fa
Feedback

فریب کلاهبرداران را نخورید! تل‌متریو این کانال‌ها را شناسایی و برچسب‌گذاری می‌کند 👉 برای مشاهده برچسب، اشتراک تهیه کنید

دالون

دالون

رفتن به کانال در Telegram

در دالونَ بزنیت بییت ویری

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
250
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+67 روز
+1230 روز
آرشیو پست ها
Iran, a country with big culture and big nose

موج ضد ایرانی کی راه می‌ندازین؟

photo content

مترادف کلمه نوستالژی.

Khalouni N3ich Najwa Farouk.mp32.80 MB

تمام روابطم در اجتماع رو سر اسلام‌ ستیزی و جمهوری اسلامی ستیزی ریدم توش، و تماماً همه‌رو از خودم ناراحت کردم. گاهی احساس می‌کنم شاید دارم راه رو اشتباه می‌رم، گاهی احساس می‌کنم کیرم تو مادر این شهر و اين اجتماع.

Fr

Repost from N/a
شخصیت رضا؟ کباب دوست داره، مسلمون نیست، نشانه گیری دقیق با برد.

Im only a لر after all

Repost from N/a
مثلا همین رضا. دست به هر کاری زد. وی پی‌ ان کرد تو پاچه‌ی مردم، باریستا شد، فیلسوف شد، ادیتور شد، بنایی کار کرد، خونه ساخت، رفت حقوق خوند، سر زمین کار کرد، دراگ‌ دیلر شد، کارتل اسلحه شد اما همچنان رضا فقط یه لره.

Repost from N/a
امروز با آجر سرش رو بشکن و فردا باهاش صبحونه بخور.

Repost from N/a
به عنوان یه لر خیلی باید استتیک به خرج بدی و تلاش کنی که تازه یه لر صفت‌دار بشی. هیچوقت نمیتونی لر نباشی و لر سیم‌کشی ساده‌ای داره.

خلاصه خدا من قنتون. خیلی‌هاتون هنوز نمی‌تونید از کص‌چرخ زدن‌هاتون کنار کافه‌های ترند اینستا بگذرید و در ره عقاید به ظاهر رادیکال خود که در استوری دم از اون می‌زنید قدمی بردارین. هنوز به دنبال راه‌های آسون و بی‌دردسر می‌گردین. آمریکا بیاد نجاتمون بده، رضا پهلوی با گارد خیالی جاویدان بیاد، اصلاحات بشه ( سر جدتون کسی ازتون انتظار نداره دست به اسلحه بشین، دست‌کم دست به خایه اصلاحات نشین) و...

نکته مهم این است: رهبران نخواستند یا نتوانستند جنبش را به سمت براندازی ببرند، و حکومت هم توانست جنبش را سرکوب کند. پس این نمونه بیشتر نشان می‌دهد که چگونه فاصله میان خواسته‌های رهبران و خواسته‌های بدنه اجتماعی می‌تواند باعث شکست یک جنبش شود

موسوی، کروبی و خاتمی شخصیت‌هایی برخاسته از جمهوری اسلامی بودند و اعتراضشان در ابتدا حول انتخابات، قانون و اصلاح جمهوری اسلامی شکل گرفت. در حالی که بخشی از جوانانی که به خیابان آمدند، به‌تدریج از خواسته‌های انتخاباتی عبور کردند و اساسا ساختار سیاسی را زیر سؤال بردند. منابع پژوهشی همان زمان نیز به همین شکاف میان رهبران جنبش و بخشی از معترضان اشاره می‌کردند

برای مثال میشه از جنش سبز 88 گفت

حالا من با قاطعیت نمی‌گم که این آدم مزدوره یا مخفیانه با حکومت قرارداد بسته. این ادعا بدون سند ارزشی نداره ولیکن، نوع کنشگری و سوابق تاریخی این نوع کنشگری، این ادعای من رو تا حدودی صدقیت بهش می‌بخشه

تاریخ برای این مدل سیاست اسم داره co-optation " یعنی حکومت لازم نیست مخالفش رو نابود کنه. گاهی بهتره بخشی از مخالف‌ها رو وارد بازی خودش کنه، بهشون امکان حضور بده، اجازه بده انتقاد کنن و حتی بخشی از خشم جامعه رو نمایندگی کنن، اما چارچوبی که اصل قدرت رو تهدید می‌کنه دست‌نخورده بمونه. نمونه کلاسیکش مکزیک PRI بود. نزدیک هفت دهه یک حزب بر کشور مسلط بود، در حالی که اپوزیسیون، انتخابات و رقابت سیاسی هم وجود داشت. مشکل این نبود که مردم هیچ مخالفی نداشتن، مشکل این بود که مخالفان برای مدت طولانی نتونستن یک ائتلاف مؤثر و واحد علیه ساختار مسلط بسازن. در ادبیات علمی، این دقیقاً یکی از کارکردهای co-optation محسوب میشه. جذب بخشی از نخبگان مخالف، کاهش ظرفیت بسیج اجتماعی و افزایش احتمال بقای رژیم. سوریه بعثی حتی صریح‌تر بود. "جبهه ملی مترقی" چند حزب را کنار هم قرار داده بود، اما رهبری حزب بعث و چارچوب اصلی قدرت دست‌نخورده باقی می‌موند. یعنی تکثر وجود داشت، ولی تکثری که قرار نبود به تغییر مرکز قدرت منجر بشه

تاریخ هم برای این قضیه کم مثال نداره

چون اگر هدف تو عبور از جمهوری اسلامیه، هرکس که از حکومت ناراضیه الزاما هم‌هدف تو نیست و اگر این مرز رو نبینیم، ممکنه به جای اینکه حکومت رو با اختلافات خودش روبه‌رو کنیم، خودمون رو با اختلافات خودمون روبه‌رو کنیم حکومت‌های ناکارآمد گاهی با زور زنده می‌مونن. اما حکومت‌های باهوش‌تر، با امید مردم به اصلاح هم می‌تونن بیشتر دوام بیارن