دالون
رفتن به کانال در Telegram
در دالونَ بزنیت بییت ویری
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
250
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+67 روز
+1230 روز
آرشیو پست ها
250
تمام روابطم در اجتماع رو سر اسلام ستیزی و جمهوری اسلامی ستیزی ریدم توش، و تماماً همهرو از خودم ناراحت کردم. گاهی احساس میکنم شاید دارم راه رو اشتباه میرم، گاهی احساس میکنم کیرم تو مادر این شهر و اين اجتماع.
250
Repost from N/a
مثلا همین رضا. دست به هر کاری زد. وی پی ان کرد تو پاچهی مردم، باریستا شد، فیلسوف شد، ادیتور شد، بنایی کار کرد، خونه ساخت، رفت حقوق خوند، سر زمین کار کرد، دراگ دیلر شد، کارتل اسلحه شد اما همچنان رضا فقط یه لره.
250
Repost from N/a
به عنوان یه لر خیلی باید استتیک به خرج بدی و تلاش کنی که تازه یه لر صفتدار بشی. هیچوقت نمیتونی لر نباشی و لر سیمکشی سادهای داره.
250
خلاصه خدا من قنتون. خیلیهاتون هنوز نمیتونید از کصچرخ زدنهاتون کنار کافههای ترند اینستا بگذرید و در ره عقاید به ظاهر رادیکال خود که در استوری دم از اون میزنید قدمی بردارین. هنوز به دنبال راههای آسون و بیدردسر میگردین. آمریکا بیاد نجاتمون بده، رضا پهلوی با گارد خیالی جاویدان بیاد، اصلاحات بشه ( سر جدتون کسی ازتون انتظار نداره دست به اسلحه بشین، دستکم دست به خایه اصلاحات نشین) و...
250
نکته مهم این است:
رهبران نخواستند یا نتوانستند جنبش را به سمت براندازی ببرند، و حکومت هم توانست جنبش را سرکوب کند.
پس این نمونه بیشتر نشان میدهد که چگونه فاصله میان خواستههای رهبران و خواستههای بدنه اجتماعی میتواند باعث شکست یک جنبش شود
250
موسوی، کروبی و خاتمی شخصیتهایی برخاسته از جمهوری اسلامی بودند و اعتراضشان در ابتدا حول انتخابات، قانون و اصلاح جمهوری اسلامی شکل گرفت. در حالی که بخشی از جوانانی که به خیابان آمدند، بهتدریج از خواستههای انتخاباتی عبور کردند و اساسا ساختار سیاسی را زیر سؤال بردند. منابع پژوهشی همان زمان نیز به همین شکاف میان رهبران جنبش و بخشی از معترضان اشاره میکردند
250
حالا من با قاطعیت نمیگم که این آدم مزدوره یا مخفیانه با حکومت قرارداد بسته. این ادعا بدون سند ارزشی نداره
ولیکن، نوع کنشگری و سوابق تاریخی این نوع کنشگری، این ادعای من رو تا حدودی صدقیت بهش میبخشه
250
تاریخ برای این مدل سیاست اسم داره co-optation "
یعنی حکومت لازم نیست مخالفش رو نابود کنه. گاهی بهتره بخشی از مخالفها رو وارد بازی خودش کنه، بهشون امکان حضور بده، اجازه بده انتقاد کنن و حتی بخشی از خشم جامعه رو نمایندگی کنن، اما چارچوبی که اصل قدرت رو تهدید میکنه دستنخورده بمونه.
نمونه کلاسیکش مکزیک PRI بود. نزدیک هفت دهه یک حزب بر کشور مسلط بود، در حالی که اپوزیسیون، انتخابات و رقابت سیاسی هم وجود داشت. مشکل این نبود که مردم هیچ مخالفی نداشتن، مشکل این بود که مخالفان برای مدت طولانی نتونستن یک ائتلاف مؤثر و واحد علیه ساختار مسلط بسازن.
در ادبیات علمی، این دقیقاً یکی از کارکردهای co-optation محسوب میشه. جذب بخشی از نخبگان مخالف، کاهش ظرفیت بسیج اجتماعی و افزایش احتمال بقای رژیم.
سوریه بعثی حتی صریحتر بود. "جبهه ملی مترقی" چند حزب را کنار هم قرار داده بود، اما رهبری حزب بعث و چارچوب اصلی قدرت دستنخورده باقی میموند. یعنی تکثر وجود داشت، ولی تکثری که قرار نبود به تغییر مرکز قدرت منجر بشه
250
چون اگر هدف تو عبور از جمهوری اسلامیه، هرکس که از حکومت ناراضیه الزاما همهدف تو نیست
و اگر این مرز رو نبینیم، ممکنه به جای اینکه حکومت رو با اختلافات خودش روبهرو کنیم، خودمون رو با اختلافات خودمون روبهرو کنیم
حکومتهای ناکارآمد گاهی با زور زنده میمونن. اما حکومتهای باهوشتر، با امید مردم به اصلاح هم میتونن بیشتر دوام بیارن
