⋆.𝘒𝘯𝘰𝘤𝘬𝘵𝘶𝘳𝘯 𝑨𝘭𝘭𝘦𝘺
رفتن به کانال در Telegram
این دخترهی احمق خیال میکنه که خوشبختی واقعیت داره. http://t.me/HidenChat_Bot?start=7466903621
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
342
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-37 روز
-330 روز
آرشیو پست ها
Repost from Star kissed
من از آن روز که در بند توام آزادم
پادشاهم که به دست تو اسیر افتادم
همه غمهای جهان هیچ اثر مینکند
در من از بس که به دیدار عزیزت شادم
خرم آن روز که جان میرود اندر طلبت
تا بیایند عزیزان به مبارک بادم
من که در هیچ مقامی نزدم خیمهٔ انس
پیش تو رخت بیَفکندم و دل بنهادم
دانی از دولت وصلت چه طلب دارم؟ هیچ
یاد تو مصلحت خویش ببرد از یادم
به وفای تو کز آن روز که دلبند منی
دل نبستم به وفای کس و در نگشادم
تا خیال قد و بالای تو در فکر من است
گر خلایق همه سروند چو سرو آزادم
به سخن راست نیاید که چه شیرینسخنی
وین عجبتر که تو شیرینی و من فرهادم
دستگاهی نه که در پای تو ریزم چون خاک
حاصل آن است که چون طبل تهی پُربادم
مینماید که جفای فلک از دامن من
دست کوته نکند تا نکند بنیادم
ظاهر آن است که با سابقهٔ حکم ازل
جهد سودی نکند تن به قضا در دادم
ور تحمل نکنم جور زمان را چه کنم؟
داوری نیست که از وی بستاند دادم
دلم از صحبت شیراز به کلی بگرفت
وقت آن است که پرسی خبر از بغدادم
هیچ شک نیست که فریاد من آن جا برسد
عجب ار صاحب دیوان نرسد فریادم
سعدیا حب وطن گر چه حدیثیست صحیح
نتوان مُرد به سختی که من این جا زادم
از پنجره به پیادهروی مملو از جمعیت نگاه کرد. گفت میبینی؟ لباسهایی هستند که راه میروند دروغ میگویند عاشق میشوند و میمیرند؛ کمتر لباسی آن بیرون است که درونش انسان وجود داشته باشد؛ به راستی که این دنیا یک رختکن بزرگ است...
And at once, I knew I was not magnificent...Jagged vacance, thick with ice.But I could see for miles, miles, milesָ࣪ ˖ ⋆ ⸙
Repost from le vent nous portera
اکثر اوقات تنها چیزی که نیاز دارم یک انسانه! یک انسان که دیگه وجود نداره. که روزی بوده، زندگی کرده و حالا دیگه نیست. که یادم بندازه هستم و زندگی میکنم و خواهم رفت. که همینقدر راحته. که همینه.
اما چیزی که من دلم میخواست، تاب خوردن از یک درخت سبز بود که برگهایش خشخش کنند، باد غرب بوزد و ابرهای سفیدِ سفید به سرعت از بالای سر ما رد بشوند. تازه، نه فقط چکاوکها، بلکه باسترکها و توکاهای سیاه و سهرههای سینهسرخ و فاختهها هم از چهار طرف نغمهسرایی کنند. بوتهزار از دوردست پیدا باشد، با فرورفتگیهای سایهدار و خنک، اما نزدیک ما موجهای بلند علفزار که در نسیم تاب بخورند، همینطور جنگل و صدای آب، و کل دنیا بیدار و سرشار از شادی.⋆°‧🌿⊹𖦹°‧⭐️
