لحظه هایِ آبی
رفتن به کانال در Telegram
401
مشترکین
-124 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
+830 روز
آرشیو پست ها
دلم براش تنگ شده بود و دیدم امروز تولد لیامه، تعجبی نمیکنم اگر اینقدر نزدیک حسش میکنم؛ کاشکی میتونستم برت گردونم عزیزم؛ نه بخاطر اینکه من تو رو از دست ندم، تا تو تمام سالهای پیشِ روت رو از دست ندی، وای الان پوچ میشم از نبودنت دوباره.
Repost from مرز باریک
هیچوقت به اندازهی حالا تا به این حد نخواسته بودم دنیایی بعد از مرگ وجود داشته باشه. چون سخته. زیادی سخته. سخته که دیگه نباشی، به این زودی نباشی، با اون حال رفته باشی و دیگه نباشی. آخ عزیز من. فقط میخوام ببینی. ببینی تمام این عشق رو. حس کنی. و بدونی. اگر احساس تنهایی داشته باشی، اگر دورافتاده خودت رو حس کنی چهکار کنم من؟ دوستت دارم. دوستت دارم. دوستت دارم. و مهم نیست که فایدهای به حالت نداره. من دوستت دارم.
Repost from le vent nous portera
ای کاش میتونستم بهقدری دوستت داشته باشم تا برت گردونم. تا نه اینکه من تو رو از دست ندم، تا تو تمام سالهای پیشِ روت رو از دست ندی. دوستت دارم عزیزِ من، دوستت دارم عزیزِ قلبِ من، دوستت دارم لیام! و ای کاش قدرتِ دوستداشتنم به اندازهی کافی بود.
I'd drive to the end of the universe to bring you back.
بوی رها نکردن میدی. بوی امنیت. بوی همیشگی بودن. بوی عشقورزیدن. بوی مهربونی. بوی شجاعت. بوی تلاش. بوی اهمیت. بوی بزرگواری. بوی ایستادن. بوی قدرشناسی. بوی مهرورزی. بوی صبرداشتن. بوی حمایت و حمایت و حمایت.
تولدت مبارک لیام، لیامِ امنیتبخش.
وااای بیشتر از یکساله منتظریمم :)
خیلی شوق و ذوق داارمممم
و خب ۹۹ درصد این ذوق واسه اینه که با شیوا جونم قراره اینا رو ببینم اگر قرار بود تنها ببینم این همه ذوق نداشتممم😭💙✨
