fa
Feedback
𝐓𝖾𝖾𝗑𝗂𝐎

𝐓𝖾𝖾𝗑𝗂𝐎

رفتن به کانال در Telegram

"یه وَقتی ستونای قَلبَم رو چِشای سیاهِت بَنا شده بود." صندوقِ دریافتیِ نظراتِ‌شما: @teexiobot

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
219
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
اطلاعاتی وجود ندارد30 روز
آرشیو پست ها
𓍢ִ໋ 𝖶𝗁𝗒 𝖽𝗈 𝗒𝗈𝗎 𝗅𝗈𝗈𝗄 𝖺𝗍 𝗆𝖾 𝗅𝗂𝗄𝖾 𝗍𝗁𝖺𝗍? 𝗂𝗍 𝖿𝖾𝖾𝗅𝗌 𝗅𝗂𝗄𝖾 𝖨’𝗆 𝗅𝗈𝗌𝗂𝗇𝗀 𝗒𝗈𝗎 ˓ 𓂃 𝐒𝐄𝐀�
𓍢ִ໋ 𝖶𝗁𝗒 𝖽𝗈 𝗒𝗈𝗎 𝗅𝗈𝗈𝗄 𝖺𝗍 𝗆𝖾 𝗅𝗂𝗄𝖾 𝗍𝗁𝖺𝗍?   𝗂𝗍 𝖿𝖾𝖾𝗅𝗌 𝗅𝗂𝗄𝖾 𝖨’𝗆 𝗅𝗈𝗌𝗂𝗇𝗀 𝗒𝗈𝗎 ˓ 𓂃
𝐒𝐄𝐀𝐒𝐎𝐍 1 𓂃  𝐏𝖺𝗋𝗍 𝟏𝟗 - 𝟐𝟎

sticker.webp0.00 KB

Overflow.

Overflow.

𓍢ִ໋ 𝖶𝗁𝗒 𝖽𝗈 𝗒𝗈𝗎 𝗅𝗈𝗈𝗄 𝖺𝗍 𝗆𝖾 𝗅𝗂𝗄𝖾 𝗍𝗁𝖺𝗍? 𝗂𝗍 𝖿𝖾𝖾𝗅𝗌 𝗅𝗂𝗄𝖾 𝖨’𝗆 𝗅𝗈𝗌𝗂𝗇𝗀 𝗒𝗈𝗎 ˓ 𓂃 𝐒𝐄𝐀�
𓍢ִ໋ 𝖶𝗁𝗒 𝖽𝗈 𝗒𝗈𝗎 𝗅𝗈𝗈𝗄 𝖺𝗍 𝗆𝖾 𝗅𝗂𝗄𝖾 𝗍𝗁𝖺𝗍?   𝗂𝗍 𝖿𝖾𝖾𝗅𝗌 𝗅𝗂𝗄𝖾 𝖨’𝗆 𝗅𝗈𝗌𝗂𝗇𝗀 𝗒𝗈𝗎 ˓ 𓂃
𝐒𝐄𝐀𝐒𝐎𝐍 1 𓂃  𝐏𝖺𝗋𝗍 𝟏𝟕 - 𝟏‌𝟖

sticker.webp0.00 KB

Overflow.

عشق، گاهی یک اندوهِ شیشه‌ای است. از آن اندوه‌هایی که با هر تپش قلب، گوشه‌ی سینه‌ات را می‌خراشد و یادت می‌اندازد که در برابرِ
عشق، گاهی یک اندوهِ شیشه‌ای است.
از آن اندوه‌هایی که با هر تپش قلب، گوشه‌ی سینه‌ات را می‌خراشد و یادت می‌اندازد که در برابرِ یک نفر، چقدر بی‌دفاعی. دوست داشتنِ تو، شبیهِ ایستادن بر لبه‌ی یک پرتگاهِ مه‌آلود است؛ هراس‌انگیز، اما به‌شدت مسحورکننده. وقتی نگاهم به آن دو گویِ تاریک و عمیقِ چشمانت می‌افتد، دیگر دست‌وپا زدن بی‌فایده است. اقیانوسی در نگاهت پنهان است که مرا به اعماق می‌کشد و من در نقطه‌ی تلاقیِ مردمک‌هایت غرق می‌شوم، بی‌آنکه هرگز تقاضای نجاتی داشته باشم.اما کنارت که می‌ایستم، ترسی عجیب به جانم می‌افتد. دست‌هایم یخ می‌زنند، نفس‌هایم به شماره می‌افتند و کلافه می‌شوم. این عصبانیت و آشفتگیِ پنهانِ من از سرِ خشم نیست؛ از سرِ وحشت است. وحشتِ اینکه تو آن‌قدر ظریف، آن‌قدر دست‌نیافتنی و آن‌قدر بی‌نقصی که می‌ترسم حتی با یک لمسِ اشتباه، با یک نوازشِ لرزان و ناشیانه، تَرَک برداری و میانِ انگشتانِ من بشکنی.من در برابرِ تو، محتاط‌ترین ویرانه‌ی جهانم.
- اورفلو، چهارمین‌ روز از ماهِ فوریه.

𓍢ִ໋ 𝖶𝗁𝗒 𝖽𝗈 𝗒𝗈𝗎 𝗅𝗈𝗈𝗄 𝖺𝗍 𝗆𝖾 𝗅𝗂𝗄𝖾 𝗍𝗁𝖺𝗍? 𝗂𝗍 𝖿𝖾𝖾𝗅𝗌 𝗅𝗂𝗄𝖾 𝖨’𝗆 𝗅𝗈𝗌𝗂𝗇𝗀 𝗒𝗈𝗎 ˓ 𓂃 𝐒𝐄𝐀�
𓍢ִ໋ 𝖶𝗁𝗒 𝖽𝗈 𝗒𝗈𝗎 𝗅𝗈𝗈𝗄 𝖺𝗍 𝗆𝖾 𝗅𝗂𝗄𝖾 𝗍𝗁𝖺𝗍?   𝗂𝗍 𝖿𝖾𝖾𝗅𝗌 𝗅𝗂𝗄𝖾 𝖨’𝗆 𝗅𝗈𝗌𝗂𝗇𝗀 𝗒𝗈𝗎 ˓ 𓂃
𝐒𝐄𝐀𝐒𝐎𝐍 1 𓂃  𝐏𝖺𝗋𝗍 𝟏𝟓 - 𝟏𝟔

sticker.webp0.00 KB

و تو سالروز تولد کسی که عاشقانه خود را برای تو تکه‌تکه کرد، به یاد نیاوردی. و من روزها را برایت شمردم. و من برایت نوشتم. هر روز برایت نوشتم. آن‌قدر نوشتم تا میان کلماتم گُم شوی؛ گویی هرچه بیشتر می‌نوشتم، چشمانت میان کلماتم پدیدار می‌شد. مرا ببخش، از یاد بُردم؛ با کلماتی که سردتر از دستان بی‌جانم و مجبورتر از سکوتم بود، گفتی که این سالروز برای تو روز مبارکی است. مرا ببخش، از یاد بُردم که تا سالروز بعدی، به‌خاطر سرمای کلمات تو، قلبم داغ بود.

𓍢ִ໋ 𝖶𝗁𝗒 𝖽𝗈 𝗒𝗈𝗎 𝗅𝗈𝗈𝗄 𝖺𝗍 𝗆𝖾 𝗅𝗂𝗄𝖾 𝗍𝗁𝖺𝗍? 𝗂𝗍 𝖿𝖾𝖾𝗅𝗌 𝗅𝗂𝗄𝖾 𝖨’𝗆 𝗅𝗈𝗌𝗂𝗇𝗀 𝗒𝗈𝗎 ˓ 𓂃 𝐒𝐄𝐀�
𓍢ִ໋ 𝖶𝗁𝗒 𝖽𝗈 𝗒𝗈𝗎 𝗅𝗈𝗈𝗄 𝖺𝗍 𝗆𝖾 𝗅𝗂𝗄𝖾 𝗍𝗁𝖺𝗍?   𝗂𝗍 𝖿𝖾𝖾𝗅𝗌 𝗅𝗂𝗄𝖾 𝖨’𝗆 𝗅𝗈𝗌𝗂𝗇𝗀 𝗒𝗈𝗎 ˓ 𓂃
𝐒𝐄𝐀𝐒𝐎𝐍 1 𓂃  𝐏𝖺𝗋𝗍 𝟏𝟑 - 𝟏𝟒

sticker.webp0.00 KB

Happy 200 ،🪷 ,,

𓍢ִ໋ 𝖶𝗁𝗒 𝖽𝗈 𝗒𝗈𝗎 𝗅𝗈𝗈𝗄 𝖺𝗍 𝗆𝖾 𝗅𝗂𝗄𝖾 𝗍𝗁𝖺𝗍? 𝗂𝗍 𝖿𝖾𝖾𝗅𝗌 𝗅𝗂𝗄𝖾 𝖨’𝗆 𝗅𝗈𝗌𝗂𝗇𝗀 𝗒𝗈𝗎 ˓ 𓂃 𝐒𝐄𝐀�
𓍢ִ໋ 𝖶𝗁𝗒 𝖽𝗈 𝗒𝗈𝗎 𝗅𝗈𝗈𝗄 𝖺𝗍 𝗆𝖾 𝗅𝗂𝗄𝖾 𝗍𝗁𝖺𝗍?   𝗂𝗍 𝖿𝖾𝖾𝗅𝗌 𝗅𝗂𝗄𝖾 𝖨’𝗆 𝗅𝗈𝗌𝗂𝗇𝗀 𝗒𝗈𝗎 ˓ 𓂃
𝐒𝐄𝐀𝐒𝐎𝐍 1 𓂃  𝐏𝖺𝗋𝗍 𝟏𝟏 - 𝟏𝟐

sticker.webp0.00 KB

𓍢ִ໋ 𝖶𝗁𝗒 𝖽𝗈 𝗒𝗈𝗎 𝗅𝗈𝗈𝗄 𝖺𝗍 𝗆𝖾 𝗅𝗂𝗄𝖾 𝗍𝗁𝖺𝗍? 𝗂𝗍 𝖿𝖾𝖾𝗅𝗌 𝗅𝗂𝗄𝖾 𝖨’𝗆 𝗅𝗈𝗌𝗂𝗇𝗀 𝗒𝗈𝗎 ˓ 𓂃 𝐒𝐄𝐀�
𓍢ִ໋ 𝖶𝗁𝗒 𝖽𝗈 𝗒𝗈𝗎 𝗅𝗈𝗈𝗄 𝖺𝗍 𝗆𝖾 𝗅𝗂𝗄𝖾 𝗍𝗁𝖺𝗍?   𝗂𝗍 𝖿𝖾𝖾𝗅𝗌 𝗅𝗂𝗄𝖾 𝖨’𝗆 𝗅𝗈𝗌𝗂𝗇𝗀 𝗒𝗈𝗎 ˓ 𓂃
𝐒𝐄𝐀𝐒𝐎𝐍 1 𓂃  𝐏𝖺𝗋𝗍 𝟗 - 𝟏𝟎

sticker.webp0.00 KB

𓍢ִ໋ 𝖶𝗁𝗒 𝖽𝗈 𝗒𝗈𝗎 𝗅𝗈𝗈𝗄 𝖺𝗍 𝗆𝖾 𝗅𝗂𝗄𝖾 𝗍𝗁𝖺𝗍? 𝗂𝗍 𝖿𝖾𝖾𝗅𝗌 𝗅𝗂𝗄𝖾 𝖨’𝗆 𝗅𝗈𝗌𝗂𝗇𝗀 𝗒𝗈𝗎 ˓ 𓂃 𝐒𝐄𝐀�
𓍢ִ໋ 𝖶𝗁𝗒 𝖽𝗈 𝗒𝗈𝗎 𝗅𝗈𝗈𝗄 𝖺𝗍 𝗆𝖾 𝗅𝗂𝗄𝖾 𝗍𝗁𝖺𝗍?   𝗂𝗍 𝖿𝖾𝖾𝗅𝗌 𝗅𝗂𝗄𝖾 𝖨’𝗆 𝗅𝗈𝗌𝗂𝗇𝗀 𝗒𝗈𝗎 ˓ 𓂃
𝐒𝐄𝐀𝐒𝐎𝐍 1 𓂃  𝐏𝖺𝗋𝗍 𝟕 - ‌𝟖

sticker.webp0.00 KB