fa
Feedback
creme de la creme

creme de la creme

رفتن به کانال در Telegram

نگاه زنی زیبا اما ناپارسا همچون آتش می‌سوزاند‌ ‌ ‌‌ t.me/HidenChat_Bot?start=7326519883

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
230
مشترکین
+424 ساعت
+77 روز
+1430 روز
آرشیو پست ها
Orpheus and Eurydice Frederic Leighton, 1864.
Orpheus and Eurydice Frederic Leighton, 1864.

Seven Gothic Tales by Karen Blixen (pen name: Isak Dinesen) یه کتابی هست که شامل هفت داستان بلند میشه که فضایی شاعرانه و راز‌آلود رو داره. این هفت داستان لایه های مختلفی داره که داخل هر کدوم از اون ها درمورد قدرت، عشق، هویت، تقدیر و.. نوشته شده. اگر به فضای کلاسیک و همینطور روایت‌های فلسفی و از سبک کتاب هایی که بعد از اتمام همیشه توی ذهن میمونه علاقه دارید، این کتاب رو بخونید

Majeska (Henrietta Stren), Seven Gothic Tales by Isak Dinesen, 1934
Majeska (Henrietta Stren), Seven Gothic Tales by Isak Dinesen, 1934

فروغ فرخزاد عاشقانه.m4a4.11 MB

‎⁨رها_–_زندگی_واقعا_ارزشش_رو_داره⁩.mp33.16 MB

این رو قبلا داخل چنل سروش دوره قطعی نت ها گفته بودم ولی چون امروز داشتم دفترم رو چک می‌کردم چشمم بهش خورد گفتم اینجا هم براتون تعریفش کنم

پیام صوتی03:42

پیام صوتی02:21

بیاید درمورد یه عقیده در رابطه با عشق از دیدگاه ژان-پل سارتْر صحبت کنیم

قسمتی از مهمان مردگان.mp33.35 MB

واقعا لعنت بر سیستم آموزش پرورش

یاد داشت ها فراتنس کافکا0.mp312.30 MB

@Shamlouhouse.mp33.26 MB

یکی از بزرگ‌ترین باورهای نادرست در رابطه با تنهایی این هست که فکر می‌کنیم تنها بودن و احساس تنهایی یکی هستن.
ببر‌ها بیشتر عمرشون رو به تنهایی میگذرونن. برخلاف گرگ‌ها، فیل‌ها و سایر حیوانات اجتماعی دیگه، ببرها داخل گروه های بزرگی سفر نمیکنن. به تنهایی شکار میکنن، به تنهایی استراحت میکنن و داخل قلمرو های وسیع، به تنهایی رفت و آمد میکنن. تنهایی ببر‌ها به معنی شکست اون‌ها نیست، بلکه صرفا بخشی از ذات و طبیعتشون به شمار میاد. فکر میکنم ما هم می‌تونیم درس خوبی از رفتار ببر‌ها بگیریم. بیشتر مردم از تنها بودن میترسن؛ نه به دلیل اینکه خلوت و تنهایی دردناک هست، بلکه چون ما فکر می‌کنیم که یه زندگی خوب همیشه باید پر بنظر برسه، پر از دوست‌ها، پر از برنامه‌های مختلف، پر از پیام‌ها و پر از سر و صدا. برای همین وقتی خودمون رو تنها می‌بينيم فورا به این فکر می‌کنیم که شاید مشکلی به وجود اومده؛ شاید به اندازه کافی دوست داشتنی نیستم، شاید به اندازه کافی آدم جالبی نیستم، شاید همه آدم‌های دیگه زندگی بهتری نسبت به من داشته باشن. اما طبیعت چیز مهمی رو به ما یاد میده: احاطه شدن توسط آدم ها و احساس ارتباط داشتن یک چیز نیست و تنها بودن لزوما به معنی احساس تنهایی نیست. بعضی از مهم‌ترین بخش‌های زندگی، داخل خلوت و تنهایی شکل میگیره. شاید این همون درسی باشه که رفتار ببر‌ها به ما میده: قرار نیست همه فصل‌های زندگی ما شلوغ و پر جمعیت باشه. بعضی فصل‌ها برای این هستن که یاد بگیری با همراهی خودت احساس راحتی بکنی، چون اگر همیشه بین سر و صدا باشی شاید هرگز صدای خودت رو نشنوی. و شاید تنهایی به معنی نبودن ارتباط نباشه، شاید همون جایی باشه که مهم‌ترین ارتباط زندگیت آغاز میشه، ارتباط با خودت.

شاید تهش برم سمت ندانم‌گرایی

شاید باید یک دیوانه باشم