خالـق
رفتن به کانال در Telegram
نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
2 222
مشترکین
+924 ساعت
+547 روز
+10730 روز
آرشیو پست ها
2 221
- فکر میکنم چیزی که داری توصیف میکنی، فراتر از اینه که آدمها حرفت رو نمیفهمن.
خستهای از اینکه حتی برای دریافت کمترین درک یا عشق هم باید خودت رو تنظیم کنی. و باید سکوتت رو به شکلی قابلفهم دربیاری. باید توضیح بدی چرا حرف نمیزنی، باید مراقب باشی حضورت یا غیابت چه اثری روی طرف مقابل میذاره. شاید حتی وقتی دیگه توان توضیحدادن نداری، مجبور بشی به آدمهای اطرافت اطمینان بدی که سکوتت به معنای ناراحتی از اونها نیست. و در تمام این مدت، چیزی که خودت بهش احتیاج داری، عقب میمونه... انگار حتی وقتی میخوای بهشون تکیه بدی، باز هم باید حواست به این باشه که طرف مقابل زیر وزن احساسات یا افکارت خم نشه.
+ پس تو چطوری متوجه تمام اینها شدی و اون نمیتونه؟
- چون من خدام.
+ آره، شاید واقعا هستی...
2 221
«تو هم حق داری توی یک رابطه، بدون اینکه مدام خودت رو با ظرفیتهای طرف مقابل تطبیق بدی، جایی برای خودت داشته باشی.»
2 221
- دلت میخواد الان چیکار کنی؟
+ از خودم دربیام. جسمم روی پارکتهای خنک اتاقم جا بمونه و خودم بالای سرش بشینم و تماشاش کنم. تماشا کنم و هر قطره اشکی رو که از چشمهام میچکه، بوسهای بر زخمهام بدونم.
- چرا حالا که زندهای، انجامش نمیدی؟
+ من راجعبه مُردن صحبت نکردم...
2 221
- اگر بهت بگم بغلت خیلی امنه و دلم میخواد همینجا بمیرم و این لحظه زندگیم باافتخار تموم بشه، من رو آدم عجیبی میبینی؟
+ تو فقط چند ساعته که باهام آشنا شدی. نباید این دیالوگ رو برای کسی نگه داری که عاشقش میشی؟
- پس آدم عجیبیام؟
+ اگر عاشقم بشی.
2 221
- میدونی، در هر صورت این رابطه به نتیجهای نمیرسیده.
+ ولی قبل از هر چیز، ما دوستهای خوبی بودیم.
2 221
- اگر ازت کاری برنمیاد، ازم سؤال نپرس.
+ پس چطوری اهمیت بدم؟
- تو فقط اینطوری رفع مسئولیت و تکلیفِ خیالی میکنی تا وجدان خودت راحت باشه.
+ و تو چیکار میکنی؟
- جای سؤال پرسیدن، عملکردم رو نشون میدم.
