fa
Feedback

فریب کلاهبرداران را نخورید! تل‌متریو این کانال‌ها را شناسایی و برچسب‌گذاری می‌کند 👉 برای مشاهده برچسب، اشتراک تهیه کنید

مـلـجـأ؛

مـلـجـأ؛

رفتن به کانال در Telegram

من و این صبر ؟ بنازم جگر حوصله ام را...

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
510
مشترکین
-924 ساعت
-357 روز
+1930 روز
آرشیو پست ها
به خودم آمدم انگار تویی در من بود این کمـی بیشتر از دل به کسی بستن بود
علیرضا‌آذر

20:20

_
_

تسکین نیابد جان من، صد بار اگر بینم تورا.
"جغتای"

00:00

-

ای که به هنگام درد راحت جانی مرا وِی که به تلخی‌ِ فقر گنج روانی مرا
#مولانا |

چشمان تو زیباتر از آن است كه روزی چشم دگری خیره كند ديده‌ی ما را

02:02

هر چه ماه است فدای رخ مهتابی تو!

01:01

- من خودِ دردم و تو مرا درمانی.

My girl:🌚
My girl:🌚

نکند فکر کنی در دل من یاد تو نیست گوش کن ، نبض دلم زمزمه‌اش با تو یکیست

ری‌اکت ها باز شد . . . ✨

دِل از یادِ تو نیست یك دَم خالي.

صحرا و باغ و خانه ندانم کجا خوش است هر جا خیال روی تو باشد مرا خوش است./

_ به چی فکر می‌کنی؟

هرچه کردم نفهمد شده‌ام عاشق او، عاقبت شعر و غزل دست دلم را رو کرد.

‌ ترسم که اشک در غمِ ما پرده‌در شود وین رازِ سر به مُهر به عالَم سَمَر شود گویند سنگ لَعل شود در مقامِ صبر آری شود، ولیک به خونِ جگر شود خواهم شدن به میکده گریان و دادخواه کز دستِ غم خلاصِ من آنجا مگر شود از هر کرانه تیرِ دعا کرده‌ام روان باشد کز آن میانه یکی کارگر شود ای جان حدیثِ ما بَرِ دلدار بازگو لیکن چنان مگو که صبا را خبر شود از کیمیایِ مهرِ تو زر گشت رویِ من آری به یُمْنِ لطفِ شما خاک زر شود در تنگنایِ حیرتم از نخوتِ رقیب یا رب مباد آن که گدا معتبر شود بس نکته غیرِ حُسن بِباید که تا کسی مقبولِ طبعِ مردمِ صاحب‌نظر شود این سرکشی که کنگرهٔ کاخِ وصل راست سرها بر آستانهٔ او خاکِ در شود حافظ چو نافهٔ سرِ زلفش به دستِ توست دَم درکش ار نه بادِ صبا را خبر شود حافظ > غزلیات > غزل شمارهٔ ۲۲۶