آنـدراسـته
رفتن به کانال در Telegram
در غوغـای جهـان، تنها یقیـنم ایـن است که چـیزی در ژرفای جـانم، هنوز در پی گـمشدهای بینشـان میتپـد. اگر خواستی واژههایت را به من بسپاری: @A1S1P3bot
نمایش بیشترإيران128 824دسته بندی مشخص نشده است
434
مشترکین
-324 ساعت
-307 روز
-4130 روز
آرشیو پست ها
433
Repost from N/a
میگویند زندگی در گذشته زیبا بود،
اما زیبایی یک قاب، همیشه به معنای زیبایی زندگی درون آن نیست.
نظر شما چیست؟ بخوانید.
433
یه چنل دیگه بزنم همین آندراسته باشه و لینکش رو اینجا بذارم و کسایی بیان که واقعاً محتوا رو دوست دارن؟ چون این تفاوت قابل توجه بین سینها و ممبرها به طرز وحشتناکی رو مخمه
433
Repost from N/a
این پیام رو فور کنید چنلتون، تا بهتون بگم وایب کدوم آهنگ کلاسیک و معروف ویولن رو میدید، و بگم کانالتون وایب کدوم دوران تاریخی تو کدوم کشور رو میده. حتما جوین باشید.
کانالتون پابلیک باشه(تو پرایوتها فقط اونایی که جوینم رو میتونم فور کنم)
Limit: خط میزنم
433
Repost from N/a
+2
وقتی به او رسیدم، روی زانوهایم افتادم و منتظر شدم تا با شمشیرش کارم را تمام کند؛ اما قبل از اینکه حتی بتوانم نگاهش کنم با حرکتی سریع شمشیرش را در دستم قرار داد، گویی داشت تقاضای مرگ میکرد.
انگشتانش روی دستهی شمشیری که اکنون در دست من است میلرزند و به سمت دسته آن حرکت میکنند. حالا بهجای اینکه من هدف نوک شمشیر باشم قلب خودش آن هدف است.
- حق با تو بود من نمیتونم آدم بکشم. من همیشه ترسو بودم و هستم، مثل همیشه. ولی به خودم و به مادرم...به قبلیهای که منتظرم هستن... به همشون قول دادم یا انتقامم رو بگیرم و یا مجازاتم مرگ باشه. اما من حتی نمیتونم برگردم و بگم چقدر بزدل بودم که نتونستم کارت رو تموم کنم. پس اینجا مردن مجازات منه.
جملهاش مرا میخکوب میکند انگار که خنجری در قلبم فرو رفته باشد. من چقدر رقتانگیز بودهام که او را دشمن خود دیدهام و او هنوز حاضر به کشتن من نیست. دشمن اصلی خودم و افکارم بودند، پس باید پایان یابند. حالا که او نمیتواند کسی را بکشد خودم با تیغهی شمشیر در دستم افکارم را پایان خواهم داد و دنیا را برایش زیباتر خواهم کرد.
#دست_نوشته_های_بی_انتها
