fa
Feedback
دلباختهِ خانوم .

دلباختهِ خانوم .

رفتن به کانال در Telegram

[ اینجا، تکه‌ای از دنیایِ کوچک من است.. - وکُلُ‌ خَیرٍ في‌ بابُ‌ الْحُسین‌'ع🤍🇮🇶 • نویسنده نابلد از جنس دهه⁸⁰ .. - نقدی نظری باشه؟! http://t.me/HidenChat_Bot?start=8213111172 و‌تمام‌ماجرا‌همین‌اَست،‌من‌جزخداهیچ‌ندارم🪴 𓏲࣪ ۫

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
323
مشترکین
-124 ساعت
+117 روز
+2630 روز
آرشیو پست ها
صَبر‌کن‌دِل‌،به‌زیبا‌شدنَش‌می‌ارزد🌱؛
صَبر‌کن‌دِل‌،به‌زیبا‌شدنَش‌می‌ارزد🌱؛

مامان ، دوست دارم که ...... (:
مامان ، دوست دارم که ...... (:

ما را از رفتن جان مترسان! از جان عزیز تر داشتیم که رفت...
ما را از رفتن جان مترسان! از جان عزیز تر داشتیم که رفت...

- یه‌روزبࢪاۍزندگي ؛ می‌ࢪیم‌نجف‌همیشگي .

- کسی‌که‌خدا‌را‌دارد؛ازچـه‌بایـدبترسـد؟!

به چشمای حضرت عباس بسپار ؛ هیچ آرزویی توی اون نگاه گم نمیشه(؛

و قسم به غدیر، ك تنها حیدر"امیرالمومنین است /.

یادمه پارسال همین روز، راه افتاده بودیم سمت مرقد امام… از همون توی اتوبوس، ذوق داشتیم که امسال شاید قسمت بشه از نزدیک آقا رو ببینیم. اما اتوبوسمون دیر رسید… اون‌قدر دیر که دیگه نشد وارد مراسم بشیم. رفتیم گلزار شهدا… نشسته بودیم کنار مزار شهید حبیب نصیری قمصری. هوا یه حال عجیبی داشت؛ نه کسی دلش میومد حرف بزنه، نه کسی دلش میخواست اون لحظه تموم بشه. یکی از بچه‌ها که قبلاً دیدار آقا رفته بود، از حس و حال اون لحظه‌ها میگفت… از اون سکوت قشنگ قبل ورود، از اشکایی که بی‌اختیار میاد، از اون حس عجیبی که انگار دلت آروم میگیره وقتی نگاهت به آقا میفته… ماهایی که نرفته بودیم، فقط با حسرت گوش میدادیم… هی میگفتیم: «ای کاش ما هم یه بار قسمت‌مون بشه…» همون وسطا یکی از بچه‌ها خندید و گفت: «اشکالی نداره… سال بعد همین جمع میریم داخل، از نزدیک آقا رو میبینیم 🙂» و من از همون روز، روزا رو میشمردم… با ذوقِ اون لحظه‌ای که فکر میکردم بالاخره میرسه. فکر میکردم امسال، توی همون شلوغی و بغض و صلوات، یه گوشه می‌ایستم و از نزدیک نگاهت میکنم… اما نشد… و کی فکرشو میکرد که نرسیدن به دیدنت، بشه بزرگ‌ترین حسرتِ دلم… که یه روزی آرزو کنیم فقط یک بار دیگه صداتو بشنویم، فقط یک بار دیگه اون لبخند پدرانه رو ببینیم… بعضی حسرتا آدمو آروم نمیذارن… مخصوصاً حسرتِ کسی که آدم خیال میکرد همیشه هست… .

- ناگهان باز دلم یاد ِ تو افتاد شکست . .
- ناگهان باز دلم یاد ِ تو افتاد شکست . .

بمیرم برای دل این کوچولو 💔:) .

قضیه این کلیپ از این قرار بوده که شهید ساعت 3 عصر با خانواده تماس میگیرند بعد از اون تایم دخترشون به خواب میرند تقریبا 20 دقیقه بعد از خواب بیدار میشوند و این جملات را بازگو میکنند همسر شهید که هنوز از شهادت آقا مهدی خبر نداشتند فی البدائه از این صحنه فیلم میگیرند تا شب که آقا مهدی میاد خونه این فیلم را بهشون نشون بدهند اما ظاهرا دیگه برگشتی در کار نبود! چون ایشون لحظاتی بعد از تماس با جمعی از فرماندهان و همرزمان خودش به شه،ادت میرسند که خبر شهادت را فردای اون روز به ما میدن😭😭😭 و ما وقتی زمان بیدار شدن ریحانه زهرا از خواب و ذکر وداع را با ساعت شهادت تطبیق میدهیم به این نتیجه میرسیم که آقا مهدی همون لحظه‌ی پر کشیدن به خواب دخترش برای خداحافظی اومده بودن چون ایشون خیلی به دخترشون علاقه داشتند و فکر میکنم تنها تعلق خاطرشون در دنیا دختر 3ساله شون بوده😭😭 ❀ گلزار ❀ @golzargram

هیچکس برای تو موندگارتر از امام حسین نیست اینو خیلی باید تاوان بدی تا متوجه بشی...

از پسش بر میاما ... من همیشه تا تو رو دارم از پسش بر اومدم ولی نوکرت زیادی خسته س ابا عبدالله :) .

-¹²⁸

در دنیایی ك دل حسین را شکستند ،خیری نیست ..

دل کندن از دنیا لذت بخش تر از اعتماد به آن است ... مولا‌علی(عَلَیه‌ِالسَّلام)¹¹⁰" ❀ گلزار ❀ @golzargram

حس میکنم بخشی از وجودم برای همیشه تبدیل به غروب جمعه شده ... !