fa
Feedback
اتاقِ زیرشیروانی

اتاقِ زیرشیروانی

رفتن به کانال در Telegram

صحبت و یک لیوان چای‌لیمو ؟ بدون سم. @Albatroxssbot ☕

نمایش بیشتر
إيران122 806دسته بندی مشخص نشده است
531
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-287 روز
-13530 روز
آرشیو پست ها
من رسما عاشق شدم.

یه اعترافی رو باید بکنم

میدونید

خدانکنه

الهی بگردم

پاره شدم من اینجا

بقران جواب ندید مقتول بعدی خودتونید

بیا این همه گفتین بذارم خب گذاشتم

این خیلی ابکی بود خدایی بعدیا رو جون و آب دار بذاریم نظرتونه؟

دوستان توجه داشته باشید، تمامی اسامی به صورت رندم انتخاب شده و داستان بر اساس واقعیت نوشته نشده. این پرونده با یه سری تغییرات کوچیک از پرونده دیگه ای الهام گرفته شده، اما بقیه پرونده های چنل رو قراره خودم بنویسم. امیدوارم سرگرم باشید.

بعد از کلی پارگی :

این پیام رو فوروارد کنید چنل/پرایوت/گروه و پاسختون رو بگید(میتونید توی بات خودمون هم پاسخ بدید)، پاسخ ها به تعداد مشخصی که رسید پاسخ صحیح قرار داده میشه. خلاصه پرونده
صاحب باغی به نام آرمان آریان‌فر در باغ خودش در حال میوه چیدن با چاقو به قتل میرسه. توی باغ دوربین وجود داشته اما دقیقا زمان قتل دوربین از کار میوفته. شما به عنوان یک کاراگاه باید قاتل رو بین مظنونین پیدا کنید.
مظنونین
کاوه آریان‌فر : برادر مقتول/کشاورز. شهاب شکاری : دوست مقتول/مهندس برق. آرین ملائکی : همسایه/بیکار. نگین آریان‌فر : همسر مقتول/خانه دار.
‌ ⋆ ───────── ⋆ ⋆ ───────── ⋆ ‌ ‌ بازجویی ها :
شماره بازجویی: #BZ-1232 تاریخ: 22/10/2025 متهم/شاهد: کاوه آریان‌فر بازجو: شما در زمان قتل چیکار میکردید ؟ - من کنار زمین های کشاورزی خودم بودم آرمان ساعت 4:33 دقیقه اومد توی زمین هام و بهم گفت توی باغمون محصولات زیادی هستش میتونی بیای کمکم ؟ با خودم فکر کردم: منم زمین هام امسال محصول زیاد نداشت اما خیلی کار داشتم و بهش گفتم نه نمیتونم و رفت که بعدش خبر قتلش رسید...
شماره بازجویی: #BZ-5267 تاریخ: 22/10/2025 متهم/شاهد: شهاب شکاری بازجو: شما توی اون زمان چیکار میکردید ؟ - من توی اون زمان ساعت 4:30 توی قبرستون روستامون بودم بعد تقریبا 5 دقیقه همسر اقای آریان‌فر وارد قبرستون شد و ازش پرسیدم آرمان کجاست ؟ بهم گفت توی باغه یاد محصولاتشون افتادم واقعا امسال خوب بود همون لحظه بود که خانومم زنگ زد و باید میرفتم خونه که بعدش خبر قتل اقای آرمان رسید.
شماره بازجویی: #BZ-6042 تاریخ: 22/10/2025 متهم/شاهد: آرین ملائکی بازجو: میشه توضیح بدید شما اون زمان چیکار میکردید؟ - راستش من اصلا دل خوشی از آرمان نداشتم، یه پولی چند ماه پیش ازش گرفته بودم بعد چند روز پیش پولو ازم میخواست و من واقعا هیچی پولی نداشتم چون شغلمم از دست داده بودم و باهام خیلی دعوا کرد اخه ما باهم همسایه ایم. من توی اون زمان توی حیاط داشتم با تلفن از دوستم پول قرض میکردم ساعت 4:38 دقیقه اقای شکاری اومد دم در خونمون و ازم دستمال میخواست منم بهش دادم بعدش کار خاصی دیگه نکردم و که خبر قتل اقای آریان‌فر رسید.
شماره بازجویی: #BZ-7840 تاریخ: 22/10/2025 متهم/شاهد: نگین آریان‌فر بازجو: شما توی اون زمان چیکار میکردین؟؟ - من بیرون از خونه بودم باغ ما رو به روی خونمونه من کلا از خونه بیرون بودم و رفته بودم قبرستون روستامون. ساعت 4:35 بود تا برسم خونه چند دقیقه گذشته بود ساعت حدود 4:40 بود که وقتی وارد خونه شدم دیدم همه چراغا خاموش بود همون لحظه صدای داد زدن آرمان رو شنیدم دویدم سمت باغ که دیدم آرمان رو زمین افتاده بود . قبلش هم از آرمان شنیده بودم که آرین پولش رو نداده بود و باهم خیلی دعوا کردن.
── ⋆ ───── ⋆ ─── ⋆ ───── ⋆ ── ‌ ‌ اشیای مشکوک :
دستمال طرح دار کنار جسد که مطبق دستمالیست که در خانه آرین ملائکی بود. یادداشتهای پلیس: • روی این دستمال اثر انگشتی موجود نبود حدس ما این است که از جیب قاتل یا بسته ی دستمالی که همراه داشته افتاده. • قطعا قاتل چندین دستمال داشته که با یکی از اون ها اثر انگشتش رو از روی چاقو پاک کرده.
عینک خانم آریان‌فر کنار جسد افتاده بود. یادداشتهای پلیس: • خانم رضایی میگفت آنقدر ترسیده که عینکش از دستش افتاده و خودش هم از ترس بیهوش شده.

امادست

خببب

اندکی دگر نمانده

نه تو میتونی آرن ادامه بده

برای غلط کردم دیره ؟

حس میکنم هرچی بذارم عجیبه

مخصوصا انتخاب اسم