fa
Feedback
NEW GENERATION | نسل جدید

NEW GENERATION | نسل جدید

رفتن به کانال در Telegram

The Future Starts Now| آینده از اکنون شروع می‌شود

نمایش بیشتر
2 148
مشترکین
-124 ساعت
+87 روز
+3630 روز
آرشیو پست ها
موضوع: پیرامون "عاملیّت" زمان: یک‌شنبه، ساعت ۱۹:۳۰ بپیوندید. https://www.clubhouse.com/i/پیرامون-عاملیت/vvelseHK

پاراگراف (۱۶) 💥 توصیف گوردون وود از مستعمره‌های آمریکایی پیش از انقلاب را در نظر بگیرید؛ زمانی که «عوام» را آن‌گونه می‌دانستند که جایگاهشان را به مثابه زیردست اشراف‌زادگان به رسمیت بشناسند و بپذیرند؛ به این ترتیب، «مردم طبقات پایین» نگاه رو به پایین را در خود پرورش دادند، جایگاهشان را می‌شناختند و به میل خود در حالی که نجیب‌زادگان سواره بودند، پیاده راه می‌پیمودند. با این حال، به ندرت هر‌گونه اشتیاق شدید به تغییر جایگاهشان یا بالادستی‌هایشان را ابراز می‌کردند. به بیان وود، تا زمانی که درک نکنیم، بسیاری از عوام تا چه حد زیردست بودنشان را کماکان می‌پذیرفتند، درک تمایز آن دنیای پیشامدرن غیرممکن است. وود استدلال می‌کند که جمهوری‌خواهی قوت گرفت، هنجارهای اجتماعی تغییر کرد و مردم دیگر زیردست بودنشان را نپذیرفتند. توصیف او یک آبشار هنجاری است، اما نه در نتیجه آشکارسازی ترجیحاتی که از قبل وجود داشته است؛ چیز متفاوتی رخ داده است؛ «آدم‌ها تغییر کردند». جان آدامز با حیرت و شگفتی می‌نویسد: «پرستش پادشاهان و بندگی در برابر فخرفروشی و مباهات اشراف هرگز در چنین زمان کوتاهی آن‌قدر کامل از اذهان این تعداد افراد ریشه‌کن نشده بود». دیوید رمزی، یکی از مورخان کشور (که بریتانیایی‌ها نامش را در جریان انقلاب آمریکا ثبت کرده‌اند)، شگفت‌زده شده بود که آمریکایی‌ها از «رعیت به شهروند» تبدیل شدند و این تفاوتی «عظیم» بود، چرا که شهروندان مالک پادشاهی‌اند. رعایا ارباب را والا می‌دانند، اما شهروندان به یک میزان برابرند؛ یعنی هیچ‌یک در مقایسه با دیگری حق وراثتیِ برتری ندارد. توماس پین آن را چنین بیان می‌کند: «سبک و شیوه تفکر ما دستخوش انقلابی بسیار خارق‌العاده‌تر از انقلاب سیاسی کشور شده است. ما در مقایسه با گذشته متفاوت می‌بینیم، می‌شنویم و می‌اندیشیم». آدامز، رمزی و پین از ترجیحات، عقاید و ارزش‌های جدید صحبت می‌کنند. 📚 تغییر چگونه اتفاق می‌افتد؟ ساز و کار موفقیت جنبش‌های اجتماعی از طریق شکستن هنجارهاکَس آر سانستاین @ngiran @imansoleymaniamiri

یک پاراگراف(۱۶) 💥 توصیف گوردون وود از مستعمره‌های امریکایی پیش از انقلاب را در نظر بگیرید؛ زمانی که "عوام" را "بر آن داشته بودند کهجایگاهشان را به مثابه زیر دست اشرافزادگان به رسمیت بشناسند و بپذیرند"؛ به این ترتیب، "مردم طبقات پایین نگاه رو بهپایین را در خود پرورش دادند"، "جایگاهشان را می شناختند و به میل خود در حالی که نجیب زادگان سواره بودند پیاده راه می پیمودند. با این حال، به ندرتهر‌گونه اشتیاق شدید به تغییر جایگاهشان یا بالادستی‌هایشان را ابراز می کردند". به بیان وود، "تا زمانی که درک نکنیم، بسیاری از عوام تا چه حد زیر دست بودنشان را کماکان می‌پذیرفتند، درک تمایز آن دنیای پیشامدرن" غیر ممکن است. وود استدلال می‌کند که جمهوری خواهی قوت گرفت، هنجارهای اجتماعی تغییر کرد و مردم دیگر زیر‌دست‌بودنشان را نپذیرفتند. توصیف او یک آبشار هنجاری است اما نه در نتیجه آشکارسازی ترجیحاتی که از قبل وجود داشته است؛ چیز متفاوتی رخ داده است؛ "آدم ها تغییر کردند". جان آدامز با حیرت و شگفتی می‌نویسد: "پرستش پادشاهان و بندگی در برابر فخر و مباهات اشراف هرگز در چنین زمان کوتاهی آن‌قدر کامل از اذهان این تعداد افراد ریشه‌کن نشده بود". دیوید رمزی یکی از مورخان کشور( که بریتانیایی‌ها نامش را در جریان انقلاب امریکا ثبت کرده‌اند)، شگفت زده شده بود که امریکایی‌ها از "رعیت بهشهروند" تبدیل شدند و این تفاوتی "عظیم" بود، چرا که شهروندان " مالک پادشاهی‌اند.رعایا یک ارباب را والا می‌دانند اماشهروندان به یک میزان برابرند؛ یعنی هیچ‌یک در مقایسه با دیگری حقوق وراثتیِبرتری ندارد". توماس پین آن را چنین بیان می‌کند: "سبک و شیوه تفکر ما دستخوش انقلابی بسیار خارق‌العاده‌تر از انقلاب سیاسی کشور شده است. ما درمقایسه با گذشته متفاوت می‌بینیم،می‌شنویم و می‌اندیشیم". آدامز، رمزی و پین از ترجیحات، عقاید و ارزش‌هایی جدید صحبت می‌کنند. 📚 تغییر چگونه اتفاق می‌افتد؟ ساز و کارموفقیت جنبش‌های اجتماعی از طریقشکستن هنجارها کَس آر سانستاین @ngiran @imansoleymaniamiri

یک پاراگراف(۱۶) 💥 توصیف گوردون وود از مستعمره‌های امریکایی پیش از انقلاب را در نظر بگیرید؛ زمانی که "عوام" را "بر آن داشته بودند کهجایگاهشان را به مثابه زیر دست اشرافزادگان به رسمیت بشناسند و بپذیرند"؛ به این ترتیب، "مردم طبقات پایین نگاه رو بهپایین را در خود پرورش دادند"، "جایگاهشان را می شناختند و به میل خود در حالی که نجیب زادگان سواره بودند پیاده راه می پیمودند. با این حال، به ندرتهر‌گونه اشتیاق شدید به تغییر جایگاهشان یا بالادستی‌هایشان را ابراز می کردند". به بیان وود، "تا زمانی که درک نکنیم، بسیاری از عوام تا چه حد زیر دست بودنشان را کماکان می‌پذیرفتند، درک تمایز آن دنیای پیشامدرن" غیر ممکن است. وود استدلال می‌کند که جمهوری خواهی قوت گرفت، هنجارهای اجتماعی تغییر کرد و مردم دیگر زیر‌دست‌بودنشان را نپذیرفتند. توصیف او یک آبشار هنجاری است اما نه در نتیجه آشکارسازی ترجیحاتی که از قبل وجود داشته است؛ چیز متفاوتی رخ داده است؛ "آدم ها تغییر کردند". جان آدامز با حیرت و شگفتی می‌نویسد: "پرستش پادشاهان و بندگی در برابر فخر و مباهات اشراف هرگز در چنین زمان کوتاهی آن‌قدر کامل از اذهان این تعداد افراد ریشه‌کن نشده بود". دیوید رمزی یکی از مورخان کشور( که بریتانیایی‌ها نامش را در جریان انقلاب امریکا ثبت کرده‌اند)، شگفت زده شده بود که امریکایی‌ها از "رعیت بهشهروند" تبدیل شدند و این تفاوتی "عظیم" بود، چرا که شهروندان " مالک پادشاهی‌اند.رعایا یک ارباب را والا می‌دانند اماشهروندان به یک میزان برابرند؛ یعنی هیچ‌یک در مقایسه با دیگری حقوق وراثتیِبرتری ندارد". توماس پین آن را چنین بیان می‌کند: "سبک و شیوه تفکر ما دستخوش انقلابی بسیار خارق‌العاده‌تر از انقلاب سیاسی کشور شده است. ما درمقایسه با گذشته متفاوت می‌بینیم،می‌شنویم و می‌اندیشیم". آدامز، رمزی و پین از ترجیحات، عقاید و ارزش‌هایی جدید صحبت می‌کنند. 📚 تغییر چگونه اتفاق می‌افتد؟ ساز و کارموفقیت جنبش‌های اجتماعی از طریقشکستن هنجارها کَس آر سانستاین @ngiran @imansoleymaniamiri

💥 یکی از مهم‌ترین آموزه‌های عصر روشنگری این بود که به جای نصیحتِ حاکمان و طبقاتِ برخوردار از تبعیض، باید به آگاهی‌بخشیِ مردمی پرداخت که قربانی ظلم، غارت و نابرابری‌اند. 💥 آگاهی‌بخشی از این جهت که آنان دریابند چگونه برخی باورهای کاذب و ساختارهای مسلط، برای تسهیل استثمارشان طراحی، تثبیت و حتی مقدس جلوه داده شده‌اند. 💥امروز نیز وظیفه اندیشمندان و روشنفکران، بیش از آنکه نصیحتِ اصحاب رسانه باشد، آن‌هم در مواردی که منافعشان در فریب و تحمیق افکار عمومی گره خورده، ارتقای آگاهی عمومی است. 💥جامعه‌ای آگاه، کمتر در دام عناوین پرطمطراق رسانه‌ای گرفتار می‌شود و کمتر توهمات، تخیلات و مغالطات افراد را به جای تحلیل، نظریه یا تبیین علمی می‌پذیرد. ✍ ایمان سلیمانی امیری @ngiran

📚 تحلیل سیاسی مدرن رابرت دال و بروس استاین بریکنر @ngiran

موضوع: بایسته‌های تحلیل سیاسی (جلسه اول) 🎤 ایمان سلیمانی امیری @ngiran @imansoleymaniamiri

موضوع: الزامات "نسل جدید"؛ ضرورت شناخت و تغییر ذهنیت و فرهنگ 🎤 ایمان سلیمانی امیری @ngiran @imansoleymaniamiri

تا دقایقی دیگر در خدمتتان خواهم بود. لطفا از دوستان و علاقمندان دعوت نمایید تا در این جلسه در کنار ما باشند. @ngiran

موضوع: ویژگی‌های "شخصیت مدرن" و ابزار سازنده‌اش 🎤 ایمان سلیمانی امیری @ngiran @imansoleymaniamiri

در برنامه‌ام با عنوان "منطق شکست"، با بهره‌گیری از اندیشه‌های "نیکلاس لومان" نشان داده‌ام که چگونه ذهنیت، رفتار و ساختارهای سنتی در مواجهه با جامعه‌ای مدرن و پیچیده دچار بحران می‌شوند و دیگر توانایی اداره کارآمد آن را ندارند. این‌که گفتمان‌های سنتیِ شاهی و ولایی در گله‌وار کردن پیروان خود موفق بوده‌اند و تا حدی رضایت آنان را نیز تأمین می‌کنند، به‌هیچ‌وجه به این معنا نیست که از عهده اداره جامعه‌ای متنوع، متکثر و پیچیده برمی‌آیند. شکست پروژه‌هایی مانند "تمدن بزرگ" در دوران حکومت پهلوی، همچنین ناکامی سیاست‌هایی چون "صدور انقلاب"، "سند چشم‌انداز" و دیگر ادعاهای کلان، همگی مؤید همین واقعیت‌اند. ایرانِ آینده با تکیه بر چنین گفتمان‌هایی نیز راهی به سوی سعادت نخواهد یافت. اگر قرار است چرخه شکست تکرار نشود، باید برای همیشه از این الگوهای سنتی، فرسوده و ناکارآمد عبور کرد؛ الگوهایی که همچون دندان‌های فاسد، جز چرک و درد، ثمری ندارند و باید به دور انداخته شوند. ✍ ایمان سلیمانی امیری @ngiran @imansoleymaniamiri

عنوان: منطق شکست؛ از تمدن بزرگ شاه تا دولت اسلامی شیخ 🎤 ایمان سلیمانی امیری @ngiran @imansoleymaniamiri

زمان اجرای برنامه به وقت ایران است.