رهآورد بهشت
رفتن به کانال در Telegram
"هیچ نبشته نیست که آن به یکبار خواندن نیرزد" ابوالفضل ترکاشوند، دانشجوی زبان و ادبیات فارسی. @abtr7
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
341
مشترکین
-324 ساعت
+17 روز
+4130 روز
آرشیو پست ها
341
نکتهای که در تهیهی این لیست مورد نظر قرار دادم را خدمتتان عرض کنم.
برخلاف بارهای قبل که کل اثر در مورد شخص مورد نظر بود، اینبار به دید پژوهشی این لیست تهیه شده است.
مثلا کتاب موسیقی شعر دکتر شفیعی کدکنی فصلی درمورد فردوسی ندارد اما درمورد فردوسی بسیار گفته است که از فرهنگنامه موضوعی آخر کتاب قابل یافتن است یا مثلا کتاب فرهنگ تلمیحات دکتر شمیسا کمکی به شناخت اساطیر نمیکند اما در یافتن ابیاتی در این زمینه با توجه به موضوع مورد نظر میتواند کمکدهنده باشد.
341
منابعی برای مطالعه فردوسی و شاهنامه (بخش دوم)
۶. برای مطالعه در مورد شاهنامه و فردوسی:
آفرین فردوسی: محمدجعفر محجوب/ زندگی و مرگ پهلوانان در شاهنامه: محمدعلی اسلامی ندوشن/ فردوسی از دکتر محمدامین ریاحی/ شاهنامه و متن پنهان: خلیل کهریزی/ فردوسی نامه: محمدتقی بهار/ شاه نامهها: دکتر سیروس شمیسا/ نمیرم از این پس که من زندهام: مجموعهمقالات کنگرهی جهانی بزرگداشت فردوسی (هزارهی تدوین شاهنامه) به کوشش دکتر غلامرضا ستوده/ سرچشمههای فردوسیشناسی: محمدامین ریاحی/ فردوسی: محمدامین ریاحی/ هزارهی فردوسی: مجموعهمقالات محمدامین ریاحی/ فردوسی و شعر او: مجتبی مینوی/ ارمغان مور: شاهرخ مسکوب/ جستارهای شاهنامهشناسی: محمود امیدسالار/ بوطیقا و سیاست در شاهنامه: دکتر امیدسالار/ درآمدی بر هنر و اندیشه فردوسی: سعید حمیدیان/ بیست مقاله تقی زاده: سید حسن تقی زاده/ مازهای راز: میرجلالالدین کزازی/ آب و آینه: میرجلالالدین کزازی/ طومار نقالی شاهنامه: سجاد آیدنلو/ نارسیده ترنج: سجاد آیدنلو/ نیمپخته ترنج: سجاد آیدنلو/ شاخ سرو سایه فکن: سجاد آیدنلو/ در حضرت سیمرغ: سجاد آیدنلو/ راز رویینتنی اسفندیار: سجاد آیدنلو/ آذربایجان و شاهنامه: سجاد آیدنلو/ فرهنگوارهی لغات و ترکیبات عربی شاهنامه بر اساس ویرایش دوم تصحیح دکتر خالقی مطلق: سجاد آیدنلو/ سخنهای دیرینه: جلال خالقی مطلق/ گلرنجهای کهن: جلال خالقی مطلق/ شاهنامه و فرهنگ ایران: جلال خالقی مطلق/ زن در شاهنامه: جلال خالقی مطلق/ از شاهنامه تا خداینامه: جلال خالقی مطلق/ شاهنامه از دستنویس تا متن: جلال خالقی مطلق/ فردوسی و شاهنامهسرایی: برگزیده مقالات دانشنامه زبان و ادب فارسی/ واژه نامک: عبدالحسین نوشین/ بخشهای مربوط به فردوسی در کتابهای صورخیال در شعر فارسی و موسیقی شعر: محمدرضا شفیعی کدکنی/ بخش فردوسی از کتاب با کاروان حله: عبدالحسین زرینکوب/ خداینامگ شاهنامه فردوسی میانه: یاکو هامین و آنتیلا ترجمه مهناز بابایی/ فرهنگ شاهنامه دوجلدی: علی رواقی/ شاهنامهنگاری در ایران: عبدالمجید شریفزاده/ به رنگ عشق: محمد آخوندی/ تاریخ و ادبیات ایران، فردوسی: محمد دهقانی/ از رنگ گل تا رنج خار: قدمعلی سرامی.
۷. شاهنامه به نثر:
شاهنامه به نثر (بر اساس نسخه مسکو): محمد دبیرسیاقی/ شاهنامه به نثر (بر اساس نسخه دکتر خالقی مطلق): کاوه گوهرین/ شاهنامه برای جوانان سهجلدی: مسعود خیام/ داستانهای شاهنامه دوازدهجلدی (نشر افق): آتوسا صالحی/ شاهنامه به نثر سهجلدی: میترا مهرآبادی.
۸. مجموعهمقالات شاهنامهپژوهان (برگرفته و موجود در سایت ویکی شاهنامه):
سجاد آیدنلو/ جلال خالقی مطلق/ ابوالفضل خطیبی/ محمود امیدسالار/ محمدجعفر یاحقی/ علیرضا قیامتی/ وحید عیدگاه طرقبهای/ جلیل دوست خواه/ احمدرضا قائممقامی/ محمدعلی اسلامی ندوشن/ میرجلالالدین کزازی/ محمود طاووسی/ آرش اکبری مفاخر/: اکبر نحوی/ فرزاد قائمی/ جلال متینی/ محمود رضایی دشت ارژنه/ حمیدرضا رستمی اردستانی/ محمود حسن آبادی/ رضا غفوری/ تیمور مالمیر.
#فردوسی
#شاهنامه
#کتابنامه
#اسطوره
#ادبیات_حماسی
341
منابعی برای مطالعه فردوسی و شاهنامه (بخش اول)
۱. تصحیح کامل شاهنامه:
شاهنامه فردوسی: جلال خالقی مطلق (انتشارات سخن)/ شاهنامه مسکو: سعید حمیدیان (۴ جلدی).
۲. شرح شاهنامه به ترتیب:
یادداشتهای شاهنامه سهجلدی (یک جلد دیگر به زودی منتشر میشود) به همراه دو جلد بیتیاب و واژهنامه: جلال خالقی مطلق (انتشارات سخن)/ شرح و تصحیح انتقادی از شاهنامه هشتجلدی: مهری بهفر (تکمیل نشده)/ نامه باستان دهجلدی: میرجلالالدین کزازی/ شاهنامه جلد اول (از دیباچه تا پادشاهی کیقباد): کاظم برگ نیسی/ شاهنامه سهجلدی: عزیزالله جوینی.
۳. گزیده از بخش های مختلف شاهنامه:
دفتر خسروان: سجاد آیدنلو/ بهین نامه باستان: محمد جعفر یاحقی/ نامورنامه شهریار دوجلدی: سجاد آیدنلو/ رزمنامه رستم و اسفندیار: حسن انوری و جعفر شعار/ غمنامه رستم و سهراب: حسن انوری و جعفر شعار/ حماسه رستم و اسفندیار: منصور رستگار فسایی/ حماسه رستم و سهراب: منصور رستگار فسایی/ داستان رستم و سهراب: جلال خالقی مطلق.
۴. برای مطالعه اسطوره:
سوگ سیاوش: شاهرخ مسکوب/ داغ گل سرخ و چهارده گفتار دیگر درباره اسطوره: کتایون مزداپور/ پژوهشی در اساطیر ایران: مهرداد بهار/ جستاری چند در فرهنگ ایران: مهرداد بهار/ از اسطوره تا تاریخ: مهرداد بهار/ اسطوره زال: محمد مختاری/ درآمدی بر ساختار اسطورهای شاهنامه: بهار مختاریان/ از اسطوره تا حماسه: سجاد آیدنلو/ نمونههای نخستین انسان و نخستین شهریار: آرتور کریستن سن (ترجمه ژاله آموزگار و احمد تفضلی)/ فرهنگ اساطیر و داستانوارهها: محمدجعفر یاحقی/ سایههای شکار شده: بهمن سرکاراتی/ اسطورهشناسی و آسمان شبانه: شروین وکیلی/ اسطورههای ایرانی: وستا سرخوش کرتیس ترجمه عباس مخبر/ مبانی اسطورهشناسی: عباس مخبر/ اسطورههای بینالنهرینی: هنریتا مککال ترجمه عباس مخبر/ اساطیر و اساطیروارهها: سیروس شمیسا/ فرهنگ اشارات؛ اساطیر، سنن، آداب، اعتقادات، علوم و...: سیروس شمیسا دوجلدی/ فرهنگ تلمیحات ادبی: سیروس شمیسا/ نگاهی به تاریخ اساطیر ایران باستان: مهرداد بهار، سیروس شمیسا/ جستارهایی در دیوشناسی ایرانی: احمد طباطبایی ویرایش فرهاد اصلانی/ مبانی اندیشه سیاسی در خرد مزدایی: محمد رضایی راد/ نجاتبخشی در ادیان: محمدتقی راشد محصل/ اسطوره و رمز: جلال ستاری/ کتاب پیوند خرد و اسطوره در شاهنامه: سید کاظم موسوی.
۵. برای مطالعه حماسه:
سایههای شکار شده: مجموعه مقاله بهمن سرکاراتی/ قلمرو ادبیات حماسی ایران: حسین رزمجو (دوجلدی)/ متون منظوم پهلوانی: سجاد آیدنلو/ حماسهسرایی در ایران: ذبیحالله صفا/ حماسه ملی در شاهنامه فردوسی و ثعالبی: مظفر احمدی دستگردی/ حماسه ایران، یادمانی از فراسوی هزارهها: جلیل دوستخواه/ انواع ادبی بخش حماسه: سیروس شمیسا/ فن شعر ارسطو: عبدالحسین زرینکوب/ هفت منظومه حماسی: رضا غفوری.
#فردوسی
#شاهنامه
#کتابنامه
#اسطوره
#ادبیات_حماسی
341
Repost from شُلَیْل
خانهی فرزندان بیسرپرستِ آرمان ✨
این مرکز با هدف حمایت از کودکان بیسرپرست و بد سرپرست فعالیت میکنه و بسیار هم مطمئن هست.
هم توی گوگل میتونید سرچ کنید و رویدادهای مهم و پروژههای حمایتیشون رو ببینید و هم اینکه توی اینستاگرام دنبالشون کنید.
در ضمن که توی پیامرسان بله هم فعالیت دارند و چی از این بهتر؟😁
به نظرم اینجور مراکز حقشونه که معرفی بشند و ازشون حمایت بشه.
یک مبلغ کوچیک رو هر ماه میتونید به این امور اختصاص بدید و توی این شرایط شاید اون مبلغ به چشم ما نیاد ولی برای این بچهها دلگرمیه.🫠🤍
ممنون ازتون 🫶🏻
نشانی کانال بله:
@arman_home
نشانی پیج اینستاگرام:
https://instagram.com/armanhome_
341
و البته این بدبختی ها هم ادویه های زندگی ان، اگه نباشن زندگی مزه نداره.
ولی خب زیاد بودن ادویه غذا زیاد هم دردسرهای خودشو داره
341
البته خدا نمیذاره این بند پاره بشه...
آدم رو تا لبه نابودی مطلق میبره ولی باز برش میگردونه...
341
دلم خوش است نگاهی به روی ماه کنم
به اینکه باشی و گاهی تو را نگاه کنم
مجید ترکابادی
ماهِ امشب...
«۹ تیر ۱۴۰۵»
*این عکس رو خودم نگرفتم.
#شعر
341
البته کار ایشون چون با ذکر مثال انجام شده برای خودم ارزش بیشتری داره
یادداشت بنده فقط شرح اصطلاحاته که بر حسب نیاز کلاس حافظ خودمون نوشته بود
341
خرقه و بساط آن:
_خرقه:
پاره و قطعه ای از جامه. جامه ای پشمین که غالبا از پاره های به هم دوخته فراهم شده. لباس رسمی صوفی که پس از امتحان و احراز قابلیت از طرف مرشد و پیر به او پوشانده می شود. نشانهی کمال بی اعتنایی به لباس ظاهر. رمز دینداری.
_خرقه ارادت:
خرقهی ارادت آن است که شیخ بر مرید پوشاند. شیخ همینطوری بر تن مرید واسه اینکه بگه دمت گرم و بهت ارادت دارم خرقه میداده.
_خرقه تبرک:
آن است که کسی بر سبیل حسن ظن و به نیت تبرک به خرقهی مشایخ، آن را طلب کند. از مشایخ به عنوان تبرکی، خرقه میگرفتن. همون قضیه که من میرم لباس رونالدوی ۲۰۰۸ رو میگیرم و فاز رونالدو میگیرم
_خرقه ولایت:
شیخ در مرید آقار ولایت و علامت وصول به درجهی تکمیل و تربیت مشاهده کند، بر او بپوشاند. مرید درساشو خوب خونده و دکتراشو گرفته به عنوان مدرک دکتری خرقه بهش میدادن.
_خرقه یا دلق مرقع / ملمع:
به این دلیل که خرقه از پاره های به هم دوخته شده فراهم میشد به آن مرقع میگفتند. چونکه این پاره ها هر کدام رنگی متفاوت داشتند به آن ملمع میگفتند.
_خرقه ازرق قبول کردن:
اهل تصوف معتقدند که سلسلهی خرقهی صوفیان تا امام علی یا پیامبر میرسد یعنی معتقد بودند که خرقه پوشی سنت رسول خدا یا سنت امام علی (پیشوای تصوف و بلندمرتبه ترین صوفی به دید صوفیان) میرسد. کسی که صوفی میشده یعنی خرقه ازرق (کبود) رو قبول کرده و سنت پیامبر رو ادامه داده.
_خرقه پیروزه/خرقه کبود:
رنگ خرقه غالبا کبود است که رنگ رسمی خرقهی صوفیان بوده و ایشان را کبود پوشان میخوانده اند. از آن ها به عنوان ازرق پوشان نیز یاد شده است. این اصطلاح به شکل خرقهی پیروزه نیز آمده است.
دلایل این رنگ:
۱. اقتباس از لباس کبود راهبان
۲. برای چرکتابی(دیر چرکین شدن)
۳. از آنجا که دنیا دار محنت است و کبود، جامهی اندوهگینان و سوگواران بوده است.
_خرقه دریدن / جامه قبا کردن:
چاک زدن جامه و آن را به صورت قبا که از قسمت جلو سراسر باز است درآوردن.
جامه قبا کردن یا پیراهن دریدن یا جامه چاک کردن یا خرقه دریدن یا از شدت اندوه و دلتنگی است یا از شدت شور و شادی و وجد که رسم صوفیان در اوج سماع است.
در یک مورد در دیوان حافظ باعث آن شادی نیست بلکه حقد و حسد و دلتنگی و خشم و خروش و... باعث آن است:
پیراهنی که از او آید بوی یوسفم
ترسم برادران غیورش قبا کنند.
_خرقه سوختن / خرقه آتش زدن:
ادامهی رسم از خرقه/مرقعه به در آمدن به نشانه تبرّی از مقامات است. یعنی به هیچ روی سر بازگشتن به حالت پیشین را ندارم.
خرقه سوزاندن یعنی ترک اولای شرعی = مصحف سوزاندن در داستان شیخ صنعان= به می سجاده رنگین کردن
خرقه پوشی علامت پارسایی است و حافظ به دلیل ملامتی بودن عشق و رسوایی را بر زهد و عافیت و پارسایی ترجیح می دهد و خرقهی خود را که ریایی است را سوختنی قلمداد می کند.
خرقه سوزی از علائم و لوازم رندی است.
خرقه سوختن حافظ چونکه خرقه اش را ریایی می شمارد یک عمل مثبت است و شکرانه دارد، نه مانند خرقهی اصیل که محترم و مقدس است و سوزاندنش ترک اولی و خلاف آیین طریقت است.
_خرقه از سر بر کشیدن:
خرقهی تصوف را از تن کسی به در آوردن و این کار در میان صوفیان به این معنی بوده است که "تو لایق این جامه نیستی" و عملا نشانه اخراج صوفی از خانقاه بوده است.
_خرقه پوشان:
کنایه از صوفیان
_خرقه و زنار:
خرقه جامه زاهدان و اهل صلاح است و زنار کمربندی که نشانه کفر بود و در اصل ویژه ترسایان بود که بر کمرشان میبستند. خرقه رمز دین داری و زنار رمز کفر است.
_خرقه در دیوان حافظ:
خرقه زاهد، خرقه صوفی، خرقه حافظ
حافظ به هیچ یک نظر خوبی ندارد و هر سهی آنان ریایی هستند. خرقه حافظ ریایی و قابل چاک زدن و سوختن است و غالبا با باده تطهیر میشود و همواره آماده آنست که در خرابات رهن می و مطرب شود.
خرقه/دلق در گروی باده:
حافظ خرقه را که ناموس طریقت و شیء محترم و مقدسی است را در بهای باده به گرو میگذارد و بعدها چون اهتمامی در آزاد کردن خرقه اش از رهن مِی نداشته است، پیر میفروشان، خرقه و سجادهی او را به گرو بر نمیدارد.
دلق:
جامهی خشن پوستین یا پشمین صوفیان است و به جای و به معنی خرقه و مرادف با آن به کار رفته است.
دوتایی:
نوعی خرقه که از دو تیکه درست شده بود.
#عرفان
#خرقه
#جزوه
#حافظ
