fa
Feedback
گل سوری

گل سوری

رفتن به کانال در Telegram

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
258
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+97 روز
+2130 روز
آرشیو پست ها
رمضان مبارک🌙🤍

گیرم که در باور تان به خاک نشسته ام و ساقه های جوانم از ضربه های تبر های‌تان زخم دار است با ریشه چی می کنید؟ گیرم که بر سر این باغ بشسته در کمین پرنده اید پرواز را علامت ممنوع می‌زنید با جوجه های نشسته در آشیان چی می کنید؟ گیرم که می کُشید گیرم که می‌برُید گیرم که می زنید با رویش ناگزیر جوانه ها چه می‌کنید؟
خسرو گل سرخی

photo content

می خواستم بگویم که هیچ وقتی برایم نام روز ها مهم نبودند. روز ها همه یکی اند. فقط برای آسانی کار روی شان نام گذاشته اند. دوشنبه مثلا از سه شنبه و چهار شنبه چه فرقی دارد؟ یکی‌ سیاه است و دیگر سرخ؟ یکی دراز است و دیگری کوتاه؟ یکی چاق است و دیگری لاغر؟ … نه، همه یکی اند. امروز همان دیروز هست و فردا هم مثل امروز …اصلاً مهم نیست چه روزی است. مهم این است که ما چه حال و روزی داریم.
در رکاب عشق سیامک هروی

در حال خواندن کتاب در رکاب عشق هستم و هر صفحه‌اش اشتیاق رفتن به بامیان را در دلم زنده‌تر می‌کند. پیش از این هم آرزوی دیدنش را داشتم، اما وصف زیبای بامیان در این کتاب، شوق رفتن را در من چند برابر کرده؛ کاااش میتوانستم به آنجا بروم.😭

مرگ خوش آلبر کامو
مرگ خوش آلبر کامو

اما واقعیت این است؛ که من بدجور از زندگی میترسیدم زمان میدوید و من که رویای پرواز داشتم هنوز سینه خیز رفتن را هم یاد نگرفته بودم :)

about my birthday 🎂
about my birthday 🎂

میخواهم در مورد همه چیز کتاب بخوانم، با اینکه میدانم نتیجه اش رنج بیشتر هست. میخواهم کسی را دوست بدارم، که میدانم سر و تهش رنج بیشتر است. میخواهم به درست یا غلط با احساس زندگی کنم نه منطق، با این می دانم سر و تهش رنج است. کلا شاید انسان فقط ادامه بدهد، با اینکه میدانه سر و تهش مرگ است.

🥀

بعد از حذف کانال عزیزم «در امتداد خیال»، کم‌کم فهمیدم چه اشتباه بزرگی کرده‌ام و چقدر به آن کانال دل‌بسته بودم. چند روزی با همین حس گذشت تا دوباره تصمیم گرفتم کانالی بسازم؛ جایی امن برای علاقه‌های کوچک من، جایی که بتوانم از عکس غروب گرفته تا تکه‌ای از کتاب و حرف‌های دلم را در آن بگذارم. جایی برای ارتباط با آدم‌های تازه، شاید با کسانی که علایق مشترکی داریم. اما این‌بار خواستم نام تازه‌ای برای کانال انتخاب کنم؛ اسمی که مدت‌ها بود در ذهنم می‌چرخید. «گل سوری». اولین‌بار این نام را در شعرهای قهار عاصی دیدم، بعدتر در شعرهای رامین مظهر و کاوه جبران با آن روبه‌رو شدم، و اخیراً هم در یک آهنگ یا هم‌زمزمه از غوغا که این روزها در اینستاگرام زیاد شنیده می‌شود و خیلی دوستش داشتم. همان‌جا بود که این نام در ذهنم ماندگار شد و همین شد که اینجا را «گل سوری» نامیدم.
گل سوری به معنای گلی سرخ، آتشین و بسیار خوشبوست.