𝘚𝘸𝘢𝘯 𝘞𝘪𝘯𝘦🪽⋆˚
رفتن به کانال در Telegram
Join me in death .🦢 𝘊𝘢𝘯 𝘸𝘦 𝘵𝘢𝘭𝘬?⋆˚ https://t.me/Swanoviabotbot @nomatterwhat11 Join?
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
234
مشترکین
+3124 ساعت
+347 روز
+3430 روز
آرشیو پست ها
234
اون شب می خواستم بهت همه چیزو بگم ،میخواستم ورژن احساسی و آسیب پذیرمو بهت نشون بدم، میخواستم آرومت کنم و تو اون شب تصمیم گرفتی به خاطر حرفزدن با اون پیوی منو سین نکنی.
234
1:45
2:40
I've tried to find somebody else, but it just makes me lonelier You were never even good to me, falling for the person you could be But he doesn't exist So I just need to close this door Wipe the wine that we spilled off the floor I just need to close this door Who do I keep it open for? Only you, my love Only you, my love You're calling a cab from the sheets of my bed When I opened my eyes, you were halfway to London I'm calling your phone, and you're not picking up And I still don't know how, when you left me,you just went...
234
یکی از بزرگ ترین ترس های زندگیم اینه که از خودم نشونهای به جا نذارم. شاید وقتی دیگه اونجا نبودی ، وقتی کنارش نبودی وقتی دیگه وجود نداشتی، نشونه هایی ازت باشن که بگن زمانی اونجا بودی. در کنار بقیه نفس کشیدی به دریاچه دل بستی و بودنش رو با دست هات نوازش کردی. حتی الان بعد از بیشتر از یک دهه هنوز همه چیز رو به یاد دارم،فکرمیکردم جوجه اردک زشت هیچوقت قو نمیشه، انگار من تیکهای از وجودم رو تو آب جا نذاشته بودم. تیکهای از زمان و مکانی که دیگه وجود نداره برای همیشه در من گم شده. و هر بار دنبالش میگردم ،نامه هارو نگه داشتم تا اثری از ما بجا بمونه.فکر کنم از همون موقع بود که فهمیدم از ناپدید شدن میترسم. از اینکه چیزی اونقدر کامل از بین بره که انگار هیچوقت وجود نداشته. نه فقط آدمها.
درخت ها، احساسات،گربه ها، ما...
شاید برای همین از نبود نشانه ها میترسم. چون وقتی دیگه اون چشمها نباشن و این نفس دست از کشیدن برداره، شاید چیزی از تو بجا مونده باشه که بگه بودی. بودم و زمانی به تو نگاه کردم و چیزی دیدم که هیچکس دیگه دقیقاً به همون شکل نمیتونه ببینتش.
