fa
Feedback
دلباختهِ خانوم .

دلباختهِ خانوم .

رفتن به کانال در Telegram

[ اینجا، تکه‌ای از دنیایِ کوچک من است.. - وکُلُ‌ خَیرٍ في‌ بابُ‌ الْحُسین‌'ع🤍🇮🇶 • نویسنده نابلد از جنس دهه⁸⁰ .. - نقدی نظری باشه؟! @httKhanomh_128bot و‌تمام‌ماجرا‌همین‌اَست،‌من‌جزخداهیچ‌ندارم🪴 𓏲࣪ ۫

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
460
مشترکین
-224 ساعت
+177 روز
+14430 روز
آرشیو پست ها
نمی‌دانم حالِ این روزهایم را چطور توصیف کنم… انگار در خوابی عمیق و بی‌انتها فرو رفته‌ام؛ خوابی سنگین، سرد و دردناک که قرار نیست پایانی داشته باشد. همه‌چیز دور سرم آهسته می‌گذرد، انگار زمان از همان ۹ اسفند ۱۴۰۴ ایستاد و بعد، فقط روی دور کند ادامه داد؛ آن‌قدر کند که هنوز باورم نشده چه بر سرِ قلبم آمده است. گاهی حس می‌کنم هنوز همان آدمِ قبل از اسفندم، همان کسی که نمی‌دانست قرار است دلتنگی، مثل زخمی آرام و عمیق، تمامِ وجودش را بگیرد. هنوز هم بخشی از من منتظر است که ناگهان از این خواب بیدار شود، چشم‌هایش را باز کند و بفهمد هیچ‌چیز واقعی نبوده… که نبودنت فقط کابوسی کوتاه بوده است. اما هر صبح که بیدار می‌شوم، واقعیت بی‌رحمانه‌تر از قبل مقابلم می‌ایستد؛ با همان سکوت، با همان جای خالی، با همان «ای کاش»‌هایی که تمام نمی‌شوند. ای کاش زودتر می‌شناختمت… ای کاش آدم‌ها این‌قدر ساده قضاوتت نمی‌کردند… و این «ای کاش»ها، مثل بارانی بی‌پایان، هر شب روی قلب خسته‌ام می‌بارند. دلتنگیِ تو شبیه هیچ غمی نیست؛ شبیه راه رفتن در شهری‌ست که همه‌چیزش آشناست اما تو در آن نیستی. شبیه خندیدن‌هایی‌ست که تهِ آن بغض خوابیده، شبیه نفس کشیدنی که انگار کامل نمی‌شود. من هنوز میانِ خاطراتت و آرزو ها زندگی می‌کنم، میانِ لحظه‌هایی که شاید برای دنیا گذشته باشداما برای من هنوز زنده‌اند؛ هنوز در همان صبحِ سردِ اسفند مانده‌ام، در همان لحظه‌ای که جهانم آرام‌آرام فرو ریخت و من فقط نگاه کردم. کاش می‌شد زمان را عقب کشید… اما حالا فقط مانده‌ام با قلبی رنج‌دیده، با دلتنگیِ بی‌انتها،و با خوابی دردناک که انگار قرار نیست هیچ‌وقت از آن بیدار شوم…

روشن ز ِنور او شده شبھای تار ِقم : )

نور دیده‌یِ حضرت‌سلطان'ع.
نور دیده‌یِ حضرت‌سلطان'ع.

اولین فاطمه هستی کِ حرم‌دار شدی🥹؛

[ این‌ 0:40 ثانیه ؛ قلبتودرمیاره ؛ خنجرمیکنه‌توش ؛ دوباره‌میزاره‌جاش ] .

از آدمایی که از جایگاه و موقعیتشون سوءاستفاده می‌کنن، تا ابد متنفرم… آدمایی که به‌جای اینکه پناهِ مردم باشن، باعث دل‌شکستگی و ناامیدی می‌شن. به‌جای اینکه عدالت داشته باشن، حقِ آدمارو زیر پا می‌ذارن فقط چون فکر می‌کنن قدرت دارن. ولی حقیقت اینه که هیچ مقامی همیشگی نیست؛ فقط انسانیت می‌مونه و دعای خیر یا آهِ دلِ مردم… و خدا همیشه جای حق نشسته؛ شاید دیر، ولی بالاخره عدالتش خودش رو نشون می‌ده.

- یاران‌همه‌ ِرفتن‌اَفسوس‌ڪه‌جا‌مانده ِمنم . .
- یاران‌همه‌ ِرفتن‌اَفسوس‌ڪه‌جا‌مانده ِمنم . .

" بهای اعتقادات سنگینه ..
- شهید محمد حسین عزیزی ؛

چشم‌هایش خیلی زیبا بودند، خیلی زیبا! مخصوصا همان زمانی که رفت، انگار ، چشم‌ها رفتن را فریاد می‌زنند، شوقی که در چشم‌هایش بود برای رفتن، شاید برای زندگی نبود. شاید اصلا، او همان مردِ روز هایِ خوشِ‌ما بود. و این‌بار ، تماشاچیِ خستگی‌هایمان.
ـ قهرمان من!

از نظر روحی احـــتیاج دارم ؛ ایــران رو به مـــقصد کربلاء ترک کنـم :) .

دنیا ارزش این همه اهمیت دادن را ندارد آدم اگر بتواند در این دنیا، برای خدا کاری کندارزش دارد.
| - شهید‌‌ابراهیم‌هادی ؛

-من‌مینویسم‌عشق‌تو‌بخوان‌سیدعلی . .
-من‌مینویسم‌عشق‌تو‌بخوان‌سیدعلی . .

عزیزانِ من تا حد امکان این را گوش نکنید ؛ چرا که احتمال گریستن بسیار است . بگذارید وقتی تنها گریه دوای درد شما بود ، آنگاه یک دستمال بردارید ؛ چراغ ها را کم کنید ؛ پاهایتان را محکم در آغوش بگیرید و بعد این را پلی کنید . و هزاران کاش که هیچ وقت دچارِ گوش دادنش نشوید ..

دنبال ِ شهادت نباشید که شهید نمی‌شید، یه کاری کنید شهادت دنبال شما باشه .
شهید، حاج قاسم ِ سلیمانی 🤍!

- وَ ثَبِّـتْ رَجَـاءَكَ فِـي صُدُورِنَـا ؛ خدایا اميدت را در سينه‌هايمان استوار كن .

- چه کند با غم ِ تو این‌ دل ِ آشفته من . .
- چه کند با غم ِ تو این‌ دل ِ آشفته من . .