اتاقِ زیرشیروانی
رفتن به کانال در Telegram
531
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-287 روز
-13530 روز
آرشیو پست ها
بنظرم نکته اینکه شاعر های حجم خیلی سمت کامل کردن تکنیک هاشون رفتن
و از قصد اصلی که ساخت فضاست دور میشه
بنظرم شخصی مثل سهراب سپهری موفق تره
هرچند هنوز اشعارشونو نخوندم
ولی خب حس میکنم اینم مثال جنبش نقاشی سوریاله
که خواستن نقاشی رو از تکنیک های صرف رئالیسم جدا کنن
و عمومی تر کنن هنر رو
ولی به انزوا بردنش بیشتر
چون نمادگراییشون نیاز به دانش داشت
و خب این مسأله باعث میشه هر شخص نسبت به تجربه خودش برداشت خودش رو داشته باشه، بخاطر همین شما توی بیشتر اوقات نمیتونید دقیقا بگید توی ذهن شاعر چی میگذره. چون خودش هم نمیدونه !
خیلی باهات موافق نیستم، اول اشعار نسبتا قدیمی دیگه اون تلقی از جهانشون توی جهان ما وجود نداره. مثلا عشق مثلا دین اخلاق سیاست. و خب این یک موضوعیه که اون اشعار رو زیبا میکنه ولی حس درک شدن ؟ نه.
درسته اشعار حجم به همه نوع ذهنی نمیخوره قبول دارم، ولی دقیقا برای همینه، برای بیان چیز هایی که منطق نمیتونه بیان کنه.
به نظرم تفاوت سلیقه باعث شد جریان قبلی کامل نشه
هرچند با همون نیما و اخوان به کمال رسید
هنوز فکر میکنم قدیمیا از این حجمیا کامل ترن.
یه سری ویژگی های کلیدی هم داره
مثلِ در شعر سنتی یا حتی خیلی از شعرهای مدرن، شما میخونید تا ببینید شاعر چی میخواد بگه. اما در شعر حجم، چگونگیِ گفتن مهمتر از آنچه گفته میشود ئه. این شعر قرار نیست پیام اخلاقی یا سیاسی صریحی بده.
در این شعر، مرزهای منطق شکسته میشه. مثلا ممکنه شاعری بگه: «صندلیهای عاشق، در ساعتِ شنی ذوب شدند». این یعنی تصاویر در کنار هم قرار میگیرن تا حالتی از شهود رو ایجاد کنن، نه منطق.
هدف شاعرِ حجم، ایجاد یک لحظهی درخشان در ذهن مخاطبه. شعری که مثل یه جرقه یا یه ضربه، یکباره تصویر جدیدی از جهان رو جلوی چشماتون بیاره.
این شعرها معمولاً در جغرافیای خاصی گیر نمیکنن و به دنبال کشفِ ذاتِ اشیاء و فراتر رفتن از واقعیتهای روزمره هستن.
شعر حجم یا شعر دیگر یکی از جسورانهترین، پیچیدهترین و مدرنترین جریانهای شعر معاصر فارسیه که توی دهه چهل معرفی شد.
این جریان ادبی در سال ۱۳۴۸ با انتشار بیانیه ای توسط یدالله رؤیایی و گروهی از شاعران هم فکرش (مثل هوشنگ آزادیور، احمدرضا احمدی و… که ابراهیم جعفری هم به این فضا نزدیک بود) به طور رسمی معرفی شد.
دلیل نامگذاری «حجم» اینه که در دنیای هندسه، «حجم» چیزیه که طول عرض و ارتفاع داره و فضایی رو اشغال میکنه. شاعرانِ این جریان میخواستن شعرشون همینطور باشه؛ یعنی یک موجودیت مستقل داشته باشه که در ذهن مخاطب، فضا اشغال کنه و از یک سطحِ ساده (یعنی فقط خواندنِ کلمات) به یک عمقِ سهبعدی تبدیل بشه.
شعر حجم، شعری است که نمیخواهد فقط معنا را منتقل کند؛ بلکه میخواهد تجربهای فراتر از زبان بسازد.
شاید این یه توضیح مختصر و کوتاه باشه که مفهموم رو برسونه، اما در کل این نوع اشعار توضیح دادنی نیستن باید توی ذهن مخاطب شکل بگیرن.
محمد ابراهیم جعفری متولد ۹ خرداد ماه ۱۳۱۹
ابراهیم جعفری، شاعری که با کلمات نقاشی میکرد. او معتقد بود شعر باید «دیده شود» نه فقط خوانده شود ؛ یک هنرمند تمام عیار که بوم نقاشی و دفتر شعر برایش دو روی سکه بودند.
او در روزگاری میزیست که شعر فارسی در تب و تاب تغییر بود. در حالی که خیلیها درگیر شعرهای سیاسی و حماسیِ تند و تیز بودند، جعفری راه خودش را داشت. او به سراغ دنیای درونی، سکوت، تنهایی و خلأ میرفت. شعرِ او نه برای فریاد زدن، که برای تأمل کردن بود.
جعفری بجای روایت کردن داستان فضا خلق میکرد.
او با نگاهی تازه به زبان، از کسانی بود که به جریان شعر حجم نزدیک شد. برای جعفری، زبانِ شعر، ابزاری برای توضیح واقعیت نبود، بلکه وسیلهای برای عبور از واقعیت بود.
و در آخر ؛ خاکستری او در ۶ام مهرماه ۱۳۸۷ به سیاهی تبدیل شد.
