Hecate’s Oracle تاروت
رفتن به کانال در Telegram
3 942
مشترکین
-2524 ساعت
-1497 روز
+66530 روز
آرشیو پست ها
سجتریس برای اینکه بفهمی اخر اون کوچه کجاست تا تهشو میری ولی کی تضمین میکنه ته اون کوچه یکی با چاقو دو درزه ات نکنه؟
اسکورپیو اگه نصف چیزایی که تو ذهنت میگذره رو میگفتی، نصف این همه ابهام الکی ایجاد نمیشد.
اریس یه جوری من مشکلی ندارم میگی که آدم دقیقا میفهمه قراره تا شب با همه مشکل داشته باشی
انتخاب دوم
این انتخاب انرژی کاملاً متفاوتی داره. اینجا بیشتر از گذشته، بحث ابهام و اتفاقیه که هنوز کامل خودش رو نشون نداده. انگار توی یه موقعیت هستی که اطلاعات کافی برای تصمیم گرفتن نداری؛ یه چیزی نصفهنیمهست، یه رفتار واضح نیست، یا مسیری جلوت قرار گرفته که هنوز نمیدونی ارزش ادامه دادن داره یا نه.ممکنه این موضوع مربوط به یه آدم جدید، یه پیشنهاد، یه تغییر، یا حتی تصمیمی باشه که مدتهاست بهش فکر میکنی. چیزی که مهمه اینه که هنوز همهی قطعات پازل سر جاشون نیستن. برای همین ممکنه ذهنت شروع کنه جاهای خالی رو خودش پر کنه؛ از یه پیام ساده نتیجه بگیری، از یه سکوت معنی بسازی، یا قبل از اینکه اتفاقی افتاده باشه چندین پایان مختلف براش تصور کنی.این انتخاب میگه فعلاً لازم نیست جواب نهایی رو از چیزی بگیری که هنوز شکل نگرفته. یه حقیقت یا اطلاعات تازه میتونه مسیر نگاهت به این موضوع رو عوض کنه. حتی ممکنه چیزی که الان فکر میکنی خیلی مهمه، وقتی جزئیات بیشتری بفهمی، اصلاً اونقدر که تصور میکردی بزرگ نباشه.یه نکتهی دیگه هم هست: این انتخاب میتونه دربارهی فرصتی باشه که اولش چندان جدی به نظر نمیاد. چیزی که ممکنه اتفاقی وارد زندگیت بشه و اول فکر کنی خب که چی؟، ولی بعداً بفهمی شروع یک تغییر بزرگتر بوده. پس قرار نیست همهچیز رو کنترل کنی یا از همین الان نتیجهی آخر رو بفهمیفقط حواست باشه بین «حس درونی» و «ترسی که داری» فرق بذاری. هر چیزی که ناشناختهست الزاماً خطرناک نیست، و هر چیزی که آشناست الزاماً امن نیست
انتخاب اول
این انتخاب بیشتر برای وقتیه که یه بخش از زندگیت هنوز تموم نشده، حتی اگه از بیرون مدتهاست تمومشده به نظر بیاد. یه آدم، یه تصمیم، یه اتفاق یا حتی یه نسخهی قدیمی از خودت که هنوز گاهی برمیگرده توی ذهنت. نه لزوماً چون میخوای دوباره بهش برگردی؛ بیشتر چون هنوز یه قسمتش برات قابل هضم نشده. ممکنه بارها با خودت گفته باشی «دیگه مهم نیست»، ولی یه آهنگ، یه مکان، یه تاریخ یا حتی یه جملهی ساده دوباره همون حس رو برگردونه. این فال میگه بیشتر از اینکه دنبال برگشتن چیزی باشی، وقتشه بفهمی چرا هنوز بخشی از تو بهش وصل مونده. شاید چیزی که دلت براش تنگ شده، خودِ اون آدم یا موقعیت نباشه؛ شاید احساسی باشه که وقتی کنارش بودی داشتی. حس امنیت، هیجان، دیدهشدن یا حتی امیدی که اون دوره با خودش داشت.از طرف دیگه، یه جور خستگی هم توی این انتخاب دیده میشه. انگار مدت زیادیه داری یه چیزی رو توی ذهنت بالا و پایین میکنی و هر بار به یه نتیجهی جدید میرسی. ولی حقیقت اینه که قرار نیست هر چیزی با پیدا کردن «دلیل واقعی» حل بشه. بعضی اتفاقها فقط اتفاق افتادن، بعضی آدمها فقط رفتن و بعضی جوابها هیچوقت از طرف کسی که منتظرش بودی گفته نمیشن.این انتخاب بیشتر از برگشتن، دربارهی پس گرفتن خودته. اینکه دیگه اجازه ندی چیزی که تموم شده، هر بار با یه خاطره دوباره حال الانت رو تعیین کنه. ممکنه بهزودی یه اتفاق کوچیک باعث بشه متوجه بشی چقدر از اون مرحله فاصله گرفتی؛ چیزی که قبلاً میتونست کل روزت رو خراب کنه، این بار فقط چند دقیقه ذهنت رو درگیر میکنه و بعد میگذره
