دارم که نمیدونم چطور توصیفش کنم.شگفت زدهام از اینکه دیروز چه حسی داشتم و الان چه حسی دارم که چطور زندگی این کارو میکنه!
دیروز از شدت گریه دیگه جونی برام نمونده بود.
امروز بعد از شنیدن وویس یه غریبه اشک تو چشمهام جمع شده و نمیدونم از ذوق چیکار کنم.
وای خدایا چقدر یه آدم میتونه خوش قلب و مهربون باشه😭😭😭😭😭😭😭
چقدر زندگی میتونه غمانگیز و در عین حال زیبا باشه خدایااا.
رها امروز با زندایی حرف زدم بالاخره تونستم یکم خودمو کنترل کنم و همراه با اشک ریختن حرف بزنم بگم که باورم نمیشه دارم چیکار میکنم باورم نمیشه دارم چه چیزی تجربه میکنم تو واقعا نیستی؟
بگم که حرف های هیچکس تاثیری نداره میدونم رها جاویدنام شده رها قهرمان شده رها همه رو نجات داده..
اما خودش چی
زندایی هم همینو میگفت
میگفت همه میگن قوی باش اما چجوری خب مگه میشه
زندایی میگفت من هیچی خودش آرزوهاش شوقی که داشت چقدر به آینده امیدوار بود چه برنامه هایی داشت چه رویاهایی داشت میخواست اول کل ایرانو بگرده بعد بره ایتالیا میخواست کل دنیا رو بگرده میخواست کتاب بنویسه میخواست فیلم بسازه میخواست میخواست خیلی چیزا میخواست زندایی می گفت من هیچی فقط خودش
خب من چی میگفتم مگه میتونستم بگم نه زندایی عب نداره رها قهرمان همه هست قوی باش
من گریه کردم گریه کردم گریه کردمو گریه کردم.
گفتم زندایی وقتی ناراحت میشم حرف های هیچکس نمیتونه آرومم کنه بجز خودش پیامها وویسها نوشته های کانال تلگرامش کتابهاش زندایی فقط همینا میتونه یکم آرومم کنه فقط اینکه حس کنم داره باهام حرف میزنه میتونه آرومم کنه
گفتم زندایی همیشه تو کانالش از امید حرف میزد هرررر چیزی که تجربه میکرد بدترین درد ها بدترین رنج ها همیشه تهش میگفت زندگی عاشقتم
لیام مرده بود در ناراحت ترین حالت ممکن بود تهش میگفت زندگی ازت عصبانیم اما دوستت دارم
گفتم زندایی کاش رها اون قدرتش رو به ما هم میداد گفتم زندایی وقتی اینا رو میخونم از خودم خجالت میکشم که همچین قدرتی ندارم
زندایی میگفت داده شیوا توهم قوی هستی تو رهایی تو باید راه رها رو ادامه بدی و من گریه میکردم
من میخواستم به زندایی امید بدم اون به من امید میداد
پیام های شما رو براش خوندم و باهم گریه کردیم
آخرش نوشته های خود رها رو براش خوندم چندتا از نوشته های کانالش گفتم زندایی داره با ما حرف میزنه داره با تو حرف میزنه میگه مرا در خودت زنده نگه دار من میخواهم در تو ادامه داشته باشم و موقع خداحافظی باز تکرارش کردم.
رها من چیکار کنم؟ من برای زندایی چیکار کنم؟
من واقعا دیگه نمیدونم هیچی به ذهنم نمیرسه.
من رفتم به زندایی کمک کنم
اون داشت به من امید میداد وای خدایا
من میخواستم طوری حرف بزنم که زندایی یکم فقط یکم احساس کنه درک میکنم میفهمم امیدوارم حالش رو بدتر نکرده باشمممم خدایاااا
وقتی زندایی میگفت رها همیشه میگفت اینقدرررر شیوا رو دوست دارم و میدونم که اونم منو خیلی دوست داره خدایا همون لحظه میخواستم از روی زمین محو بشم دیگه نباشم.
واقعا برای تمام لحظه هایی که میتونستی تجربه کنی و با تمام وجود حس کنی میتونم بمیرم.کاش فایده ای داشت کاش میتونستم جونمو بدم تا تو دوباره حس کن.
به قول خودت وقتی برای لیام مینوشتی پر از ای کاشم.
عزیز دلم برایم کلمهای نمانده. جز اشکهایم هیچچیز دیگر برایت ندارم.
عزیزای دلم💙
امروز اگه تونستم میخوام برم پیش زنداییم(مامان رها)
هر وقت میبینمش میزنم زیر گریه اصلا نمیتونم باهاش حرف بزنم اصلا نمیدونم چی بگم.
اگه چیزی بنظرتون میرسه که ممکنه یکم آرومش کنه بهم بگید ممنونم💙
سخت ترین کار دنیا لاک زدن برای یک آدم وسواسی🚶🏻♀️
البته برای آدمای وسواسی همه چی سخته کلا زندگی سخته🚶🏻♀️
منم یک ماه پیش این فیلم رو دیدم
واقعا جالب بود
یهجورایی من دلم میخواست هنوز ادامه داشته باشه
بیشتر بدونم بیشتر بفهمم
و با دیدن این فیلم
واقعا شگفتانگیز بودن این کیهان بار دیگه بهم ثابت شد
https://t.me/Bllusiide/780
دقیقا اون قسمت موردعلاقمهههه😭😭😭
جوری که از عشق حرف میزنه و آخرش معلوم میشه حق با اون بودههه😭😭😭😭😭
