fa
Feedback

فریب کلاهبرداران را نخورید! تل‌متریو این کانال‌ها را شناسایی و برچسب‌گذاری می‌کند 👉 برای مشاهده برچسب، اشتراک تهیه کنید

ره‌آورد بهشت

ره‌آورد بهشت

رفتن به کانال در Telegram

"هیچ نبشته نیست که آن به یکبار خواندن نیرزد" ابوالفضل ترکاشوند، دانشجوی زبان و ادبیات فارسی. @abtr7

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
341
مشترکین
+124 ساعت
+67 روز
+4630 روز
آرشیو پست ها
سلام و درود خدمت تمامی اعضای کانال انجمن علمی ادبیات 🌱 تا به حال براتون پیش اومده که بخواین یه متنی رو بنویسین،از روزمرگی هاتون،از دلتنگی هاتون یااز اتفاقای عجیبی که براتون افتاده یا اما ندونین چطور باید شروع به نوشتن کنین و قلــ🖋ــم به دست بگیرین؟! اینجا قراره با هم دیگه قدم تو مسیر پر رمز و راز نویسندگی بذاریم و مهارت نوشتن خودمون رو افزایش بدیم. همراه ما باشید🙂 #چگونه_بنویسیم؟! #مقدمه _ انجمن ادبیات فارسی زینب کبری دانشگاه فرهنگیان استان مرکزی

سلام و درود خدمت تمامی اعضای کانال انجمن علمی ادبیات 🌱 تا به حال براتون پیش اومده که بخواین یه متنی رو بنویسین،از روزمرگی هاتون،از دلتنگی هاتون یااز اتفاقای عجیبی که براتون افتاده یا اما ندونین چطور باید شروع به نوشتن کنین و قلــ🖋ــم به دست بگیرین؟! اینجا قراره با هم دیگه قدم تو مسیر پر رمز و راز نویسندگی بذاریم و مهارت نوشتن خودمون رو افزایش بدیم. همراه ما باشید🙂 #چگونه_بنویسیم؟! #مقدمه _ انجمن ادبیات فارسی زینب کبری دانشگاه فرهنگیان استان مرکزی

حضور گم شدۀ صد هزار آدم گم حضور وحشیِ رنگ طنين نعرۀ مسلول و خندۀ مسموم طنين دغدغه، جنگ يکی به عربده گفت: درود بر آبی! به هر کجا که رَوی رنگ آسمان آبی است به طعنه گفت کسی با غرور و بی تابی: ولی نبود آبی ميان هيچ رگی خون هيچ کس هرگز درود بر قرمز! فضای ساده و سبز زمين آزادی در انفجار صدای ترقه‌ها، در دود نود دقيقه کدورت نود دقيقه کبود در آستانه در غريب و غمزده طفلی کنار وزنۀ پير به فکر سنجش وزن هزار ناموزون و پيرمردی گنگ تکيده تشنه به دنبال لقمه‌ای روزی کدام استقلال؟! کدام پيروزی؟! مرتضی امیری اسفندقه #شعر

آفتابی لب درگاه شماست که اگر در بگشایید به رفتار شما می‌تابد. و من آنان را، به صدای قدم پیک بشارت دادم به طنین گل سرخ، پشت پرچین سخن های درشت. و به آنان گفتم : هر که در حافظه‌ی چوب ببیند باغی صورتش در وزش بیشه‌ی شور ابدی خواهد ماند.... #سهراب_سپهری

🗓 ماه‌های میلادی را فرانسوی بنویسیم یا انگلیسی؟ 🔻 در دوران قاجار و پهلوی نخست، که تقویم میلادی به مکاتبات اداری و علمی ایران راه یافت، زبان فرانسوی زبان بین‌المللی، علمی و فرهنگی به شمار می‌آمد. ازاین‌رو نام ماه‌های میلادی با گویشِ فرانسوی‌شان وارد زبان فارسی شدند و تا امروز هم به همین صورت باقی مانده‌اند. بنابراین گویش و نوشتارِ فرانسوی آن‌ها (صورت رایج و پربسامد) بر انگلیسی ترجیح دارد. ✅ تلفظ و املای فرانسوی 🇫🇷: ژانویه، فوریه، مارس، آوریل، مِه، ژوئن، ژوئیه، اوت، سپتامبر، اکتبر، نوامبر، دسامبر. 🔻 ❌ تلفظ و املای انگلیسی 🇬🇧: جَنیوِری، فِبریوِری، مارچ، اِیپریل، مِی، جون، جولای، آگوست، سِپتَمبِر، اُکتُبِر، نُوَمبِر، دِسامبِر. سیدمحمد بصام #درست‌نویسی

چرا در شاهنامه از پادشاهان ماد و هخامنشی ذکری نیست؟ پروفسور #احسان_یارشاطر

به یاد #احسان_یارشاطر استاد عالی‌قدر مطالعات ایرانی و زبان‌های باستانی ایران، بانی و سرویراستار دانشنامه‌ی #ایرانیکا که در ۱۰
به یاد #احسان_یارشاطر استاد عالی‌قدر مطالعات ایرانی و زبان‌های باستانی ایران، بانی و سرویراستار دانشنامه‌ی #ایرانیکا که در ۱۰ شهریور ۱۳۹۷ از این جهان درگذشت. درود به روان پاک او که یکی از بهترین فرزندان ایران بود.

sticker.webp0.15 KB

امتحان دیکته از کلیله‌ودمنه محک خوبی برای تصفیهٔ دانشگاه است. مرحوم استاد سیدجواد طباطبایی #درس_استاد، #جواد_طباطبایی، #کلیله_و_دمنه. @MatnkhaniV @virastaran

کوچه از فریدون مشیری #شعر
کوچه از فریدون مشیری #شعر

Kourosh-Yaghmaei-Gole-Yakh-320.mp312.24 MB

https://t.me/sokhanraniadabi/364 این دوره نویسندگی را از ایشان در یوتیوب می‌توان یافت... آن را استخراج کردم گفتم شاید برای دوستان مفید باشد.

Repost from N/a
دانستم که درک او آسان تر از بوییدن یک گل است، کافی بود کسی او را ببیند. و من نمی‌دانم آیا مادرش هم او را به اندازه من دوست داشت؟ آیا کسی میتوانست بفهمد که دوست داشتن او چه لذتی دارد، و آدم را به چه ابدیتی نزدیک می‌کند؟ آدم پر میشود جوری که نخواهد به چیزی دیگر فکر کند. نخواهد دلش برای آدم دیگری بلرزد و هیچ گاه دچار تردید نشود.

دانلود برنامه اندرویدی نهج البلاغه: https://cafebazaar.ir/app/org.crcis.nahj
دانلود برنامه اندرویدی نهج البلاغه: https://cafebazaar.ir/app/org.crcis.nahj

نکته ویرایشی تکرار یک واژه را جدی بگیریم! گاهی یک واژه را چند بار پشت سر هم در یک پاراگراف استفاده می‌کنیم. مثلاً: ❌ «این کتاب کتابی درباره نویسندگی است. این کتاب نکته‌های خوبی دارد و این کتاب برای افراد علاقه‌مند مناسب است.» جمله از نظر دستوری ممکن است مشکل بزرگی نداشته باشد، اما تکرار «کتاب» آن را سنگین و یکنواخت کرده است. می‌توان نوشت: ✅ «این کتاب درباره نویسندگی است و نکته‌های خوبی دارد. این اثر برای افراد علاقه‌مند مناسب است.» البته نباید فقط برای فرار از تکرار، واژه‌های عجیب و نامأنوس جایگزین کنیم. گاهی تکرار یک واژه لازم است و به روشن بودن متن کمک می‌کند. هدف ویرایش این نیست که هیچ واژه‌ای دوبار تکرار نشود؛ هدف این است که متن روان، روشن و خوش‌خوان باشد. #درست‌نویسی

آیا فردوسی برای امرار معاش و شهرت‌طلبی شاهنامه سرود؟ بارها در سخنرانی‌ها و کتاب‌ها و مقاله‌ها دربارۀ فردوسی شنیده‌ و خوانده‌ایم که فردوسی زبان فارسی و ایران را زنده کرد و اگر شاهنامه نبود، ما اکنون به زبان عربی حرف می‌زدیم و می‌نوشتیم و یا اگر فردوسی نبود ایران نبود. از سوی دیگر دوست دیرین بنده دکتر محمود امیدسالار در کتب جدید خود، بوطیقا و سیاست در شاهنامه (ص124) نوشته است: «هدف اصلی فردوسی نه بزرگداشت ایران بوده و نه ستایش فرهنگ یا زبان فارسی به معنی اخص کلمه. او فقط در پی امرار معاش خودش و همچنین اثبات این امر بوده که نشان دهد بهترین شاعر زمانۀ خود است» دکتر محمد دهقانی نیز در برخی مقاله‌ها و کتاب جدیدش سخنان مشابهی را تکرار کرده و به تلویح گفته است که فردوسی آزمند بوده که از محمود غزنوی تقاضای صله کرده بوده است. به نظر بنده شاهکارهای بزرگ جهانی در زمینی برهوت و بدون بستر مناسب سر بر نکرده‌اند و در زمان فردوسی، زبان فارسی مرده نبوده که فردوسی آن را احیا کند. پیش از فردوسی چندین شاهنامه به نظم و نثر دروجود آمدند و فردوسی در همین بستر مناسب شاهکار بی‌مانند خود را خلق کرد. پس دقیق‌تر آن است که بگوییم فردوسی در رواج و بالندگی زبان فارسی و وحدت اقوام ایرانی و بقای ایران نقش بسزایی داشت. آیا نابغه‌ای چون فردوسی باید در آغاز شاهکار خود به‌تصریح می‌گفت: من می‌خواهم با سرودن شاهنامه زبان فارسی و ایران را زنده کنم؟ یا اینکه این شاهنامه را برای بزرگداشت ایران سرودم؟ آشکار است که فردوسی در شاهکار جاویدان خود نباید چنین ادعاهایی مطرح می‌کرد. در مورد آثار جاودان ادبی، مهم این است که آنها در طول تاریخ چه تأثیری بر مخاطبان خود گذاشته‌اند، نه آنکه بعد از هزار و صد سال از زمان فردوسی، امروزه ذهن‌خوانی و نیت‌خوانی کنیم و بگوییم نیت فردوسی نه بزرگداشت ایران بوده و نه ستایش زبان فارسی. آگاهان به تاریخ و فرهنگ ایران در زمانۀ فردوسی، نیک می‌دانند که در آن زمان دو جریان فکری مهم در خراسان وجود داشت: یکی انترناسیونالیسم اسلامی (امّت اسلامی) به رهبری خلفای فاسد عباسی و دیگری ناسیونالیسم ایرانی به رهبری طبقۀ دهقانانِ بازمانده از عصر ساسانی که به اسلام (به‌ویژه مذهب شیعه) گرویده بودند، ولی هدف اصلی آنان ترویج تاریخ و فرهنگ باستانی ایران به زبان فارسی بود. فردوسی که به همین طبقۀ دهقانان تعلّق داشت، در قرن چهارم هجری کتابی را برای نظم کردن برمی‌گزیند که تاریخ و فرهنگ باستانی ایران را از آغاز تا پایان در بر داشت و شکوه و اقتدار گذشتۀ ایران را فرایاد می‌آورد، نه آنکه مانند شاعرانی چون اسدی طوسی و دیگران تنها به نظم یکی از شخصیت‌های باستانی مثل گرشاسپ بسنده کند. از شاهنامه‌شناسان ایرانی که بگذریم، نابغۀ ایران‌شناسی، تئودور نولدکه، با اینکه با ایرانیان میانۀ خوبی نداشت، یکصد سال پیش هوشمندانه دریافت که «دلبستگی فردوسی به ایران از هر بیت شاهنامه آشکار است». بنابر این نتیجۀ منطقی بحث این است که فردوسی آگاهانه ایران‌دوستی و زبان فارسی را در شاهنامه ترویج ‌کرده است. نه آنکه بگوییم هدف او بزرگداشت ایران و ستایش فرهنگ و زبان فارسی نبوده و همۀ این تأثیرات کاملاً از سرِ تصادف بوده است. هنگامی که می‌گوید: «که تخم سخن من پراگنده‌ام»، آشکار است که منظور پراگندن سخن پارسی و زبان آراستۀ فارسی و رواج آن است نه زبانی دیگر. گفته‌اند: «فردوسی فقط در پی امرار معاش خودش بوده». فردوسی از طبقۀ دهقان بود و املاک داشت و نیازی نداشت که از طریق شاهنامه‌سرایی امرار معاش کند و در اواخر عصر سامانی و در زمانه‌ای که فتنه از آسمان می‌بارید و طوس و خراسان بین سرداران سامانی دست به دست می‌شد، اگر فردوسی از بهرۀ هوشی متوسّطی هم برخوردار بود، می‌توانست دریابد که از طریق شاهنامه‌سرایی امرار معاش نتواند کرد. اگر هم هدف اصلی فردوسی به‌واقع چنین بود، با هدف دیگر او، یعنی بزرگداشت ایران و زبان فارسی تناقضی نداشت. اینکه می‌فرمایند: «فردوسی در پی اثبات این امر بوده که نشان دهد بهترین شاعر زمانۀ خود است»، کاملاً درست است، ولی باید پرسید: در میان شاعران امثال فردوسی چه کسانی به دنبال شهرت نبوده‌اند؟ و بازهم شهرت‌طلبی شاعر با هدف دیگر او یعنی بزرگداشت ایران و زبان فارسی تناقضی نداشت. هرکدام از ما به دنبال شهرتیم، وگرنه به جای آنکه نام خود را بر روی کتابمان بگذاریم، نام همسایه را می‌نوشتیم. اساساً طرح این سخنان به قول اهل منطق قضیۀ سالبۀ به انتفاء موضوع است. دکتر ابوالفضل خطیبی #شاهنامه #فردوسی

✍️ معرفی کتاب های خوب 📖 کلیدر. محمود دولت‌آبادی 📖 همسایه‌ها. احمد محمود 📖 شوهر آهوخانم. علی محمد افغانی 📖 سمفونی مردگان. عباس معروفی 📖 جای خالی سلوچ. محمود دولت‌آبادی 📖 آتش بدون دود. نادر ابراهیمی 📖 چشمهایش. بزرگ علوی 📖 سووشون. سیمین دانشور 📖 شادکامان دره‌ی قره‌سو.  علی محمد افغانی 📖 دایی‌جان ناپلئون. ایرج پزشک‌زاد 📖 چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم. زویا پیرزاد 📖 تنگسر. صادق چوبک 📖 روی ماه خدا را ببوس. مصطفی مستور 📖 ملکوت. بهرام صادقی 📖 عزاداران بیل. غلامحسین ساعدی 📖 تالار آیینه. امیرحسین چهل‌تن 📖 درخت انجیر معابد. احمد محمود 📖 شازده حمام. محمدحسین پاپلی 📖 سلوک. محمود دولت‌آبادی 📖 سالهای ابری. علی‌اشرف درویشیان 📖 بار دیگر شهری که دوست می‌داشتم. نادر ابراهیمی 📖 عادت می‌کنیم. زویا پیرزاد 📖 مدار صفر درجه. احمد محمود 📖 رازهای سرزمین من. رضا براهنی 📖 کولی کنار آتش. منیرو روانی‌پور 📖 فرار فروهر. اسماعیل فصیح 📖 سهم من. پرینوش صنیعی

تلمیح غیرمستقیم؛ یکی از شگردهای جالب خاقانی در آوردن تلمیحات، «تلمیح غیرمستقیم» است. تلمیح غیرمستقیم، یعنی آنکه شاعر بیتی بیاورد و ساخت تلمیحی را در آن رعایت کند؛ اما بیت هیچ ربط مستقیمی به آن ساخت نداشته باشد. برای نمونه بنگرید به این بیت:
«تا به پای‌پیل می بر کعبه عقل آمده است پیل‌بالا نقد جان بر پیلبان افشانده‌اند»؛
واژگان «پیل، کعبه، پیلبان» ذهن را بسمت داستان تازش ابرهه می‌برد؛ اما بیت ربط مستقیمی به آن ندارد و منظور خاقانی، باده‌نوشی و سقایت ساقی است. پ.ن۱: ساخت تلمیحی: یعنی کنار هم قرار گرفتن واژگان که یک تلمیح را بسازد. خب مسلما، هرچه تعداد این واژگان کمتر، تلمیح پیچیده‌تر و برعکس. پ.ن۲: در یادداشتی برخی از این دست تلمیحات را بررسی کرده‌ام. #خاقانی #تلمیح کانال یادداشت‌های یک دانشجو https://t.me/Notesofastudent

photo content

امشب غزل! مرا به هوایی دگر ببر تا هر کجا که می بردت بال و پر ببر تا نا کجا ببر که هنوزم نبرده ای این بارم از زمین و زمان دورتر ببر اینجا برای گم شدن از خویش کوچک است جایی که گم شوم دگر از هر نظر ببر آرامشی دوباره مرا رنج می دهد مگذار در عذابم و سوی خطر ببر دارد دهان زخم دلم بسته می شود بازش به میهمانی آن نیشتر ببر خود را غزل! به بال تو دیگر سپرده ام هر جا که دوست داری‌ام امشب، ببر ببر #محمد_علی_بهمنی #شعر *امروز ظاهرا سالگرد ایشون هست